fa
Feedback
•گیلدا•

•گیلدا•

رفتن به کانال در Telegram

- سوگند به شبی که تو را آفریدم. توهم بی‌پایان من. شاپمون: https://www.instagram.com/ourgilda?igsh=MWc1dmFjZjY0MHVoZw== ناشناسمون: https://telegram.me/BChatBot?start=sc-570647-TTrkGuD

نمایش بیشتر
316
مشترکین
-424 ساعت
+167 روز
+3230 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+43
در 3 کانال‌ها
ژوئن '26
+32
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+9
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+20
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+38
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+27
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+16
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+14
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+31
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+87
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+85
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+43
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+46
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+40
در 7 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+73
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+55
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+58
در 5 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+42
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+54
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+48
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+92
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+110
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+21
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+222
در 6 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '240
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+54
در 3 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
14 ژوئیه0
13 ژوئیه0
12 ژوئیه+1
11 ژوئیه+3
10 ژوئیه+1
09 ژوئیه+5
08 ژوئیه+4
07 ژوئیه+10
06 ژوئیه+5
05 ژوئیه+2
04 ژوئیه+7
03 ژوئیه+2
02 ژوئیه0
01 ژوئیه+3
پست‌های کانال
- وقتی تهران رو می‌زدن و صدای انفجار می‌شنیدیم کل روز ما رو مختل می‌کرد. کل روز ما بودیم و بدنی پر از تنش و استرس. ذهنی که درگیر بود و نمی‌تونست درست فکر کنه. به آیندهء طولانی و برنامه‌ریزی که هیچ، حتی به اینکه تا شب می‌تونه با خیال راحت یک گوشه بشینه یا نه؟ دائم فکر می‌کردیم شاید موشک بعدی نزدیک‌تر باشه. شاید این بار ما رو بزنن. شاید این بار موجش خونه و زندگی ما رو خراب کنه. خودمون به کنار، استرس وحشتناک برای عزیز‌هامون که در روز هزاران بار پیام می‌دادیم که از حال هم خبردار بشیم به کنار. لحظه‌ای اگر کسی جواب نمی‌داد تا سکته پیش می‌رفتیم. نه خواب راحت، نه حمام راحت، نه زندگی راحت. گذشته‌‌امون رو که نابود کرده بودن، حال ما رو از ما گرفته بودن و هیچ دیدی نسبت به آینده نداشتیم و نداریم. قفلِ قفل. و حالا چندین شب پی در پی جنوب زیر بمباران غرق شده. و من هرشب به بچه‌ها فکر می‌کنم. حقیقتا اول به بچه‌های کنکوری. به بچه‌هایی که این همه سال زحمت کشیدن، تلاش کردن، تو گرما و نبود آب و برق و گاز درس خوندن، فقر دیدن، بی‌امکاناتی دیدن و نتیجهء تلاش‌هاشون رو ازشون گرفتن. چرا؟ چون چشم‌ها بسته شده. چون کسی حواسش نیست که اون امتحان نهایی کثافتی که داره گرفته می‌شه برای دانش‌آموزهای یک کشوره! چتونه؟ واقعا درک همین مطلب ساده رو هم ندارید؟ چقدر دیگه با آینده و زندگی ما قراره بازی کنید؟ حرف شما راست بود. شما تصمیمتون رو از اول گرفته بودید. شما تصمیم گرفتید که اگر غرق شدید باقی‌ماندهء ما رو هم که نتونستید به بدترین شکل بکشید همراه خودتون غرق کنید. ولی ما نمی‌ذاریم. ما می‌مونیم. ایران می‌مونه. اما شما نه!

