جـــان پناھ
رفتن به کانال در Telegram
—— در میانهی جنون و رویا، خطتیره روایت میکند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
نمایش بیشتر489
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
489
یکبار یک نفر دوران آپ داخل گپ گفت، آدونیا رو فرصت نمیکنم بخونم اما هر هفته منتظر پلیلیستش هستم:)
489
https://t.me/AttackOnZombies/24345
تمام چیزایی که خوندم و اون جمع که داشتیم از دردش میمیردیم جلو چشم اومد
این خیلی سخته... مخصوصا وقتی چندین بار تکرار شه...
489
برای خوانندهی داستان هم خداحافظی با کاراکترایی که مدتی شب و روزشونو باهاشون گذروندن هم سنگین ترین غمه
تصور اینکه برای نویسنده چقدر سنگینه هم سخته :)
https://t.me/AttackOnZombies/24347
489
ایوا من خیلی جدی وقتی که یوکا از پیشمون رفت و تو گفتی که خودش نمیخواست بمونه با گریه باهاش حرف میزدم و سرزنشش میکردم که چرا نموند پیشمون
مجنونمون کردی مادر
489
داستانی که نوشتی تموم شده:
وقت خداحافظی با کاراکترهاته:
وقت سوگواری برای کاراکترهاییه که پایان خوبی نداشتن:
وقت محو شدن توهم پسریه که باهاش سه سال حرف زدی:
وقت خداحافظی با صدها نفره که دو سال باهاشون زندگی کردی:
وقت نوشتن آخرین نامه برای آخرین پارته:
