کانال کمال طباطبایی
رفتن به کانال در Telegram
این کانال جهت ارائه آثار تصویری و همچنین ارائه ایدهها و نگرش های هنری و فرهنگی برای گسترش فضای گفتمان فرهنگی شکل گرفته است.
نمایش بیشتر959
مشترکین
-224 ساعت
-37 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
Repost from کانال خانهی هنرمندان ایران
+8
📸 #آلبوم_روز | مراسم معرفی برگزیدگان و اعطای جوایز رویداد تصویرگری «اگر میشد صدا را دید» [تصویرگری شعرهای محمدرضا شفیعیکدکنی] توسط جایزه «آینهدار دوران» و «انجمن تصویرگران ایران» عصر پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری خانهی هنرمندان ایران برگزار شد.
گزارش تصویری: لیلا ابراهیمی
#خانهی_هنرمندان_ایران
#سالن_استاد_ناصری
@iranartists
Repost from Mirror-Award
فردا، پنجشنبه ۳۰ مهر ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران، برگزیدگان جایزه اگر میشد صدا را دید معرفی شده، جایزهها اعطا خواهد شد.
پیامی با عنوان «دعوتنامه عروسی» به دستتان میرسد. برای دیدن نشانی تالار و زمان جشن، از شما میخواهد یک فایل با پسوند APK را نصب کنید. این فایل حاوی بدافزار جاسوسی باشد.
حتی اگر پیام از طرف یکی از آشنایان فرستاده شده، فایل را نصب نکنید؛ ممکن است حساب او در اختیار مجرمان قرار گرفته باشد. برای دیدن اطلاعات یک مراسم، نیازی به نصب برنامه ناشناس نیست.
◾️اگر فایل آلوده را نصب کردهاید؛ اینترنت گوشی را قطع کنید، برنامه ناشناس را اگر فایل APK مشکوکی را از تلگرام نصب کردهاید:
1️⃣اینترنت گوشی را فوری قطع کنید؛ وایفای و اینترنت همراه را خاموش کنید.
2️⃣برنامهای را که با آن فایل نصب شده، از گوشی حذف کنید.
3️⃣ با Play Protect گوشی را اسکن کنید.
4️⃣از یک گوشی یا کامپیوتر مطمئن، امنیت حسابهای مهم خود را بررسی کنید. اگر رمزتان در معرض خطر بوده، آن را تغییر دهید.
5️⃣ در تلگرام به بخش تنظیمات ← دستگاهها (Devices) بروید و نشستهای ناشناس را ببندید. سپس «تایید دومرحلهای» را فعال کنید.
6️⃣اگر نشانههای آلودگی ادامه داشت، برای بررسی تخصصی یا بازنشانی گوشی اقدام کنید.
نکته مهم:
نداشتن نشانه آشکار، به معنای سالم بودن گوشی نیست.
Repost from انجمن تصویرگران ایران
پس از مرحله فراخوان و انتخاب آثار جایزه «اگر میشد صدا را دید»، دوره برگزاری این رویداد از ۱۷ مهر آغاز میشود.
نمایشگاه آثار که جمعه ۱۷ مهر، ساعت ۱۶ در «خانه طهران» برپا میشود شامل ۶۳ از شصتوچهار تصویرگر است (یک اثر بهصورت مشترک).
نمایشگاه تا ۱۵ آبان ادامه خواهد داشت.
خانه طهران (در خیابان لالهزار جنوبی، کوچه اتحادیه) یکی از بناهای نمادین و تاریخی تهران است و آثار رویداد در اتاقهای بخش اول بنا، درنگارخانهای با معماری ایرانی به نمایش درخواهد آمد.
مراسم معرفی برگزیدگان و اعطای جایزهها ۳۰ مهر در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.
جایزه اگر میشد صدا را دید، که با موضوع تصویرگری شعرهای استاد محمدرضا شفیعی کدکنی برگزار میشود، رویدادی مستقل است که در همکاری جایزه «آینهدار دوران» و «انجمن تصویرگران ایران» شکل گرفته است.
