جـــان پناھ
رفتن به کانال در Telegram
🅿🆁🅾🆃🅴🅲🆃🅴🅳 🅱🆈 🄰🄽🄶🄴🄻🅂 𖤍 —— در میانهی جنون و رویا، خطتیره روایت میکند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
نمایش بیشتر539
مشترکین
+124 ساعت
-37 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
539
- پس دوباره عاشق شدی.
- چطور بدونم؟
- از نبودنهاش هم خاطره داری؟
- دارم.
- پس دل دادی! چطور میخوای بهش بگی؟
-میگم، از من فقط تو موندی…
ᛪ༙𝔞𝔡𝔬𝔫𝔦𝔞ཀ
539
https://t.me/AttackOnZombies/21757
مگه میشه یادمون نباشه
وای یه لحظه مرگشو یادم اومد :)))))
گذشتهاش...
539
درسته دیگه هوا گرم شده و کنار شومینه نمیتونیم جمع بشیم، ولی زیر شیروونی کلبه میتونیم بشینیم بارون ببینیم، آدونیا رو دوره کنیم.
539
من از خوابی هزار ساله برخاستهام
و صدایم صدای آشنای زمان است،
صدای آب،
صدای برگ،
صدای پای انسان،
صدای روشنِ باران،
بر سقف خالی شبها…
فروغ فرخزاد
539
گذر زمان گیسهام رو بلند کرد،
شبها زیر تنم جا میمونه.
به همین زودی ریشه کردم،
بید شدم.
آفتاب که نشست،
سایههام به خودم گره خوردن.
زوزهی باد میاد،
میدونی چقدر باید آروم بلرزی تا نشکنی؟!
