Dungeon
رفتن به کانال در Telegram
701
مشترکین
+224 ساعت
+87 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
701
+3
امروز وقت دکتر داشتم با مادرم، اما چون پیش هم نبودیم ایستگاه مترو امیرکبیر با هم قرار گذاشتیم.
مادرم ۲۰ دقیقه زودتر از من رسید و رفت بیرون مترو منتظر من.
من تا رسیدم دیدم مادرم صدام میزنه با ذوق، رفتم این آقای محترم هم بلند شد سلام علیک کرد.
واقعااا کارای دستی خیلی بانمک و خلاقانه ای بودن:)
پایه زیر عروسکا از شونه تخم مرغه و فیگورا هم از سیم و روشم کاموا:)
این آقا هم بسیاااار بسیاااارر انسان شریف و محترم و مهربون و دوست داشتنی ای بودن. برای خودمو خواهرم این دوتا مجسمه خوشگلو خریدم.
بهشون گفتم اجازه هست عکس بگیرم؟ یه فضای کوچیک دارم منتشرش کنم. خیلی با ذوق قبول کرد.
الان که فکر میکنم، همین الان در محضر شما، اگر روزی تصمیم گرفتم پیجی بزنم و اون پیج گرفت، حتما به طور سیکلوار چنین افرادی رو معرفی کنم.
خوشحال میشم دوست داشتید هدیه بدید چه به خودتون و چه به دیگران ازشون خرید کنید، همه شون هم دونه ای ۱۰۰ هزارتومن هستن.
تهران، دقیقا دم مترو امیرکبیر
701
حالا که هستیم امشبم ناشناس بگیریم
https://t.me/HarfChatBot?start=623a007c05d0
چه خبر واقعا؟ من بخوام بگم باز یکم درگیر اپلاییم، باشگاه رو خیلی جدی گرفتم توی پروسه کارای مربی گریشم(البته منتظر فدراسیونم انقدر لفتش داده برنامه هاشون تا دوماه آینده معلوم نیست و فعلا همه چیز روهواست) بعد اینکه این تابستون یکم تنبلی رو گذاشتم کنار خدا بخواد درس خوندم؛ به شدت هم به فکر کارم😂 امسالم قطعا شلوغ ترین ساله برام و به نظرم همینطور برای کسایی که سال اخرین و باید ببینیم چه خواهد شد. دیگه اینکه خیلی این اواخر عاشق موی کوتاه شده م، فعلا روی این فازم تا بعد اینم ببینیم چه خواهد شد😂
آره اینطور. آهنگم بفرستید.
701
بلاخره subjective یا objective؟
بحث این بود که توی احتمال، رویکرد frequentist(فرواوانی گرا) یه رویکرد objective عه برعکس رویکرد bayesian(بیزی) که subjective عه. اما خب نکته اینه که هردو رویکرد می تونن هم subjective باشن و هم objective، صرفا توی هر کدوم یکی ازینا غالب تره. قبل از اینکه این بحث رو باز کنم و ادامه بدم توی احتمال بیاین این 3 تا framework رو در نظر بگیرید:
1- Classical - equally likely outcomes
2- Frequentist - relative frequency
3- Bayesian - personal perspective
خب توی framework کلاسیک، همونطور که نوشتم معمولا در موقعیت هایی تعریف می شه که نتایج ممکن شانس برابر داشته باشن، مثال معروفشم همون پرتاب تاسه، 6 نتیجه ممکن داریم که هرکدوم به یک اندازه محتمل ان.
توی framework فراوانی گرا، احتمال یک رویداد، به فراوانی نسبی اون رویداد در تکرار های فرضی بی نهایت مربوط می شه. حالا این سوال رو در نظر بگیرید:
"احتمال اینکه جهان تا ابد منبسط بشه چقدره؟"
خب حالا اینجا اگر جهان کاملا deterministic باشه، در این صورت تحت پارادایم فراوانی گرا جواب سوال می شه احتمال 0 یا 1. یعنی یا جهان منبسط می شه یا نمی شه. حالا برای همین سوال اگر نظریه ای رو در نظر بگیریم که بی نهایت جهان موازی وجود داره و بعد بیایم مجموعه ی این جهان ها رو در نظر بگیریم، می تونیم بپرسیم که "چه کسری از این جهان ها تا ابد منبسط می شن؟" و همین می شه جواب احتمال ما برای پاسخ سوال تحت پارادایم فراوانی گرا.