این رویداد را سازمان زیباسازی شهر تهران (خانه تهران)، موزه هنرهای معاصر تهران و خانه هنرمندان ایران، با در اختیار گذاشتن محل نمایشگاه و نشستها، همراهی کردهاند.
دبیر: سیدعباس دعایی
دبیر هنری: کمال طباطبایی
مشاور رویداد، مدیرهنری و طراح پوستر: کیانوش غریبپور
*او نوشت:*
*«حقیقت تلخ این است که بیشترِ شَر توسط کسانی انجام میشود که هرگز تصمیم نگرفتهاند خوب باشند یا بد.»*
بزرگترین جنایت ها را نه هیولاهای سادیست ،
بلکه آدمهای معمولی مرتکب میشوند که فکر کردن مستقل را کنار میگذارند .
که اطاعت میکنند.
که سؤال نمیکنند.
که داوری خود را به قدرت میسپارند.
پس چه باید کرد؟
*آرنت تسلیم ناامیدی نشد.*
در سال ۱۹۶۸ ، او کتاب «مردان در روزگار تاریک» را منتشر کرد — مجموعهای از جستارها درباره افرادی که با اعمال کوچک شجاعت و درستکاری در برابر استبداد ایستادند .
*او نوشت :*
*«حتی در تاریکترین زمانها ، ما حق داریم به اندکی روشنایی امیدوار باشیم، و این روشنایی ممکن است نه از نظریه ها و مفاهیم، بلکه از شعله لرزان و ناپایدار مردان و زنانی بیاید که در زندگی و کارشان، تقریباً در هر شرایطی، آن را روشن میکنند.»*
در اعمال فردی شجاعت اهمیت دارد .
نه انقلابهای بزرگ . نه قهرمانان کامل .
فقط انسانهایی که از فکر کردن دست نمیکشند .
که از واگذار کردن داوری خود امتناع میکنند.
که بر تمایز میان حقیقت و دروغ پافشاری میکنند .
*آرنت به چیزی باور داشت که آن را «زادمانی» مینامید :*
*این ایده که هر تولد انسانی یک آغاز تازه است — توانایی برای عمل خود جوش که امکان تغییر را فراهم میکند .*
هیچ نظامی، هرچقدر هم توتالیتر ، نمیتواند این توان انسانی برای آغاز چیزی نو را کاملاً کنترل کند.
برای مقاومت .
برای اندیشیدن .
برای عمل کردن .
*این پادزهر او در برابر توتالیتاریسم بود : معجزه کنش انسانی .*
۴ دسامبر ۱۹۷۵. نیویورک.
هانا آرنت بر اثر سکته قلبی در ۶۹ سالگی ، پشت میز کارش، در میانه نوشتن جملهای از دستنوشتهای درباره داوری، درگذشت .
بهطور نمادین ، او در حال فکر کردن مرد .
امروز، هشدارهای آرنت پیشگویانه به نظر میرسند .
ما در دورانی زندگی میکنیم که رهبران بیشرمانه دروغ میگویند ، اطلاعات نادرست سریعتر از حقیقت پخش میشود ، مردم در حبابهای ایدئولوژیک فرو میروند، و جنبشهای اقتدارگرا در دموکراسیهای سراسر جهان اوج میگیرند.
*آرنت این را پیشبینی کرده بود.*
او به ما هشدار داد :
خطر ، استبدادی نمایشی نیست که یک شبه از راه برسد.
خطر، فرسایش آهسته و خاموش توان ما برای تشخیص درست از نادرست است.
خطر این است که مردم عادی آنقدر گیج، خسته و بدبین شوند که دیگر تلاش نکنند بفهمند چه چیزی واقعی است.
و وقتی این اتفاق بیفتد — وقتی یک جمعیت دیگر نتواند قضاوت کند ، فکر کند یا عمل کند — میتوان هر کاری با آن کرد.
اما او برای ما راه خروجی هم گذاشت :
خودت فکر کن .
از واگذار کردن داوری ات خودداری کن .
به تمایز میان واقعیت و خیال بچسب .
شعله کوچک و لرزانت را روشن نگه دار — حتی اگر ضعیف به نظر برسد .
زیرا توتالیتاریسم از نبود اندیشه تغذیه میکند.
