黄油
رفتن به کانال در Telegram
📈 تحلیل کانال تلگرام 黄油
کانال 黄油 (@acgca) در بخش زبانی چینی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 39 984 مشترک است و جایگاه 2 106 را در دسته بازیها و رتبه 6 197 را در منطقه الصين دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 39 984 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 02 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 39 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -6 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 11.97% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 1.89% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 4 785 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 757 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 9 است.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“🚩 Channel was restricted by Telegram”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 03 اوت, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته بازیها تبدیل کردهاند.
39 984
مشترکین
-624 ساعت
+247 روز
+3930 روز
آرشیو پست ها
39 984
刚进入大学不久、同班同学的女主角得知主人公还是处男后、便主动接近他。
不知为何对处男很感兴趣的她虽满脸羞涩却坦率相告、甚至提出要帮他“毕业”。
然而、通往“毕业”的道路却漫长而曲折・・・。
起初、他不过是被她轻松捉弄的对象、但为了打破这种关系、主人公渐渐觉醒了特殊的自我锻炼方式。
39 984
――公元20XX年。
在人形机器人广泛融入社会的同时、人类却仍未能摆脱劳动的枷锁的时代。
被机器人夺走工作、陷入自暴自弃的你、在一座垃圾山中、遇到了损坏的家政机器人——伊芙。
为了筹措她的修理费用、你决定亲手将她从一台平凡的家政机器人、改造成一位独当一面的网络主播。
39 984
邻座的青梅竹马「凪」、从不掩饰对自己的喜欢。
在清晨的教室里随意交谈、课堂上彼此努力、放学后一起出去约会、回家的路上继续细语相伴。
随着距离渐渐拉近,在凪的家中也会有两人独处的时光、关系更加亲密时还将解锁附带动画的「秘密约会」
39 984
一场你差点婉拒的邀约。
一桌素不相识、吵闹又古怪的陌生人。
在插科打诨与拙劣即兴之间,
你忽然不再是那个局促的新面孔,
而是发现自己被朋友、暧昧的心动,
以及许久未有的畅快时光所环绕。
39 984
你像往常一样搭着电车,忽然就被卷入了一个异世界!
当你睁开眼,发现自己与两位陌生少女困在一班永无终点的神秘列车上。
这里没有司机、没有乘客,只有无尽的车厢与逐渐扭曲的现实。
来自不同背景的你们,被一位自称「柯尼亚尔」的列车主人指派调查列车内的异常现象。
随着探索的深入,情感与欲望交织,而这班列车的真正目的,也将渐渐浮现......
39 984
当你的祖父去世时,家人原以为他会留下债务、几个冷到发酸的笑话,或许再添上一两桩不光彩的往事。
然而,他只留给你一件东西——一把沉甸甸的钥匙,上面还挂着一对雕刻的丰乳,却没有留下任何解释。
你的亲戚们一辈子都说他是个疯子——老实说,这把钥匙也没能替他洗清嫌疑。
可这该死的东西握在你手里竟然微微发热,仿佛是在…邀请你。
无论你祖父当年卷入了什么,如今,都轮到你来“解开”它了。