خب حالا بریم سراغ بیزی. توی framework بیزی، احتمال می تونه نشون دهنده ی میزان عدم قطعیت یک فرد درباره یک گزاره باشه یا اطلاعاتی که اون فرد از پیش دارع درواقع. مثلا اینجا همون سوال که "احتمال اینکه جهان تا ابد منبسط بشه چقدره؟" پاسخش برمی گرده به اطلاعاتی که ما ازین قضیه داریم. می رسیم به نکته ی بسیار مهم. چیزی که توی رویکرد بیزی خیلی مهمه، مفهوم coherence عه. یعنی این احتمالات باید حتما با قواعد احتمال سازگار باشه و دچار dutch book نشید.
خب حالا دقیقا همینجاها هم هست که بحث سابجکتیو بودن و آبجکتیو بودن مطرح می شه. رویکرد بیزی پس همچین سابجکتیو هم نیست یعنی شما جدا از اون اطلاعات پیشین طبق یه evidence و همچنین رعایت تمام قواعد احتمال میاید صحبت می کنید. توی دیدگاه فراوانی گرا هم با اینکه غالبا آبجکتیوه، اما خود انتخاب مدل، سطح معناداری آزمون، طرح آزمایش و همه ی اینها خواه ناخواه سابجکتیوه.
خب حالا اینا به چه درد می خوره؟ قصه گفتیم دوستان. اگر علاقه مند بودیم به این کتاب برای فلسفه احتمال رجوع کنید:
🖇Philosophical Theories of Probability - Donal Gillies
701
سلام سلام
اگر اینجا کنکوری داریم دوست داشتم کمی بنویسم.
ببینید حتما ۱۰۰ خودتونو بذارید اما بعدش هرچی شد اصلا خودتونو سرزنش نکنید چون شرایط مثل سالها پیش نیست که فرصت این باشه برای نتیجه ناراحتی کنید یا بهتره بگم مدتی در سرزنش و ناراحتی بمونید، الان شرایط زندگی ما تو ایران به شدت پرفشاره و شما باید این رو بدونید هرچی که شد، باید و باید پیش برید و تلاش کنید چه توی کار، چه توی درس و چه توی اپلای و هر پلنی که دارید. تمرکز رو کلا بذارید روی زندگیتون و اصلا خودتون رو زیربار فشار و مقایسه نندازید و انرژیتون رو ذخیره کنید برای مراحل بعدی چون بهم اعتماد کنید، کنکور استارتشه و هزار مدل چالش بعد از اون توی زندگیتون خواهد آمد و بهتره برای هر کدوم برنامه ریخته باشید و تلاش کرده باشید.
در کل موفق باشید حسابی❤️
اگر سوال یا صحبتی بود در خدمتم.
701
من چند وقته فقط دارم آهنگای این دوتا چنلو گوش میدم، دیگه پلی لیستم همینا شدن.
انصافا یکی از یکی بهتر:
https://t.me/mh_ghobadiiii
https://t.me/konjeozlatekhish2
الان بعد امتحان دراز کشیده بودم اهنگ گوش بدم گفتم اینجام بذارم خواستید مثل من فیض ببرید.
701
Repost from Mathematical Musings
فایل ارائه تائو در ICM
https://teorth.github.io/tao-web/slides/age-of-ai-icm-2026.pdf
701
پروژه منو پارسام تموم شد، مبارک خودمون.
الان باید بشینیم فقط برای امتحانات بدوییم.
بعدا دربارهش مفصل حرف میزنیم اما با موضوعش و کلا پروسه طی شدنش حال کردیم. سوالمون این بود:
" آیا intraoperative Hypothermia با عفونت شدید بعد از عمل جراحی ارتباط معناداری داره؟ بعد این ارتباط معنادار توی افراد دیابتی و غیردیابتی تفاوت داره؟"
پ.ن: هیپوترمی یعنی افت دمای مرکزی بدن زیر ۳۶ درجه سانتیگراد؛ هرچند توی نت سرچ کنید زیر ۳۵ میزنه، اما اون تعریف کلینیکالشه و توی بیهوشی و جراحی همون زیر ۳۶ میگیرنش.
