fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Suren;Yx

Suren;Yx

رفتن به کانال در Telegram

We must constantly learn Constantly love And constantly grow So we can feel the stillness of constantly living. Uncertainty is the only certainty and constant of my inconsistent life.

نمایش بیشتر
101
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
#Music | Suren;Yx

خب من صبر میکنم با همه اکانتاش جوین شه تموم شه 😂😂

لامصب همه اکانتاشم انلاینه

الان با اک دختر میاد 😂😂😂😭😭😭

خستم کرد.
خستم کرد.

حاجی بکش بیرون Stop!!!!
حاجی بکش بیرون Stop!!!!

#Music | Suren;Yx

#Music | Suren;Yx

چیزی نیست که دوباره تجربش کنم؛ لااقل نه تا زمانی که ربع قرن دیگه ای نگذشته باشه. به خودم که در این هیاهو و گذر شتاب زده نگاه میکنم، بیشتر از چهره یک نوجوون ۱۵ ساله، سال خورده ای ۵۰ ساله رو میبینم که در عجب از گذر دوباره این ربع از قرن و در تلاش برای نیم قرن زندگی؛ احتمالا به همین اندازه مبهوت از سر خوردن زمان بین پنجه هاش مونده. سرگشته، پریشان و حیران در میان هزار بیراهه؛ جایی از زندگی خود را یافتم که هیچ چیز جز این جنگل تیره و بیمناک مرا در بر نمی‌گیرد؛ در تقلای انتخاب راه، در زمین رقص نور و سایه ها، نور جوانی در حال محو شدن در زیر سایه مردی بدون شکل. بیم دارم از آنکه خواهم شد، دلتنگم برای آن کس که دیگر نخواهم بود و نگرانم؛ نگران کسی که امروز خود را به درستی نمی‌شناسد، نگران هر گام پر لغزشی که در این جنگل اورا به بیراهه میکشاند. مجالی برای پرسه در دشت جوانی نمانده؛ خود را در جنگلی ظلمانی میابم که در آن هیچ گامی بی مهابا نیست. و هیچ روشنایی در این ظلمت نیافتم مگر آنکه میتابید از درون ، که با هرگام اشتباه مرا در میان اشباح مرد بی شکل تنها رها میکرد و از من دور میشد. درمیان آنانی که هیچ کدام در دل خود نوری نمیپرورانند. پس تو
ای نور جاودان، تو تنها در خود موطن داری. تنهایی، تویی که خود را میشناسی؛ بر خود شناس هستی، تو عشق و لبخند را در وجود خود میشناسی.
با من باش ای پیکر جاودان؛ که در این کوره راه های تاریک، ذات تو رهنمای من است. #SureNight | Suren;Yx

خوشحالم که میبینم نسل امروز ، ذهنیت ثبات گرای نسل پیشین رو نداره و عمدتا از خیر ماشین و خونه گذشته

بیاید یه نظرسنجی کنیم. باتوجه به شرایط اقتصادی فعلیمون ، برای حفظ یا افزایش سرمایه و نقدینگی، توی کدوم یکی از موارد زیر سرمایه گذاری میکنید؟ ( چند گزینه ای) دقت کنید که حتی اگر سرمایه هم ندارید ، بگید به کدوم مورد علاقه دارید اما گزینه سرمایه ندارمو بزنید
Anonymous voting

راستی درمورد فیلم تار صحبت کردم ، اگر دوست داشتید جوانب بیشتر حرفامو لمس کنید ، فیلم Tar رو ببینید. این اثر از نظر من یه شاهکار تمام عیار در نشون دادن اثر جامعه امروزی در هنر و فروریختن ارزش هنر یک نابغه موسیقی به علت وجود کنسل کالچر و توقعات امروزیه. بازی کیت بلانشت در این فیلم ، چشمگیر و فوق العادست و هدف این فیلم ، به تصویر کشیدن سستی و ناتوانی ارزش ذاتی هنر در مقابل اولویت های جامعه و قدرت اون در کنار گذاشتن و له کردن ارزش های غیر اجتماعیه. #Music | Suren;Yx