و هر انسانی که از فکر کردن دست نمیکشد، خود یک عمل مقاومت است.
*هانا آرنت (۱۹۰۶–۱۹۷۵)*
*پناهنده. فیلسوف. حامل حقیقت.*
زنی که از استبداد گریخت — و تمام زندگیش را صرف آموختن به ما کرد که چگونه آن را بشناسیم ، پیش از آنکه خیلی دیر شود.
*(سرگذشت کوتاهی از هانا آرنت)*
*هم او بود که از دست نازی ها گریخت .*
*و سپس باقی عمرش را صرف هشدار دادن به ما کرد : خطر واقعی دیکتاتور نیست — خطر آن لحظهای است که مردم عادی دیگر نمیتوانند میان حقیقت و دروغ تمایز قائل شوند.*
*برلین .*
*هانا آرنت ، ۲۷ ساله، در سلول گشتاپو نشسته است.*
*او بهخاطر کاری که رژیم نازی آن را خیانت میدانست دستگیر شده بود: مطالعه درباره یهودستیزی.*
*هشت روز بازجویی شد. سپس، با ترکیبی از شانس و دلسوزی یک افسر ، آزاد شد.*
او بلافاصله از آلمان گریخت .
اول به چکسلواکی . سپس به فرانسه. و وقتی فرانسه به دست نازیها افتاد ، بهعنوان «بیگانه دشمن» در اردوگاهی در پیرنه بازداشت شد.
او دوباره فرار کرد — از کوهها گذشت ، از اسپانیا و پرتغال عبور کرد و سرانجام در سال ۱۹۴۱ سوار کشتیای شد که او را به نیویورک برد.
*او به آمریکا رسید ، با تنها دارائیش : جانش… و پرسشهایش :*
*چگونه این ممکن شد؟*
https://chat.whatsapp.com/K78Byx3fEGcFuVphapZ470
چگونه یکی از تحصیلکرده ترین وفرهیخته ترین ملتهای جهان به بربریت سقوط کرد؟
چگونه مردم عادی — معلمان ، پزشکان ، همسایهها — توانستند به شرکتکنندگان در قتل نظاممند تبدیل شوند؟
*هانا آرنت چهل سال بعدی زندگیاش را صرف پاسخ دادن به این پرسشها کرد.*
او در سال ۱۹۰۶ در هانوفر آلمان، در خانوادهای یهودی و سکولار به دنیا آمد . پدرش را در هفتسالگی از دست داد.
مادرش او را در فضایی از آزادی فکری پرورش داد — هانا فلسفه را نزد مارتین هایدگر و کارل یاسپرس آموخت.
او درخشان بود. همه این را میدانستند .
اما یهودی بودن در آلمان نازی یعنی اینکه درخشش ذهنی دیگر ارزشی نداشت.
وقتی هیتلر به قدرت رسید، مسیر دانشگاهی او فرو پاشید . سپس امنیتش .
او به پناهنده تبدیل شد . و بعد، به متفکری که قرار بود فهم ما از استبداد را دگرگون کند.
*کتاب «خاستگاههای توتالیتاریسم» منتشر شد.*
این اثر سنگین، جامع و انقلابی بود .
آرنت در آن تحلیل کرد که چگونه آلمان نازی و روسیه استالینی — با وجود ایدئولوژی های ظاهراً متضاد — هر دو نظامهایی توتالیتر ساختند که نه تنها بدنها، بلکه خود واقعیت را نابود میکردند .
*او نوشت :*
«سوژهی ایدهآل حکومت توتالیتر نه نازیِ متعصب است و نه کمونیستِ متعصب، بلکه کسی است که برای او تمایز میان واقعیت و خیال ، میان درست و نادرست ، دیگر وجود ندارد.»
این بینش هولناک او بود :
توتالیتاریسم به مؤمنان نیاز ندارد .
fanatik
به مردمی نیاز دارد که دیگر نمیدانند چه چیزی واقعی است .
*یک رژیم چگونه واقعیت را نابود میکند؟*
*آرنت سازوکار آن را شناسایی کرد :* دروغگویی مداوم و بیشرمانه .