701
Repost from هوش و خلاقیت ریاضی
کتاب «The Mirzakhani Issue» که توسط انتشارات Comics&Science (زیر نظر CNR Edizioni) و با همکاری اتحادیه ریاضی ایتالیا (Unione Matematica Italiana) منتشر شده است، تلاشی بدیع برای پیوند دو حوزهٔ بهظاهر دور از هم، یعنی ریاضیات پیشرفته و هنر کمیک، به شمار میرود. این مجلد، که در آوریل ۲۰۲۲ و به مناسبت «روز جهانی زنان در ریاضیات» (۱۲ مه) منتشر شد,تنها یک کتاب کمیک نیست، بلکه پروندهای جامع (Issue) است که به پاسداشت میراث علمی و انسانی مریم میرزاخانی، نخستین زن برندهٔ مدال فیلدز، اختصاص یافته است.
محوریت این مجموعه، داستان مصور «زیر نشان چنبره» (Under the Sign of the Torus) است که فیلمنامهٔ آن را داویده لا رزا (Davide La Rosa) با قلمی سوررئال به نگارش درآورده و سیلویا زیکه (Silvia Ziche) با نقاشیهای استادانهاش به تصویر کشیده است. عنوان اثر، اشارهای هوشمندانه به مفهوم ریاضی «چنبره» (Torus) دارد که نقشی کلیدی در حوزهٔ پژوهشی میرزاخانی (هندسهٔ هذلولوی روی سطوح) ایفا میکند؛ این عنوان در عین حال، بازیای لفظی با علامت فلکی میرزاخانی (ثور/گاو) است که لایهای از معنا و جذابیت به داستان میبخشد.
داستان با طرح پرسشهایی ملموس و در عین حال عمیقاً ریاضی آغاز میشود: «بیلیارد ریاضی چیست؟»، «توپ پس از برخورد به لبهها چه مسیری را طی میکند؟» و «آیا میز بیلیاردی وجود دارد که نقاطی غیرقابلدسترس داشته باشد؟». این پرسشها، که به مفاهیمی بنیادین در سامانههای دینامیکی و هندسهٔ سطوح راه میبرند، به مثابهٔ دریچهای به سوی دنیای پژوهشی میرزاخانی عمل میکنند و مخاطب را با مفاهیم انتزاعی مانند سطوح توپولوژیک (با استعارهٔ دوناتها و پرتزلها) آشنا میسازند.
با وجود اینکه میرزاخانی شخصیتی یگانه و بینظیر است، داستان بهدرستی بر این نکته تأکید دارد که او هرگز در مسیر علمیاش تنها نبوده است. او در میان «خانوادهٔ ریاضی» خود – یعنی جامعهٔ علمی و اساتید و همکارانش – جای گرفته است. این رویکرد، ضمن بزرگداشت یک قهرمان علمی، تصویری اصیل از ماهیت جمعی و مشارکتی تولید دانش ریاضی به دست میدهد و از کلیشهٔ «نابغهٔ منزوی» فاصله میگیرد.
علاوه بر داستان مصور، این مجلد با محتوایی غنی، ارزش علمی خود را دوچندان کرده است. ضمیمهٔ کتاب شامل مقالهای زندگینامهای از باربارا فانْتِکی (Barbara Fantechi)، متنی آموزشی دربارهٔ پژوهشهای ریاضی میرزاخانی، و مصاحبهای با فیلمنامهنویس و تصویرگر است که در آن به رابطهٔ آنها با ریاضیات و چگونگی روایت این داستانِ نمادین پرداخته شده است. همچنین، کاریکاتورهای هوشمندانه و محبوب والتر لئونی (Walter Leoni) در کنار آبرنگهای زیبای داریو گریلوتی (Dario Grillotti)، بر غنای بصری و جذابیت اثر افزوده است.
در نهایت، «The Mirzakhani Issue» فراتر از یک اثر سرگرمکننده، یک پروژهٔ جدیِ ترویج علم (Science Communication) است که با زبانی هنرمندانه و گیرا، چهرهٔ یک ریاضیدان برجسته را به مخاطبانی فراتر از جامعهٔ تخصصی ریاضیات معرفی میکند. این کتاب با تلفیق هنر کمیک، روایتِ انسانی، و محتوای علمی معتبر، گامی مؤثر در جهت ترویج ریاضیات، الهامبخشی به نسلهای جدید (به ویژه زنان و دختران جوان)، و ثبت میراثِ ماندگارِ مریم میرزاخانی در تاریخ علم برداشته است.