و نهایتا ، چرا این رفتار رواج پیدا کرد؟؟ مدرنیته و پست مدرنیسم احتمالا اولین دلیل این موضوعه ، هنر تبدیل به یه ابزار بیان شخصی شده ، پس دیگه لزومی نداره که یه هنرمند مثل باخ یا موتزارت باشه ، بلکه میتونه مثل یه پریفورمر خیابونی رفتار کنه. مورد دیگه اعتراض های گسترده و ضدیت با سیستم های سنتیه که خیلی از هنرمندان امروز ذاتا گرایش به این سو دارن تا بتونن از طریق این ناهنجاری چه در اثر و چه رفتار ( اثار بد یا رذالت رفتاری) خودشون رو شاخص کنن و نهایتا ، تجاری سازی که پشت پرده تمام این ماجراست :) و بذارید یه جمع بندی کنیم ، چیزی که امروز به اسم رفتار بچه های هنر شناخته میشه ، الزاما معادل ذات هنر یا رفتار هنرمندانه نیست ، بلکه نتیجه تغییرات اجتماعی ، ریانه ای و فرهنگی در تعریف هنر و هنرمده ، ماحصل تغییر اولویت از نخبه و ارزش هنر به فرد و ارزش های اجتماعیه. درواقع اگر باخ تو دنیای امروز بود احتمالا بازم موسیقی فاخر می‌ساخت ، اما برای ارتباط گرفتن مجبور میشد با یه استایل خاصی رفتار کنه ، و احتمالا هم بخاطر مشکلات خانوادگیش کنسل میشد :))) و اینو من از شما میپرسم ، به نظرتون این تفییرات به نفع هنر بوده یا به اصالتش آسیب زده؟آیا هنر بیش از حد شخصی شده؟ این دموکراتیزه کردن هنر باعث کشته شدن خلاقیت و معیار های کیفی نشده ؟ ( پس شمارو دعوت میکنم به تماشای چنتا از اجراهای سمفونیک کنسرت هال های آلمان ) Suren;Yx

