Classical Persian M U S I C
رفتن به کانال در Telegram
392
مشترکین
+124 ساعت
+107 روز
+5230 روز
آرشیو پست ها
ساز و آواز - دشتی
آواز : محمدرضا شجریان
تار : حسین علیزاده
کمانچه : کیهان کلهر
شعر : حافظ
2:03
@delawaaz
در آیین ایرانیان باستان چیزی به نام سوگواری وجود ندارد. از فروردین ماه تا آخرین روز سال بطور فهرست وار تمام روزها با شادی عجین شدهاند. در ایران کهن نیاکان ما برآن باور بودهاند که شادی یگانه راه خوش بختی است و امروزه روان شناسان بدین باور رسیدهاند.
در باستان ، هر روزِ ۳۰ روزه ماههای سال با یک نام خوانده میشد و این همترازی همایون را به فال نیک گرفته و به جشن و شادی می پرداختهاند.
چون چرخ به کام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمار، خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت
-خیام
شیخی که به آب دیده میکرد وضو
میبود همیشه منکر جام و سبو
در مجلس ما دوش بسی غوغا کرد
او شیشه ما شکست و ما توبهی او
چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم..
-مولانا🪶
اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بی اعتنایی مُزمن.
صادق_هدایت
جنگ آمد، ما بودیم و چشمان بیخواب.
بر در کوفت، در را نگشودیم؛ آتش شد، و از دیوار گذشت.
بر بام آمد، فانوس شکست، و سقف فروریخت.
دلها لرزید، مادرها گریستند، پدرها در خود شکستند.
ما در تاریکی ماندیم، نه زخمها التیام یافتند، نه چراغی افروخته شد.
شب است، و هزار شب است، و هیچ شبی به پایان نرفته.
داستان تو همینجا تمام نمیشود عزیز من ؛
تو خواهی خندید در جایی که قبلاً گریسته بودی.
قلندر است کسی که نیاز را در نگاهش نمیبینی؛ حتی اگر در دلش هزاران خواهش باشد!
سخت ترین و خوشبخت ترین چیزها این است که کسی در رنج هایش ،
در رنج های ناخواسته اش
عاشق این زندگی باشد .
