𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋
رفتن به کانال در Telegram
874
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
874
Repost from ‘ تنفر عشق؛
فکر میکنی تا چه حد برات پیش میرم و خودمو به فاک میدم که تو هیچیت نشه و زنده بمونی؟قطعا ترجیح میدم امتحانش کنی بیب.
874
Repost from ꓵ𝗈ⲓr
— تعجب نکن اگه کاری کردم احساس مزاحم بودن بهت دست بده و فکر کنی نمیخوام باهات حرف بزنم؛ چون این دقیقا کاری بود که تو با من میکردی!
874
Repost from 𝘋𝘦𝘢𝘵𝘩 𝘪𝘯 𝘝𝘦𝘯𝘪𝘤𝘦
تنهای سردشان را بغل میگیرم و اشک هایم را پاک میکنم
نمیتوانم باور کنم که جگر گوشههایم را که تازه یاد گرفتهبودند مرا صدا بزنند، از من گرفتند
تنشان را میفشارم و غریبانه میگریم
چگونه توانستند در چشم هایشان خیره بشوند و ماشه را....
ولی نه باور نمیکنم نه
آنها فقط خوابیدهاند، کمی دیگر بیدار میشوند!
مگر میتوانند مادرشان را با این غم بزرگ تنها بگذارند!؟
دوقلوهایم مرا تنها نمیگذارد
باز کنید
چشمهایتان را باز کنید دورتان بگردم، بچههای خوب مادرشان را اذیت نمیکنند!
زجه میزنم و تکانشان میدهم
مادر فدایتان بشود بلند شوید چرا دیگر وقتی خواب هستید با انگشت های کوچکتان دستم را نمیگیرید
مادربزرگتان دروغ میگوید برای چه باید شمارا تحویل دهم تا خاکتان کنند؟ میخواهند دردانه هایم را زنده به گور کنند!؟
نه من دیوانه نشدهام نگاهشان کنید چقدر معصومانه به خواب رفتهاند چرا میخواهید از آغوشم جدایشان کنید؟؟
نههه ولم کنید نههههه دوقلوهایم را کجا میبریددد
وقتی بیدار شوند حتما گشنهاند به شیرم احتیاج دارند نبریدشان
نبریدشان...
به خودم میآیم و دست هایم را میبینم که با خون فرشته هایم رنگین شده
دوان دوان به اتاقشان میروم و لباس هایشان را بغل میکنم در تخت کوچکشان دراز میکشم
بوی خون و بوی بهشتیای که از لباسشان برایم یادگار مانده باهم تلفیق شده و گریه مرا تشدید میکند
چشمانم را میبندم
و به نام خداوند رنگینکمان...
-آلما
