آخرین تانگو در پاریس
رفتن به کانال در Telegram
مایل به رقصیدن در یک شب بارانی در پاریس؟ " @tangoinparis "
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
318
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
کاش میشد برای همیشه متعلق به من بمانی،کاش میشد بوی تنت را برای خودم نگه دارم،کاش میشد هر روز صبح زمانی که چشمانم را باز میکنم اولین منظره ای که باهاش مواجه میشم چشمان تو باشد،کاش همیشه در قلبت بمانم و قصد راندن مرا نداشته باشی,من میخواهم تمام وجودت را با مداد رنگی های قلبم به رنگ سفید در بیاورم و روی قلبت گلهایی به رنگ گلبهی نقاشی کنم
Repost from N/a
تا وقتی آفرودیت هست زندگی میتونه
ادامه داشته باشه....
اسمون میتونی آبی تر باشه، خورشید میتونه
گرم تر، ماه نورانی تر،پروانه ها خوشحال تر
گل ها رنگی تر،هوا بارونی تر
بوی خاک بارون خورده خوش بو تر،
و من میتونم زنده تر باشم...🥀🤎
Repost from N/a
مارشی دیدار ما باشد یک بهمن ساعت ۴ در یکی از کافه های شهر؛
در یک عصرِ سردِ زمستانی،
تورا خواهم دید ؛
بصرف یک آب پرتقال برای تو،
یک فنجان قهوه داغ برای من...
و اندکی دیدنِ تو :)🤎
#Aphrodite
#izabla
آنقدر اورا پرستش میکردم که اعداد و ارقام که سهل است، من حتی تعداد تار موهای اورا میدانستم.میدانی، او مانند یک کتاب، کلماتش هزارتویی را داشته اند که هیچ یک از جملات آن را به یک داستان متصل نمیکردنند و آن من بوده ام که کنجکاو برای دوست داشتنش، یا بهتر است بگویم پرستش باقی مانده از روزهایمان، به دنبال اکتشاف توده ای از تمام وجود آن بودهام.هرچند شاید دور از خیال دیگر آدمان باشد اما برای من رویایی به حقیقت پیوند خورده بود که زیرا من عشق را اینطور توصیف میکردم، یک تار موی او، برای من عالمیان را دربر میگیرد؛