⨋ @khalaghiatriazi ℵ
701
واقعا چه حس غریبیه آدم میشینه متنای ترمای اول و دومشو میخونه😂
ترما اول آدم بیباکتره، رهاتره، کم دغدغهتره و پرروتره.
میره جلوتر هی باید بابت نوشتن کوچکترین چیزام دقت کنی.
بزرگسالیم بد چیزیهها.
701
Repost from Dungeon
ترم پیش فکر می کردم احتمال خیلی درس خفنیه ( الان هم منکرش نیستم) ولی تفکرم به این صورت بود که فکر می کردم هیچ درسی بهتر ازش پیدا نمی کنم. به لطف تابستون با نظریه مجموعه ها بیش از پیش آشنا شدم و به نظرم واقعا خیلی خیلی جذابه.
قبل از اینکه از حسم و آشناییتم نسبت به این موضوع و پایه ریزیاش بگم، می خوام یکم از احتمال بگم. شگفت انگیز بودن احتمال اونجاییه که قرار نیست برای رسیدن به جواب مسئله همه از یه راه برن، راه حل ها می تونه متفاوت باشه و همچنان جواب مسئله صحیح باشه. قدرت احتمال اونجاییه که به تو خلاقیت و آزادی کافی برای حل مسئله می ده و رویکردهای متفاوتی داره، مثلا یه نفر ممکنه یه مسئله رو با رویکرد شمارشی حل کنه ولی یکی دیگه اون مسئله رو خیلی راحت تر و کوتاه تر با رویکرد احتمالاتی حل کنه. از طرفی وقتی پای احتمال توی فیلدای دیگه باز می شه اون فیلد رو خیلی فانتزی تر می کنه به نظرم؛ این از خوبیای احتمال.
حالا قسمت جدید بحث اینه که تا قبل از نظریه مجموعه ها خیلی به اهمیت اصول موضوع فکر نکرده بودم. ببینید شما می یاید "اصول موضوع" تعریف می کنید تا در امان بمونید و این اصول موضوعه قدرتش اینجاست که انکار ناپذیره و قضایای دیگه رو ازش نتیجه می گیری و خب جای خطا نمی ذاره و با ابهام و پارادوکس کمتری (تا جای ممکن) روبرویید. از طرفی هم برای اینکه یه سری گزاره ها رو به عنوان اصل موضوعه قبول کنی، ارجاعش می دی به گزاره ی دیگه که اون غیر قابل انکار باشه، همینطوری این کار رو انجام می دی که به این اصل موضوع برسی، یعنی حداقل به نظر می رسه که این اصل باید وجود داشته باشه.
قشنگی ماجرا اینه که هر کس (اونی که خدا باهاشه) می تونه این اصول رو قوی تر و بهتر کنه و درواقع پایه محکم تری برای نظریه ما بسازه ولی از طرفی هم معلوم نیست چطور و کی این اصول در محکم ترین و درست ترین حالت خودشون قرار دارن.
این برداشت من در این مدت کوتاه آشنایی. تا نظرات دیگر بدرود.
پ.ن: یه عذر خواهی هم بابت اینکه این اواخر متنام انسجام نداره و نکات نگارشی رو رعایت نمی کنم که یه متن کتابی و درست بنویسم. یکی از دلایلش اینه که همون لحظه چیزی که به ذهنم می یاد رو می نویسم و دیگه اصلاحش نمی کنم. سعی می کنم در آینده بهترش کنم.
#notes
701
این house of graphs چیز خوبیه، یه دیتابیس جالب از گراف هاست که مثال و مثال نقض های مختلفی هم داره. ایده ی ساختشم اینه که گراف هایی که جالبن جمع اوری بشن. برای هر گراف هم invariantهاش ثبت شده. من که خوشم اومد. صفحه اولشم گفته اگر کار باهاش سخت بود یه ویدئو هست دنبال کنید.
https://houseofgraphs.org/
701
Advanced Probability II Problem Sets with Solutions - Ashkan cisakht
پ.ن: فقط احتمال 2 روتین نیست دیگه، اکثر مسائل پیش نیاز measure و فرآیند و این چیزا داره.
