fa
Feedback
dístαnt mσσn

dístαnt mσσn

رفتن به کانال در Telegram
535
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
لطفا اگه چیزی حالیتون نیست کسیو نصیحت نکنین

سلام

بخورمت جوجو لطف داری

Repost from Tinnitus
از قشنگ ترین ترکیباییه که دیدم واقعا سلیقت 1000/100

ادامه حرص خوردن

Repost from Jun's smile ᰔᩚ
‎ ‎ ◞Navillera 🦋

Repost from N/a
Pt 2:

‍ ⊹ ˖ ࣪  ⊹  ࣪  .  𝖳𝗁𝖾𝗆𝖾 , Yeonjun ִֶָ   ࣪   ࣪  [ 𝗍𝖺𝗉 𝗍𝖺𝗉 ]

Repost from Tinnitus
سه نفر می‌فرستید اینجا؟

— 💊 یونجون هدفونشو از گوشش درآورد و به اسکرین گوشیش خیره شده بود « مامان ؛ گوشت گوساله ، پیاز ، کاهو ، مایع ظرفشویی ، رامن و .. » کلافه دستي به موهاش کشید و در شیشه اي مغازه که با چسب قسمت شکسته شدش رو چسبونده بودن باز کرد ، ضرب دستش اونقدر قوی بود که دستگیره مغازه تو دستش موند و در به عقب رفت ، با تعجب به دستگیره که شکسته شده بود خیره شد و داخل شد با صدای بلند داد کشید « اجوشی شرمنده اومدم درو باز کنم دستگیرش کنده شد بگید پولش چق- » با رسیدن به پیشخوان مغازه کمی به عقب قدم برداشت ، مرد مغازه دار در حالی که چاقوي تو سینش فرو رفته روی میز خم شده بود و همه میز پر از خون شده بود یونجون نگاهشو به اطراف داد و کمی جلو رفت « ا..اجوشی .. چت شده ؟؟ » نمیدونست باید چیکار کنه اگه اونجا میموند و همه چیز میفتاد گردنش چی؟ اگه بهش انگ آدم کشی میزدن چی؟ اونقدر دست پاچه شده بود که چندین بار تا در مغازه رفت و دوباره برگشت نمیتونست اینطوری ولش کنه باید به پلیس میگفت . « اینا چقدر شدن؟ » با صدای پسری یونجون سرشو چرخوند اون یه پسر با موهای بنفش رنگ بود که خط عمیقی روی صورتش بود ، پسر بی حس نگاهشو سمت یونجون چرخوند و به سر تا پاش نگاه کرد با جواب نگرفتن از مغازه دار روی پاهاش بلند شد و سمت دستگاه خرید خم شد و به مبلغی که مانیتور نشون میداد نگاه کرد ، کیسه مشکی رنگی رو روی میز گذاشت از توش چاقو بیرون آورد و کمی باهاش ور رفت با پیدا کردن کیف پولش دست خونیشو روی لباش کشید و بینیشو که ابریزش گرفته بود و خونریزی میکرد پاک کرد « همم این ۲۰ دلار » دوباره نگاهشو به یونجون انداخت یونجون کاملا پنیک کرده بود نمیتونست بفهمه داره چی میبینه ، اون قاتل اجوشی بوده؟ اون پسر با اون هیکل ریزش..؟ چطور ممکن بود ، بومگیو پول بین دستای بی جون مرد که از میز آویزون شده بود گذاشت و سمت در مغازه رفت و به دستگیره کنده شده نگاهی انداخت و رو به یونجون کرد « یادت نره خسارتشو بدي » بعد بدون حرفی رفت یونجون تمام مدت به پسری که از جلوی چشماش ناپدید میشد زل زده بود و هیچکاری ازش برنمیومد .

Repost from "Our summer"
maybe a new beginning: جایی که چوی بومگیو دنسره تازه کاره کمپانی بیگ‌هیت بخاطر سختی کارش کم کم داشت نا امیشد میشد ولی چی میشه
+1
maybe a new beginning: جایی که چوی بومگیو دنسره تازه کاره کمپانی بیگ‌هیت بخاطر سختی کارش کم کم داشت نا امیشد میشد ولی چی میشه اگه با دیدن سونبه‌اش چوی یونجون همه چی براش تغییر کنه و بخواد توجه هیونگش رو جلب کنه؟.

Repost from N/a
┈─ Yeongyu ─┈

اینجا بشه 432 شیپ پارتی با سناریو/ دیالوگ.

Repost from sweet dream
Mission: Unlock chest 1 ╭╯ 𝖺 𝗍𝖺𝖾𝗀𝗒𝗎 𝖺𝗎 𝖻𝗒 @swtdrim
Mission: Unlock chest 1 ╭╯ 𝖺 𝗍𝖺𝖾𝗀𝗒𝗎 𝖺𝗎 𝖻𝗒 @swtdrim

Repost from Cαr͡αmelᴉtα

Repost from Cαr͡αmelᴉtα
𓂅   𝟧𝟢 . ☔️ ◜ #jichangwook ◝

Repost from 🔒
photo content
+4

Repost from N/a
┈─ Yeongyu ─┈

Repost from tubami.
● twentieth part: