fa
Feedback
اقامتگاه کاج و ابر

اقامتگاه کاج و ابر

رفتن به کانال در Telegram

  ֪    🌲🍵⛰️ @pinescloudbot

نمایش بیشتر
1 246
مشترکین
+1424 ساعت
+27 روز
+5330 روز
آرشیو پست ها
Repost from midnight tales
گرگی در پوست انسان؟ از محاکمات تاریخی گرگ‌نماها 🐺
آلمان، اواخر قرن شانزدهم، دهکده‌‌ی بدبورگ‌‌ یکی از تاریک‌ترین‌ دوره‌های‌ خود را پشت سر گذاشت‌. سال‌ها جنگ مذهبی، قحطی، و حضور مداوم گرگ‌ها‌ باعث شده بود مردم آماده‌ی باور هر کابوسی باشند. آغاز ماجرا در دهه ۱۵۸۰ رقم خورد، زمانی که نام پیتر اشتوپ‌ peter stumpp با کلمه‌‌‌ی گرگ‌نما‌ گره خورد! سرآغاز وحشت: به مدت‌ چندین‌ سال اطراف بدبورگ‌ محل کشف اجساد بود؛ حیوانات، زنان جوان، کودکان و حتی مسافران. اجساد چنان دریده شدند که تنها چیزی که در ذهن مردم نقش می‌بست‌ این بود: گرگی عظیم، غیرعادی و هیولایی! شاهدان ادعا کردند گرگی‌ بزرگ دیدند که چشمان انسانی داشت. ترس با هر کشف جدید، در ذهن مردم شکل گرفت. طبق اسناد آن دوره، در سال ۱۵۸۹ روزی گروهی از شکارچیان شروع به تعقیب گرگی کردند که تصور می‌کردند‌ در تمام این مدت قاتل است. چند روز جنگل‌ را گشتند تا اینکه موفق شدند گرگ را محاصره کنند. اما ادامه‌ی گزارش، عجیب‌ترین‌ بخش ماجراست: وقتی گرگ پنهان شد، در همان نقطه پیتر‌ اشتوب‌ تنها، ناتوان و بی‌سلاح‌ پیدا شد! و برای مردم این شهادت کافی بود و این لحظه تبدیل به ستون اصلی تلخ‌ترین محاکمه‌‌ی گرگ‌نمایی‌ شد. پیتر‌ اشتوب‌، کشاورزی میانسال، نسبتا‌ ثروتمند و آرام و محترم بود. همسرش را از دست داده بود، دختری ۱۵ ساله داشت و پسری که سن او در منابع ذکر نشده و در جوانی مرده بود. پیتر را در جنگل دستگیر کردند و از این پس تمام اسناد و اعترافات زیر شکنجه و با ناعدالتی‌ ثبت شد: اعتراف کرد که شیطان در قالب مردی سیاه‌پوش‌ ظاهر شد و کمربندی جادویی به او داد که با بستن آن به گرگ تبدیل می‌شده‌؛ گرگی با چشم‌هایی سرخ و دندان‌هایی‌ تیز. گفت ۲۵ سال گرگ‌نما‌ بوده. پیتر با این اعترافات و شکنجه‌های‌‌ طولانی، متهم شد که اجساد قربانیان را می‌خورده‌‌ و با موجودی شیطانی رابطه داشته، همسری از اقوام خود انتخاب کرده که رابطه با محارم‌ شمرده می‌شده‌‌، و پسر خود را نیز کشته. گفتند او مغز پسرش را بیرون کشید و خورد. به قتل ۱۸ نفر ( دو نوزاد که مردم ادعا کردند پیتر آن‌ها‌ را از شکم مادر بیرون کشیده و… ) اما اتهامات به اینجا ختم نشد! دادگاهِ آن دوره پیتر را به رابطه‌‌ با دخترش محکوم کرد، موضوعی که به‌تنهایی حکم اعدام داشت! متاسفانه فرمان صادر شد؛ پیتر‌، دخترش بیل‌ و معشوقه‌ی پیتر کاترین، به یکی از وحشتناک‌ترین مرگ‌های تاریخ محکوم شدند. ۳۱ اکتبر‌ ۱۵۸۹، محل اعدام عمومی شلوغ‌تر از همیشه بود. مردم حتی بچه‌ها را برای تماشا و درس گرفتن آورده بودند. نحوه اجرای اعدام: پیتر‌ را روی چرخ‌ شکنجه‌ بستند و در ده نقطه با انبرهای‌ داغ گوشت بدنش را کندند. دست‌ها‌ و پاهایش‌ را قطع کردند و قبل از سوزاندن و قطع سرش، استخوان‌هایش‌ را با قسمت کند تبر شکستند. دختر و معشوقه‌ی پیتر کاترین، قبلا پوست کنده و خفه شده بودند و در‌نهایت همراه پیتر‌ سوختند. مقامات محلی تیرکی‌ را با چرخ شکنجه و تصویر گرگ روی آن برپا‌ کردند و سر پیتر‌ را بالای آن قرار دادند. پیتر واقعا گرگ‌نما‌ بود یا قربانی هیستری‌ جمعی؟ اسناد تاریخی می‌گویند: منطقه‌ درگیر جنگ‌‌ مذهبی و قحطی بود. گرگ‌ها‌ جمعیت بالایی داشتند و به انسان‌ها‌ نیز حمله می‌کردند. اعترافات کاملاً زیر شکنجه و فاقد ارزش تاریخی مستقل‌اند. کمربند جادویی هیچ‌گاه پیدا نشد. هیچ شاهد مستقیمی وجود ندارد که اشتوب را در حال حمله انسانی دیده باشد. طبق حرف مورخان: یا اشتوب‌ قربانی خشونت جمعی بوده، یا قاتل سریالی واقعی بوده و با این بهانه اعدام شده تا مردم قانع شوند.

آقای‌ گلفروش در اتوبوس.
آقای‌ گلفروش در اتوبوس.

رندوم های این هفته🍎🗞️⭐️
+8
رندوم های این هفته🍎🗞️⭐️

Repost from سبز بمان.
photo content
+1

اگر کسی را دوست داری، باید او را آن طور که هست دوست داشته باشی نه آن جور که گمان می‌کنی باید باشد!
-لئو تولستوی.

پژواک طبیعت.🍂🤎🛖-
+1
پژواک طبیعت.🍂🤎🛖-

Repost from "شعرزاده"
ترجمه:تمام ناتمام من
تمام آنچه که ندارم تویی،و تمام آنچه که دارم تویی ای تو تمام ناتمام من
-فاطمه

Repost from "شعرزاده"
جنوبم🌊🌾

Repost from سبز بمان.
کمی طاقت بیاور؛ ما دوباره دست‌هامان را به طلوع آغشته خواهیم کرد؛ ما دوباره در خانه‌ی بهار، ما دوباره در کوچه‌ی یاس جانی تازه خواهیم یافت.
شیما سبحانی

Repost from سبز بمان.
photo content
+1

Coraline ┊ 2009
+7
Coraline 2009

˚.𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦊
˚.𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦊

Carrot cake🥕⭐️