•یادداشت های زیرِ تخت•
رفتن به کانال در Telegram
اشک ریختم. صورتم را به بالش فشار دادم و فریاد کشیدم. خودخوری کردم. مشت به دیوار زدم. به افکار تاریکم فضا دادم. از زمین و زمان شاکی شدم و در نهایت همهی اینها را نوشتم و کاغذ را انداختم زیر تخت. هر شب همین بساط است.
نمایش بیشتر293
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
Repost from The Clamor Of Being
دیوید فاستر والاس یکبار در توصیف حال آدم افسردهای که به خودکشی فکر میکند، نوشت: «شبیه کسی که از یک ساختمانِ در حال سوختن پایین میپرد، گاهی حتی یک لحظۀ دیگر هم نمیشود درد را تاب آورد».
Repost from Diclow
اسم روزها را نمیدانم. ماهها را از دیگران میپرسم. من فقط فصلها را میشناسم. با فقط بلاهایی که سرم آوردهاند. زمستان قبلی فکر میکردم دارم میمیرم. بهار قبلی بدترین حرف عمرم را شنیدم. تابستان قبلی نزدیک بود کارتنخواب شوم. پاییز قبلی انقدر بغض قورت دادم که گلویم زخم شد.
Repost from N/a
بهرحال اين اوضاعى ست كه مى بينيد و تفسير لازم ندارد.
ما هم مى سوزيم وهم مى سازيم. قسمتمان اين بوده يا
نبوده دیگر اهميت ندارد، سگ بريند به قسمت و
همه چیز.
صادق هدايت
اگه کسی از این آپارتاید اینترنتی جون سالم به در برده بیاد صحبت کنیم🫃🏻
@themaahii
شراب و تو و سکس و سیگار و موزیک
شراب و تو و رقص و هی دور و نزدیک
شراب و تو و لبگرفتن بهتکرار
به چسباندن تو به تخت و به دیوار
تو را بستن و وحشیانه مکیدن
تو را وحشیانه به دندان کشیدن
جهانی جنون از تو تأسیس کردن
تو را با فقط بوسهای خیس کردن
شب و خاطره از تو تعریف کردن
تو را مثل یک پودر اسنیف کردن!
تو را مثل افیون کشیدن به خون و
توهّم توهّم توهّم جنون و
شراب و صدای فقط خندهی ما
فقط خندهی ما، فقط خندهی ما
فقط خندهی ما، فقط خندهی ما
بغل کردن از ترسِ تنها شدنها
شب و جیغ تو وقت ارضا شدنها
شراب و شب و شوقِ آواز خواندن
شب و زنگ همسایهها... باز خواندن!...
شب و کوچه و رفتوآمد... مهم نیست
پلیس و شب و زنگ ممتد... مهم نیست
شراب و شب و حس دیوانه بودن
و خوشبختیِ توی یک خانه بودن
و خوشبختیِ خاک در لمس ریشه
و خوشبختیِ این جنونِ همیشه
بغل کردنت توی خاموشی محض
و خوشبختیِ این فراموشیِ محض
به من چه ته سال، عیدی نداریم!
به من چه که دیگر امیدی نداریم
که طوفان از این باغ رد شد، مهم نیست
به من چه ته قصه بد شد، مهم نیست!
شب است و طلوع و غروبی نداریم
به من چه که دنیای خوبی نداریم
تفنگ است و شلیک، پایان پرواز
به من چه که ما خواستیم و نشد باز
شب است و شراب و تو و بیخیالی
من و قرص و یک گریهی احتمالی
من و ترسِ در عمقِ مرداب رفتن
من و روی پستان تو خواب رفتن
اگر ظالمی جای ظالم نشاندند
اگر دیکتاتورها رسیدند و ماندند
جهان مال او شد، به تخمم! به تخمم!
اگر زیر و رو شد، به تخمم! به تخمم!
بهجز عشق، چیز عزیزی ندارم
بهجز عشق، باور به چیزی ندارم
شراب و تو و سکس و افیون و گریه
شراب و خیابانِ در خون و گریه
شراب و شب و انفرادی و گریه
من و خانهای غرق شادی و گریه
شراب و شراب و تو و سکس و لبخند
رهاییِ از هرچه که جز تو هستند
رها کردنِ آرزو، دست در دست
رها کردنِ هرچه توی گذشتهست
رها کردنِ آنهمه بیقراریم
رها کردنِ آنچه دیگر نداریم
رها کردنِ کیسهی خاکِ همراه
رها کردنِ شوق برگشتن و... آه!
شراب و تو و سکس و سیگار و چایی
رهایی... رهایی... رهایی... رهایی...
رها میکنیم و رهایی قشنگ است...
مهدی موسوی
خونهمونو ورداشتیم / جاش یه درخت گذاشتیم
از این کوچه به کوچه / از این خونه به خونه
ما همهمون جوونیم / تا صبح باهم میخونیم
کلی قصه باهامون / یه دنیا زیر پامون
زندهایم با رویامون / مونده آرزوهامونخونهمونو ورداشتیم
جاش یه درخت گذاشتیم
از این کوچه به کوچه
از این خونه به خونه
ما همهمون جوونیم
تا صبح باهم میخونیم
کلی قصه باهامون
یه دنیا زیر پامون
زندهایم با رویامون
مونده آرزوهامون
...نوروز ۲۵۸۵ شاهنشاهی مبارک همهمون؛ جای دوستامون که کشته یا زندانی شدن خالی🍻
واپسین نوشته کامل منتشره از جواد طبابایی، مجموعه نوشتههایی است که در ماههای پایانی زندگیاش و مصادف با وقایع ۱۴۰۱ ایران، تحت عنوان «انقلاب ملی در انقلاب اسلامی» منتشر کرده است که در آن رویدادهای چندین سال گذشته ایران را ناشی از برآمدن نسل جدیدی مجهز به آگاهی ملی و به دور از ایدئولوژیهای انقلاب ۱۳۵۷ میدانست.
«چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟» عنوان نامهای تاریخی به خمینی بود که ۲۵ دی ۱۳۵۷ در روزنامهٔ آیندگان منتشر شد. وی در این نامه، از دموکراسی و جمهوریت، با توضیحات علمی، دفاع جانانهای کرد و هشدار داد که چگونه ممکن است که ایران بهسادگی از دام دیکتاتوری سکولار برهد و به دام استبداد دینی بیفتد. رحیمی در آن مقاله باور داشت که هرگونه پیشوند و پسوندی که به "جمهوری" افزودهشود، آن را از مفهوم و مسیرش خارج میکند و به بیراهه میکشاند.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