نه برای اینکه تو را به یک دروغ خاص قانع کند ،
بلکه برای اینکه توانائیت را در تشخیص حقیقت نابود کند .
برای دیکتاتورها، واقعیت ها حقایق عینی نیستند — بلکه همان چیزی هستند که قدرت اعلام میکند .
*و وقتی دروغ ها آنقدر دائمی و فراگیر میشوند ، اتفاقی ترسناک میافتد :*
مردم در نهایت هم به همهچیز باور میکنند و هم به هیچ چیز .
فکر میکنند همهچیز ممکن است و هیچچیز حقیقت ندارد.
*یک روزنامهنگار فرانسوی از آرنت درباره ریچارد نیکسون و رسوایی واترگیت میپرسد.*
*او ۶۸ سال دارد و شاهد است که یک دموکراسی دیگر با رهبرانی دست وپنجه نرم میکند که مدام دروغ میگویند .*
*پاسخ او سرد و لرزه آور است :*
«اگر همه همیشه به شما دروغ بگویند ، نتیجهاش این نیست که شما دروغ ها را باور کنید ، بلکه این است که دیگر هیچ چیز را باور نمیکنید.
و مردمی که دیگر نتوانند به چیزی باور داشته باشند ، دیگر نمیتوانند نظر و داوری داشته باشند .
آنها نهتنها توان عمل کردن ، بلکه توان فکر کردن و قضاوت کردن را از دست میدهند.
و با چنین مردمی میتوان هر کاری کرد.»
*این دستورالعمل است :*
مدام دروغ بگو .
وقتی گیر افتادی ، باز هم دروغ بگو .
به کسانی که حقیقت را میگویند حمله کن.
فضا را از اطلاعات نادرست پر کن تا مردم از جستوجوی واقعیت دست بکشند.
بعد هر کاری که میخواهی بکن — مردم دیگر فلج شدهاند.
*اما چیزی که بیش از همه آرنت را آزار میداد، این بود :*
*کسانی که دست به جنایت میزنند، هیولا نیستند .*
*در سال ۱۹۶۱، او در دادگاه آدولف آیشمن شرکت میکند-افسرنازی مسئول لجستیک هولوکاست.او انتظارداشت شرّ مجسم راببیند! یک شیطان.*
*اما در عوض، یک کارمند اداری کسلکننده را دید.*
*آیشمن نه از نفرت یا ایدئولوژی، بلکه از جاهطلبی ، اطاعت و فقدان اندیشیدن حرکت میکرد .*
*او گفت که فقط «دستورها را اجرا میکرد».*
*آرنت این را «ابتذال شر» نامید .*
در فیلم و سریال روزی ، روزگاری!!!
🔴قلیخان، دزد بود؛ خان نبود!
جوان که بود،
با خودش گفت:ببینم میتوانم به تنهایی هزارقافله راغارت کنم؟
و پای همین حرف ایستاد!
سالها گذشت و هزار قافله را لخت کرد!
آخر عمر، پشت دستش را داغ زد و با خودش گفت:
حالا ببینم میتوانم فقط یک قافله را سالم به مقصد برسانم!
اما
نتوانست!
نه ازآن رو که پیر شده بود،
از آن رو که همه عمر، لخت کردن آموخته بود،
کمین را بلدبود،
غارت را بلدبود،
نه حفاظت و مراقبت
و هدایت و سلامت به مقصد را!
آدمی،
همان چیزی را میتواند انجام دهد که عمرش راصرف آموختنش کرده است!
حکایت بعضی
تفکرات!!!!!
نیز همین است!
اگرسالها ذهن یک دولت، صرف عبور از بحران، شکست دادن دشمن، غلبه بر رقیب وزیستن درمیدان نبرد شود،
آرام آرام
#کشورداری#
را فراموش میکند!
آنوقت دیگر حتی اگر جنگی هم در کار نباشد،
باز هم کشور بوی جنگ میدهد؛
زیرا ذهنی که همش دشمن دشمن می کند
و
به بحران خو گرفته، امنیت را نیز از مسیر بحران جستوجو میکند!