جامعه هنری چیست و هنرمند در جامعه امروز کیست؟ شاید در ابتدا بهتره این سوال رو در یک انتخاب مطرح کنیم، به نظر شما هنرمند کسیه که تکنیک و دانش عمیقی و ساختار یافته ای نسبت به هنر خودش داره، اون رو قاعده مند و اصولی اجرا میکنه ، یا صرفا کسی که دیدگاه متفاوتی به دنیا داره و پیرو یه Aesthetic رفتاری خاصه؟ به نظر شما یه فیلم ساز اینستاگرامی ، یه اهنگ ساز سمفونیک یا یه نوازنده خیابونی رو هر سه هنرمند فرض کنیم ، هر سه عضو یه جامعه هنرین؟ هنر نخبه گرا و هنر عامه پسند در تاریخ هنر همیشه دو مسیر وجود داشته که این دو مسیر، شخصیت ها ، فرهنگ ها و استعداد های متفاوتی رو میطلبیدن. در گذشته جوامع هنری بیشتر بر اساس طبقات اجتماعی ، اکادمی ها حکومت ها یا کلیسا در بالادست و در مقابل عوام در پایین دست ، شناخته میشدن. - فرهنگ نخبه گرا و آکادمیک مثال های این طیف از هنرمند ها ، باخ ، داوینچی یا رافائل هستن . این دست هنرمند ها با تاکید بر فرم ، تکنیک و اصول مشخص و با داشتن خط مشی مشخصی در هدف‌گذاری اثرشون شناخته میشدن . آثار این دست هنرمند ها عمدتا برای طبقات بالای جامعه و گاها غیرقابل درک برای عوام بود و همین موضوع شخصیت های خاصی رو میطلبید تا بتونن در این ساختار فعالیت کنن. - و در مقابل اون ما هنر عامه پسند یا خیابانی رو داشتیم. که نمونه های این جامعه ، نوازندگان دوره گرد ، گروه های اجرای نمایش سیار یا نقاشان خیابونی بودن. اثار این دست از هنرمندان برای توده بود و برخلاف دسته قبل ، کار این دست بر اساس هیجانات ، سرگرمی‌ یا حتی هجو بنا نهاده میشد. درک همین دو تفاوت باعث میشه تا متوجه بشیم ، قرار نیست هنرمند ها دارای یک تیپ خاص رفتاری و شخصیتی باشن ، چه بسی که ممکنه حتی در تعریف هنر هم اینجا به تضاد عقیده بخوریم که هنر ناب و واقعی کدوم این دو هستش؟ اما بیاید از این موضوع عبور کنیم و به مسئله مهم تری برسیم ، که اونم باز تعریف هنرمند و هنر در دوران مدرنه باخ ، در دوران خودش یه نابغه موسیقی شناخته میشد که در خدمت کلیسا و پادشاهان بود ، یا داوینچی ، یه نابغه پلی مث ( دارای چندین تخصص و هنر) بود که هنرش انحصارا در اختیار کلیسا یا خاندان های بلند مرتبه ایتالیا بود. از نظر جامعه امروز، هنرمند به مهارت فنی محدود نیست ، بلکه محل زندگی اون ، نگرشش یا حتی سبک رشد و پرورشش عوامل مهمتری برای تعریف اون هنرمند و اثرش حساب میشن. و به همین خاطره که رفتار های یه هنرمند دوره گرد قدیم ، الآن تبدیل شده به بخشی از هویت بچه های هنر. و خب این تغییر نگرش علل متفاوتی هم داشته ، مثل:
- فروپاشی سیستم های اکادمیک سخت گیرانه و جایگزینی اون با فضا های ازاد در و پیرو در مفاهیمی مثل بیان فردی ( به جریان تبدیل هنر در طول تاریخ از مضمون خدایان و اساطیر ، به قهرمانان و نهایتا افراد عام نگاه کنید ، پیشبرد نگرش های اومانیستی ، کلید این مسئلست) که در کنار اون ، هرکسی اجازه پیدا میکرد که خودش رو هنرمند بدونه و دارای هنر خطاب کنه. - تجاری شدن هنر و شکل گیری برندینگ هنری که باعث شد شخصیت هنرمند به اندازه اثرش مهم باشه و حتی گاها ، اهمیت شخصیت هنرمند ( مثلا از اقلیت جنسی یا نژادی بودنش) نسبت به هنرش ارجح تر باشه. - ورود شبکه های اجتماعی که اجازه ارتباط مستقیم افراد با مخاطب رو بدون فیلتر میداد و به هرکسی اجازه میده تا بتونه هنر خودش رو بروز بده ، نه صرفا یک نابغه.
و به سوال اولمون میرسیم، آیا تناظری بین جامعه هنری امروزی ( پاپ ) و هنرمندان عامه گذشته وجود داره؟ بله ، این جامعه موروث یک فرهنگ از گذشته هستن ، اما نه به خاطر ذات هنر. بلکه بخاطر شرایط اجتماعی ، درواقع ذات هنر این روحیه رو بوجود نمیاره و هنر به ذات میتونه در هر قالبی نمایان بشه ، این جامعه و عوام هستن که باعث میشن یه Bard و هنرمند امروزی شباهت بیشتری داشته باشن تا با کسی مثل موتزارت. پس بیاید این شباهت هارو هم پیدا کنیم. - هردوی این هنرمندان ، عمدتا خارج سیستم های رسمی و کلاسیک فعالیت میکنن که منجر به مورد بعدی میشه یعنی - نیاز به جلب توجه و ارتباط مستقیم با مخاطب عام. - و نهایتا هردوی اینها بیشتر درحال تولید آثاری بودن که بیان شخصی ، روزمره و مردم محوری داشت ، مثل بحران های دوره خودشون و سختی ها ، اتفاقات و عشق های عامیانه تر‌. ولی یه تفاوت کلیدی هم بین هنرمندان عوام گرا در برابر هنرمندان امروزی هست ؛ جامعه هنری امروز به دنبال ارائه تعریف جدیدی از هنره ، اونا فقط اجراگر نیستن و هنرشون معرف اونها نیست ، بلکه شخصیت و هویت اونها بخشی از هنرشونه
( و اینجاست که زیبایی فیلم Tar تاد فیلد با بازی خانم کیت بلانشت مشخص میشه که چطور یک نابغه هنری بخاطر زندگی شخصی سقوط میکنه درحالی که خودش و هنر رو دو ماهیت جدا میدونه :))))
Suren;Yx

