fa
Feedback
مَندیر˘˘

مَندیر˘˘

رفتن به کانال در Telegram

خانه‌ی محبوبِ چیزهای غایب ۱:۲۰ همه چی و هیچی! https://telegram.me/man_dir_bot?start

نمایش بیشتر
325
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
کاش دو تا بودم یکیش همیشه می‌موند پیش مامان.

نیست بالاتر ز طاقِ آن دو ابرویِ بلند بر زبانِ عشقبازانِ تو سوگندی دگر "فغانی شیرازی" گفت.

دیروز یکی بهم گفت:"تو دلت پاک‌تر و سیمت وصل‌تر از منه؛ برای فلان مسئله دعا کن." از اون لحظه هر کرده و ناکرده‌‌‌ی زندگی جلو چشممه‌:/ اونقدر معذبم که حد نداره. فکر کنم آخرش بهش پیام بدم و

من و ستون خونه‌م به شما تکیه دادیم یا امیرالمومنین(ع)...
من و ستون خونه‌م به شما تکیه دادیم یا امیرالمومنین(ع)...

می‌شوم تا از زمانه خسته می‌گویم:"علی(ع)"

"خیرخواهی از دشمن مُحال است." بشنوید از "مرحوم استاد فاطمی‌نیا"

همواره بی‌حساب فقط لطف می‌کند بیهوده نامِ او که امامِ "جواد " نیست! "نفیسه‌سادات موسوی" گفت.

بر رویِ زمین هیچ كس آسوده نباشد گنجی بود آرام، كه در زیرِ زمین است "غنی‌ کشمیری" گفت.

من سایه‌ی پنهان‌شده در پشت غبارم آه این منم ای آینه! کم سرزنشم کن... "فاضل نظری" گفت.

سعدی اندر کفِ جلّادِ غمت می‌گوید: "بنده‌ام بنده! به کشتن ده و مفروش مرا!" "سعدی" گفت.

این یلدا هم رفت روی شب‌هایی که فقط توی ذهن و قلبمون بودی بابا، نه توی جمعمون.

هر شبِ عمرم به یادت اشک می­‌ریزم؛ ولی بعدِ حافظ‌خوانی شب­‌های یلدا بیشتر... "حامد عسکری" گفت.

امشب رو حتماً با خانواده‌ بگذرونید و اگر خانواده‌ی کاملی دارید، خدا رو شکر کنید عزیزانم. برای رفتگانی هم که امشب، یک‌دقیقه بیشتر دلتنگشون هستیم فاتحه بخونید.

می‌کند زلفِ درازِ تو به دل‌های حزین آنچه با خسته‌روانان، شبِ یلدا نکند... "صائب تبریزی" گفت.

تا نمکم لبِ تو را، مِی به دهان نمی‌برم تا نچشم از این نمک، چیزِ دگر نمی‌چشم! گرچه به هیچ حالتی، یاد نکرده‌ای مرا یادِ دهانِ تنگِ تو هیچ نشد فرامُشم... "فروغی بسطامی" گفت.

الله الله ای دادِ بیداد...

بی اختیار می‌بَرَدَم اشک، چون کنم؟ خاشاک، سیل را نتوانَد عنان گرفت... "کلیم کاشانی" گفت.

در این روش که تویی بر هزار چون سعدی جفا و جور توانی؛ ولی مکن یارا! "سعدی" گفت.

دلی دارم پریشان، خاطری از آن پریشان‌تر چو دستاری که مجنون بر سرِ ژولیده پیچیده... "طالب آملی" گفت.

مادر! به قصه‌های تو می‌خفت غصه‌ها می‌رفت چشم و گوش به دنبالِ قصه‌ها... "شهریار" گفت.