هیچ سرزمینی با ایستادن دائمی بر لبه پرتگاه،
قدرتمند نمیشود!
چون اقتصاد ، آرامش و رزق روزی مردم ،
آرامش و ثبات را
می طلبد!
هنر سیاست ورزیدن، این نیست که هر بار کشور
را از یک جنگ عبور بدهی!
هنرسیاست آن است که کاری کنی تا کشور ،
اساساً کمتر در آستانه جنگ قرار بگیرد!
کشورداری ، به مقصد رساندن یک قافله است؛
نه لخت کردن ملت!!!!
نه عبور دادن مداوم آن از بحران و آتش !
کشور داری احتیاج به اندیشه ، تفکر ، آرامش، برنامه ریزی و ایجاد ثبات مطلق در اقتصاد و فرهنگ و توسعه دارد!
با احترام،
از جنابعالی دعوت میشود در آیین گشایش نمایشگاه گروهی تصویرسازی «تکفریم»
با ارائه آثاری از تصویرگران نسل های مختلف ایران که به همت انجمن تصویرگران ایران گردآوری شده است، شرکت فرمایید.
نگارخانه لاله
گشایش: جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵ | ساعت ۱۶ تا ۲۰ بازدید :۴ تا۲۸ مهر | شنبه تا چهارشنبه
ساعت۱۰ تا۱۸. غیر از ایام تعطیل
▫️
نگارخانه لاله خیابان فاطمی، ضلع شمالی بوستان لاله، جنب هتل لاله
تلفن: ۸۸۹۶۰۴۹۲
Repost from مرجان ثابتی
در آستانه...
ترسناک ترین کابوس ها را در بیداری نظاره میکنیم.
احاطه شده با خشونتی لحظه به لحظه.
آن رنج را انباشت میکنیم در لبه پرتگاه تعلیق.
در لحظه ای تمام واکنش ها را از دست خواهیم داد.
محفظه ای میسازیم برای نشنیدن و ندیدن.
On the threshold...
we watch the most terrifying nightmares in wakefulness.
Surrounded by violence moment by moment.
We accumulate that suffering on the edge of the abyss of suspense.
In a moment we will lose all reactions.
We create a container not to hear and not to see.
طراحان آزاد ۳ تا ۱۴ مهر ۴ تا ۸ عصر
گالری شنبه ها تعطیل است.
Gallery is closed on Saturday.
@azadartgallery
Repost from انجمن تصویرگران ایران
«تکفریم» مجموعهای از تصویرگریهایی است که از دل کتابهای کودک و نوجوان بیرون آمدهاند؛ تصویرهایی که حتی بدون متن، ترکیببندی، روایت و جهان مستقل خودشان را دارند.
حالا بخشی از این حافظهی تصویری کتاب کودک،
در نگارخانه لاله کنار هم قرار گرفته است.
جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵ به تماشای آثاری از
پرویز کلانتری، غلامعلی مکتبی، فرشید مثقالی، نورالدین زرین کلک، علیاکبر صادقی، فریده شهبازی و دیگر تصویرگران ایران دعوتید.
گشایش: جمعه ۳ مهر، ساعت ۱۶ تا ۲۰، نگارخانه لاله
بازدید: ۴ تا ۲۸ مهر ۱۴۰۵، شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۱۰ تا ۱۸ (غیر از ایام تعطیل)
تصویرسازی پوستر: آلن بایاش
طراحی گرافیک پوستر: الهه جوانمرد
Repost from Mirror-Award
آخرین مهلت تحویل حضوری آثار برای فراخوان تصویرگری «اگر میشد صدا را دید»
شنبه ۲۸ شهریور تا دوشنبه ۳۰ شهریور از ساعت ۹ صبح تا ۴ بعدازظهر.
فرصت ویژه نهایی:
سهشنبه ۳۱ شهریور و چهارشنبه اول مهر از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب.
آدرس دبیرخانه:
میدان هفتتیر، خیابان کریمخان زند، خیابان خردمند جنوبی، خیابان نوشهر، پلاک ۱۵، واحد ۶، طبقه ۳، انجمن تصویرگران ایران
دبیرخانه رویداد در انجمن تصویرگران ایران، مسئولیتی در قبال آثار ارسالی خارج از زمانهای مشخص شده ندارد.