امروز که تو اینستاگرام یه نگاه سرسری ای به اکسپلور مینداختم ، وارد Rabbit hole بچه های هنرستان شدم. من عمدتا رابطه خودمو با هنر ( در طیف های مختلفش) خوب میدونم و میبینم ، هرچند این گرایش من همیشه به سمت فاخر بودن اثر ( و به تبع همین موضوع ، گرایش اجتناب ناپذیری به اثار قدیمی تر ) میل میکنه؛ اما دنیای بچه های هنر رو درک و دنیاشون رو نسبت به خودم خیلی دور ، بی قاعده، غیرمنطقی و خیلی وقت ها ، شاید نا درست میبینم. در طول تاریخ همیشه هنرمندان به چند طیف و طبقه اجتماعی بر حسب مخاطب و اثرشون دسته بندی میشدن، مشخصا تفاوت بود بین یه نوازنده دوره گرد و یه کامپوزر مطرح که پیشگام و پیش برنده هنر خودش بود ، و لااقل بر اساس نظر من ، طیف گسترده ای از این هنرمندان ، چنین سبک رفتاری ای رو دنبال نمیکردن. درواقع اینطور به نظرم میاد که پدیده ای که ما امروز به اسم رفتار بچه های هنر میشناسیم ، definition روحیه هنری و هنرمندان نیست ، بلکه موروث سبک رفتاری هنرمندان عامه و پایین دست جوامع پیشینه. بیاید با یه مثال بهش نگاه کنیم ، چه تفاوت رفتاری ای بین یه Bard دوره گرد و باخ از نظر شخصیتی می‌بینید ؟ آیا باخ بنا بر تعاریف امروزی جامعه هنری، هنرمند حساب نمیشد؟؟ درواقع چیزی که ما به اسم رفتار جامعه هنری میشناسیم به نظر چندان تعریف خوبی از فرهنگ جوامع هنری نیست. و برام سوال جالبی پیش اومد؛ به نظر شما تناظری بین سبک امروزی زندگی و رفتار های بچه های هنر ( اختصاصا این طیف) و هنرمندان اعصار گذشته هست؟ اگر اره ، به چه منظور؟

Ah, love. A dreadful bond! And yet, so easily severed. #Music | Suren;Yx

Miserere mei, Deus Secundum magnam misericordiam tuam Et secundum multitudinem miserationum tuarum Dele iniquitatem meam Amplius lava me ab iniquitate mea Et a peccato meo munda me Quoniam iniquitatem meam ego cognosco Et peccatum meum contra me est semper Have mercy on me, God According to your great mercy And according to the multitude of thy mercies Take away my iniquity Wash me further from my iniquity And cleanse me from my sin For I know my iniquity And my sin is always against me #Music | Suren;Yx

If She/He made a Prison seem like a home , that ain't love.
Suren;Yx

Time won't fly, it's like I'm paralyzed by it I'd like to be my old self again, but I'm still tryin' to find it After plaid shirt days and nights when you made me your own Now you mail back my things and I walk home alone But you keep my old scarf from that very first week 'Cause it reminds you of innocence and it smells like me You can't get rid of it 'Cause you remember it all too well.
Cause there we are again when I loved you so Back before you lost the one real thing you've ever known It was rare, I was there I remember it all too well
All Too Well | Suren;Yx

آرام کن این صبح در تاریکی شب مانده را این آفتاب نیمه جان بی تو در تب مانده را تو هستی و این دردها بر من خدایی می کنند غم های غربت ادعای آشنایی می کنند #Music | Suren;Yx