fa
Feedback
مَأمول

مَأمول

رفتن به کانال در Telegram

'أني تحت ظل عباءة اميرالمؤمنين‌‌ سلام‌الله' سَر به دارِ عَلی‌اَم، غُلامِ حَضرتِ زَهراء سلام‌الله! «گمنام» کپی با ذکر صلی‌الله‌علیک یا فاطمة‌الزهراء. https://t.me/HarfChatBot?start=0845b9b2e7a1

نمایش بیشتر
2 783
مشترکین
-424 ساعت
-127 روز
+9630 روز
آرشیو پست ها
خلاصه که کل دنیارو بگردیم دیگه مثل حاجی پیدا نمی‌شه، اما متاسفانه متوجه این فقدان نیستیم...

به خاطر همین هم خیلی‌ها از حاجی خوششون نمیومد، چون علاوه بر جاذبه خیلی دافعه داشتن، شخصیتشون منافق رو دفع می‌کرد، کتاب جاذبه و دافعه‌ی عَلی علیه السلام از شهید مطهری راجع به گروه‌هایی صحبت می‌کنه که امیرالمؤمنین اون‌هارو دفع کرده و خطری که برای اسلام داشتن رو درک کرده هرچند که افراد مقابلش مسلمان بودن مثل خوارج، به نظرم حتما این کتاب رو بخونید چون من رو یادِ شیعه‌ی واقعیِ مولا، یعنی حاج احمد انداخت.

یک صوتی از حاج احمد متوسلیان هست که ایشون تو کردستان دارن برای مردم سخنرانی می‌کنن و می‌گن: مردم شما باید توضیح بخواهید که بودجه ما «سپاه» برای چی خرج شده، باید همه حساب‌ها روشن بشه، کجا میرن این پول‌ها، من در لباس سپاه و با کارت سپاه دارم به شما می‌گم باید از سپاه توضیح بخواید! باید یک‌به‌یک شما بپرسید چرا؟ سوال کنید، اینکه شما نپرسیدید، احساس مسئولیت نکردید، کار به اینجا کشیده! به نظرم منطق حاج احمد یک منطق عَلی وار بود.

سوره‌ی اسراء آیه سی و شش راجع به علم صحبت می‌کنه، اینکه اگر به چیزی علم نداریم نباید دنبالش بریم، باید اهل سوال پرسیدن و تحقیق باشیم، منطق امیرالمؤمنین و اسلام هم همینه، داعش عادت داشت تو کلاسای مثلا دینی که برای مبارزین برگزار می‌کرد، یادشون می‌داد سوال نپرسن، چون بالاخره با سوال پرسیدن می‌فهمیدن راهشون غلطه. خب ربطش یه حاج احمد چیه؟

حاجی قول می‌دم ان‌شاءالله بعد از فتح قدس، اولین کارم نماز خوندن نباشه، دنبال شما گشتن باشه... آخه اینجا کَسی به فکرِ شما نبود.

photo content

جنابِ سعدی این شعر رو در وصفِ معشوقشون گفتن، ما هم در وصفِ معشوقمون...

جَهانِی دَر پِیَت مَفْتُون، بِه‌جایِ آبْ گِریان خُون عَجَب می‌دارَم اَز هامُون! کِه چُون دَریا نمی‌باشَد...

photo content

خدایا از تو بی اندازه ممنونم، که در دلِ ما محبت سید علی خامنه‌ای را انداختی تا بیاموزد درس ایستادگی را درس اینکه یزید‌هایِ دو
خدایا از تو بی اندازه ممنونم، که در دلِ ما محبت سید علی خامنه‌ای را انداختی تا بیاموزد درس ایستادگی را درس اینکه یزید‌هایِ دوران را بشناسیم و جلویِ آنها سر خم نکنیم. 'بخشی از وصیت نامه‌ی شهید مصطفی صدرزاده' حالا هردو شهید شدید و ما ماندیم و حسرت.

توصیفشون از لحظه‌ی تصمیم گیری و بریدن از دنیا خیلی قشنگ بود...

شهید مصطفی صدر زاده: مبارزه با دشمنان خود آرزوی بنده بود و فقط خدا می‌داند برای این آرزو! چقدر ضجه زدم و التماس کردم... 'امان از این روحِ بلندِ شهداء'

شعر آخری که خوندن رزق اشکِ هرکَسی که الان سر سجاده‌ هست... «موقت!»

شعر آخری که خوندن رزق اشکِ هرکَسی که الان سر سجاده‌ هست... «موقت!»

امروز غم داشتی برات خیلی دعا کرد همیشه دعا می‌کنه چند قطره اشکی هم برای گناهی که خودتم بابتش ناراحتی ریخت رفت سجده که خدایا به خاطر من ببخشش بین خودمون بمونه به خاطرِ تو پیشِ خدا آبرو گذاشت... تا همین ساعت هم چشم انتظار بود که باهاش صحبت کنی و دو آیه قرآن براش بخونی بله، امام زمانت رو می‌گم... غوثِ اعظم، عدل مجّسم، حضرتِ مأمول.

و همین مسئله‌ی ماست که از عشق بمیریم! «ان‌شاءالله»
و همین مسئله‌ی ماست که از عشق بمیریم! «ان‌شاءالله»

آنقدر پاک و اَطهَری که حُسین می‌بَرَد در قنوتِ خود نامت...

آنقدر پاک و اَطهَری که حُسین می‌بَرَد در قنوتِ خود نامت...

هر زمان، دل گیرِ آدم‌های بی احساس بود! از رگِ گردن به من نزدیکتر عبّاس بود!
هر زمان، دل گیرِ آدم‌های بی احساس بود! از رگِ گردن به من نزدیکتر عبّاس بود!

هر زمان، دل گیرِ آدم‌های بی احساس بود! از رگِ گردن به من نزدیکتر عبّاس بود!
هر زمان، دل گیرِ آدم‌های بی احساس بود! از رگِ گردن به من نزدیکتر عبّاس بود!