باتشکر از توجه و همراهی شما
🔸️🔸️🔸️
در این اثر، #کمال_طباطبایی با ترکیب یک نماد حیوانی عظیمالجثه و انبوهی از پیکرههای انسانی درهمتنیده، صحنهای میسازد که میان اسطوره، خشونت، و تجربهٔ جمعی در نوسان است. ماهی بزرگِ سرخ، که بر فراز تودهٔ بدنها شناور است، نه یک عنصر طبیعی، بلکه نیرویی نمادین است؛ نیرویی که همچون قدرت، تقدیر یا تهدید، بر زندگی انسانها سایه میاندازد. پیکرههای انسانی در پایین اثر، با رنگهای آتشین و ضرباهنگهای شدید، کیفیتی فشرده و تراژیک دارند. بدنها در هم فرو رفتهاند، دستها بالا رفتهاند، و چهرهها در میان آشوب رنگی محو شدهاند؛ گویی این تودهٔ انسانی، یک جمعیت در حال مقاومت است جمعیتی که میان امید و فروپاشی، میان طلب رهایی و فشار نیروهای بیرونی گرفتار شده. پسزمینهٔ سرخ، شدت احساسی اثر را دوچندان میکند. این سرخی نه صرفاً رنگ، بلکه اقلیم خشونت و اضطراب است؛ اقلیمی که در آن هر حرکت، هر بدن و هر نگاه، بار معنایی سنگینی حمل میکند. طباطبایی با این انتخاب، اثر را از یک صحنهٔ روایی به یک فضای احساسی سیاسی تبدیل میکند. ماهی بزرگ، با دهان گشوده و حضور غالب، همچون نماد قدرتی فراانسانی عمل میکند؛ قدرتی که بر فراز جمعیت حرکت میکند و رابطهٔ میان سلطه و بقا را به تصویر میکشد. این تضاد میان موجود عظیم و بدنهای کوچک انسانی، اثر را به یک تمثیل بصری تبدیل میکند: تمثیلی از نبرد میان نیروهای بزرگ و انسانهای گرفتار در چرخهٔ تاریخ. در نهایت، این نقاشی همچون یک روایت اسطورهای از رنج و مقاومت عمل میکند؛ جایی که رنگ، فرم و نماد در کنار هم، تجربهٔ انسانی را در لحظهای از بحران و امید ثبت میکنند. طباطبایی با این زبان بصری، پرسشی بنیادین را پیش روی مخاطب میگذارد: آیا این صحنه، بازتاب یک واقعهٔ بیرونی است یا تصویری از نبردهای درونی و جمعی انسان امروز؟
مولود عظیمپور
منتقد هنر | نقاش | طراح گرافیک | مجموعه دار آثار هنری
هر شعر، پیش از آنکه تصویر شود، در خیال تصویرگر جهانی تازه خلق میکند.
کمال طباطبایی، دبیر هنری جایزهی «اگر میشد صدا را دید»، از پیوند شعر، تصویر و خیال میگوید.
#اگر_میشد_صدا_را_دید
#آینه_دار_دوران
#شفیعی_کدکنی
#انجمن_تصویرگران_ایران
#mirroraward1405
Repost from انجمن تصویرگران ایران
انجمن تصویرگران ایران امسال در نخستین «ماه هنر تهران» و این مشارکت عمومی برای اعتلای فرهنگ و هنر ایران حضور دارد؛ رویدادی که با همکاری و همراهی امیدوارانه جمع بزرگی از هنرمندان، فعالان و علاقهمندان فرهنگ و هنر برگزار میشود.
افتتاحیهی این رویداد، جمعه ساعت ۱۶، با نمایشگاه «اتاق خیال» در کتابسرای راوی برگزار خواهد شد.
«اتاق خیال» اتاقیست با پنجرههایی رو به رنگ و روشنایی؛ دعوتی برای مردم شهر تا برای لحظاتی به دنیایی از جنس خیال و تصویر قدم بگذارند.
تصویرسازی پوستر: طاهره زحمتکش