2
- متوجه‌ام که خیلی پراکنده نوشتم و نتونستم صحبت‌هام رو منسجم کنم اما خشم من به قدری زیاده که حتی گوشی رو به زور دستم گرفتم!
23
3
- شما اهمیت ندادید. شما پنجاه ساله که اهمیت نمی‌دید. شما به هوایی که نفس می‌کشیم و پر از آلوگی و سربه اهمیت نمی‌دید. شما به نبود آب شهرهای ما اهمیت نمی‌دید. شما به سطح سواد و دانش ما، مدارس و دانشگاه‌های ما، کتاب و زبان خوندن ما و یادگیری مهارت‌های ما اهمیت نمی‌دید. شما به عادلانه بودن کنکور و باقی آزمون‌های ما اهمیت نمی‌دید. شما به جیب ما، سرمایهء ما، حقوق ما و زحمت‌های بی‌نتیجهء ما اهمیت نمی‌دید. شما به گرونی تفریح‌هات که هیچی، حتی به گرونی دارو و خوراکی و مایحتاج ما هم اهمیت نمی‌دید. شما به بیمارهای ما، افراد مسن ما و آسایش و مداواشون اهمیت نمی‌دید. حالا بعد از پنجاه سال زیستن شما به بهترین شکل و تحقیر ما به هر روشی که تونستید به بمباران شدن ما هم اهمیت ندادید. چشم‌های نحستون برای یک تار موی ما مهساها باز بود اما برای موشک‌، انفجار، مرگ و کشته شدن ما بسته بود. چرا؟ چون اون موشک به جنوب می‌خورد و به تهران نه؟ چون شما نه تنها حاضر نبودید جایی زندگی کنید که بخش بزرگ سرمایهء زندگیتون رو تامین می‌کرد، بلکه حاضر نبودید بعد از چهل سالی که از جنگ می‌گذره اونجا رو رشد بدید. هیچ‌وقت زندگی و مردگی ما برای شما اهمیت نداشته. شما ما رو از همون اول دور اند اختید. و حالا نوبت ماست که شما رو دور بندازیم. جایی دورتر از کرهء زمین. جایی که هیچ موجود زنده‌ای از کنار نحسی شما هم رد نشه. ذره ذرهء خاک میهن و سرزمین ما رو از بین بردید. اون موشک‌ها باید به شما می‌خورد، نه به خونه و زندگی و لنج هم‌میهنان جنوبی ما!
31
4
یه وقتایی با خودم فکر می‌کنم، ما دقیقا تا کی قراره فقط تحمل کنیم؟ تا کی قراره هر روز با یه نگرانی تازه از خواب بیدار بشیم و شب با همون نگرانی بخوابیم؟ تا کی قراره مدام حساب کنیم که چی رو میشه حذف کرد تا آخر ماه برسیم؟ تا کی قراره به جای زندگی کردن، فقط از پس روزها بربیایم؟ مگه ما چی از بقیه کشورا کم داشتیم که یه تابستون بی‌دغدغه یه سفر ساده یه خرید بدون حساب‌وکتاب یا حتی یه نفس راحت شده آرزوی خیلی از ماها؟ عجیب‌تر از همه اینه که کم‌کم به این همه فشار عادت می‌کنیم، به خبرهای بد، به گرونی، به عقب انداختن آرزوها، به این حس که هرچی بیشتر می‌دویم کمتر می‌رسیم. شاید دردناک‌ترین بخش ماجرا همین باشه اینکه نسل ما داره به جای خاطره ساختن فقط دوام آوردن رو یاد می‌گیره. هیچ‌کس برای این همه نگرانی ساخته نشده، آدم‌ها حق دارن فقط زندگی کنن نه اینکه هر روز برای زنده موندن بجنگن.
23
5
- من از آدم‌ها مووآن می‌کنم. اما از پروژه‌هام که مثل بچهء خودم بودن هرگز.
29
6
-
28
7
- از پلی‌لیست شرکت سبزم.
28
8
- چقدر من اون شرکت رو دوست داشتم. چقدر حالم اونجا خوب بود. چقدر ذوق داشتم براش. از ذوقم برای در و دیوار سبزش و پلی‌لیست آهنگ‌های ترکی بگیر تا خود پروژه و محصول. حقیقتا با اینکه تهش رسیدیم به اتفاق‌های تلخ ولی خیلی دلتنگم. من حتی روز آفم می‌رفتم شرکت و کار می‌کردم. عشق شدیدی بهش داشتم و همین باعث شده هنوز نرم دنبال کار جدید. جنگ و قطعی نت به کنار، اعتمادم رو بدجوری از بین بردن آخرش. آدم بدی نبود، کار بدی نکرد اما یجورایی شکایت کردنش اونم چون من حقوقم رو می‌خواستم برام سنگین بود. حیف شد خیلی حیف شد. اگه اینترنت قطع نمی‌شد شاید خیلی اتفاق‌ها هم برای ما نمیفتاد. واقعا متاسفم. کاش بتونم به خوبی اونجا شرکتی رو پیدا کنم و دوباره خوشحال باشم.
28
9
- کاش کار پیدا کنم.
25
10
این مدت با آدم هایی که از زاهدان و اون نواحی میان صحبت میکنم، واقعا قلبم درد میگیره از این همه ظلمی که بهشون میشه! حتی آب خوردن ندارن! این برای ۱-۲ روز نیست! حتی برای ۱-۲ ماه خیلی وقته اینطوره و واقعا کی میخواد پاسخگو باشه! هرچی مینویسم از شدت خشمم کم که نمیشه اضافه هم میشه.
26
11
نزدیک به ۵۰ سال میتونستید و نکردید.همین الانم میتونید و نمیکنید.
27
12
واقعا شرم بر شما متنفریم ازتون
25
13
بدون متن...
26
14
+5
بدون متن...
27
15
واقعا فرقی نداره کجای ایران باشه، نباید فقط وقتی تهران رو میزنن صدای همه در بیاد. این وضعیتی که برای جنوب درست کردن خیلی غم انگیزه و حیف که هیچ مسئولی صداش در نمیاد! نه آب نه برق نه گاز هیچی به هیچی در حالی که مهمترین منابع رو تو همون جنوب کشور داریم. بیچاره مردمی که سالیان سال از همون جنگ خرمشهر با همون وضعیت نابسامان موندن و زندگی کردن و هنوز که هنوزه ۴۰ سال وقت داشتید اینارو درست کنید و نکردید! واقعا شرم بر شما!
27
16
@RegaPlus
@RegaPlus
28
17
جدی خوشبحالتون مهاجرت کردید چون تقریبا می‌شه گفت الان ما ۶ ماهی هست که نمی‌دونیم زندگی با آرامش چه شکلیه و کله‌مون داره گاییده می‌شه از این چیزا.
54
18
قلبم ریخته کف زمین
1
19
صدا رو نمیشنوید جدی؟
1
20
این‌سری نت رو قطع کنن تابستون و گرما هم هست برق رو هم بعدش قطع می‌کنن قشنگ روزی ۱۶ ساعت باید توی خونه جیغ بکشی‌.
59