fa
Feedback
سحرگاه

سحرگاه

کانال بسته

همواره درحال صِیرورت https://t.me/BiChatBot?start=sc-92c6a77b15

نمایش بیشتر
إيران261 205دسته بندی مشخص نشده است
Buy Ad
81
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
منم همینطور جان.
منم همینطور جان.

اخیرا هر گربه‌ی سرگردان و غمگینی میبینم یاد کشورم میوفتم.

الان هیئت مذاکره کننده رفتن ناهار و نماز؟ د لامصبا ما منتظریم.

در راستای طرحی که با زن،زندگی،آزادی برای پرچم زده شده و یه سری از دوستان دارن آگاهانه یا ناآگاهانه پروموتش میکنن. لطفا اجازه ندید حنای ج.ا در به جون هم انداختن مخالفین مجددا رنگی داشته باشه.

Repost from ILIA HASHEMI
پرچم شیر و خورشید، یک طرح نیست؛ بلکه روح ایران است. نمادی فراتر از اختلافات سیاسی و بخشی مهم از هویت تاریخی ما؛ این نماد قرن‌هاست نقطه‌ی اتصال نسل‌های قبل به بعد است، تفاوت ندارد پادشاهی‌خواه باشیم یا جمهوری‌خواه، فارغ از هر نگاه، این پرچم نشان حفظ هویت تاریخی ما می‌باشد. @iliaen

حالا که داریم در یک takedown زندگی میکنیم، اینو گوش میدم ولی مدام با شنیدنش اون نقاشی‌ای که taraneh artworks از کاراکترای گروه هانتریکس با الهام از بچه‌های زن زندگی آزادی کشیده بود رو از ذهنم بیرون کنم.

حالا تا هادی چوپان تو بورسه بنظرم بیاید کمپین انفالوکردن گلشیفته فراهانی رو هم راه بندازیم.

یه اسکرین ریکورد گرفتم از اینستاگرامم که خالی خالیه و هیچ استوری توش لود نمیشه چون میخواستم بذارم اینجا تا یادم بمونه وضع اینترنت‌ این روزها چطوری بود. اما متاسفانه بخاطر همون اینترنت نشد اینجا هم بذارم :)))

photo content

هرثانیه بیشتر کاراکترم به کاراکتر دکتر سکویی بزرگوار شبیه میشه.

شما که میخواستید میمون بفرستید فضا. خاک بر سرتون کنن که اینقدر خنگید که همه‌ی حرفاتون گل به خودیه‌.

واقعا همچنان موضعم‌اینه که دانش‌چه‌گاهی

چندروز پیش با ویدیوی پیکر جاویدنام‌ها گریه میکردم امروز با تصاویر راهپیمایی ۲ فوریه ایرانیای خارج از وطن

گمونم بهترین کار تحمل بار گناه اخلاقی و همچنان به زیستن ادامه دادنه. چون اگر یکیشون رو انتخاب کنی دیکتاتورمآبانه‌اس و مخالف دموکراسی. منی که در درونی ترین سطح خودم نمیتونم به هردو صدای توی مغزم همزمان گوش بدم چطور میتونم اینو توی جامعه از خودم و دیگری انتظار داشته باشم. گمونم باید این روزها مثل همون مراسم عزاداری‌ با رقصی باشم که هموطنانم برگزار کردن. لبریز از دو احساسی که نمی‌خوام هیچکدوم رو خفه کنم و می‌خوام هردوتاشون در من باشند. برای اینکه حس بشن و من اینجوری به هویت خودم مجال بودن بدم. در نظامی که اخلاقیات و انسانیت مرده من هیچ حسی رو سرکوب نمی‌کنم چون من: حس میکنم پس هستم.

میدونی بعد این کشتاری که راه انداختن هرکاری می‌خوام بکنم به خودم میگم الان یعنی درسته اینهمه آدم مردن من این کارو بکنم؟ از یه بستنی خوردن ساده گرفته تا لایک کردن یه پست رندوم تو اینستا تا نوشتن توی کانالم. تا حتی یه سوال درمورد درس توی گروه کلاسمون. از طرفی سوگوارم و روزی نیست تلاش نکنم اسم جاوید نام هارو به خاطر بسپرم. از طرف دیگه حس میکنم الان زندگی کردن بحث ناموسیه. اگر تو می‌کشی من زندگی میکنم و اینقدر زیبا زندگی میکنم که دقیقا تمام چیزی باشم که تو نیستی. با اینکه بنظرم منطقی میاد و کتابی که دارم میخونمش- قدرت بی قدرتان- هم به نحوی اینو تأیید می‌کنه اما سختمه. غمگینم و تلاش میکنم دقیقا همون چیزی رو داشته باشم که جمهوری اسلامی میخواد نداشته باشم. یه زندگی معمولی. اینقدر وقیح و بی‌همه‌چیزن که حتی زیستن معمولی مبارزه‌ای‌است تمام عیار علیه‌شان آیا درسته من آهنگ گوش بدم؟ آیا درسته من تفریحات مورد علاقمو داشته باشم؟ یا به طور کلی تر آیا درسته الان توی این شرایط به خودم اهمیت بدم؟ نمی‌دونم به صدای اخلاق گوش کنم که میگه درست نیست. یا به صدای واتسلاف هاول که معتقده زیستن مبارزه‌اس.

بچه ها نشر باژ یه کار قشنگ انجام دادن و نسخه‌ی الکترونیکی رایگان همه‌ی کتاب هاشونو تا پایان سال در دسترس عموم قرار دادن. اگر حس می‌کنید این روزها کمی فانتزی حالتونو بهتر می‌کنه پیشنهاد میکنم سری به کانالشون بزنید.

تو یه بروکراسی معیوب شما همه کارا رو هم که درست انجام بدی تهش یه مشکلی پیش میاد

این وسط آخه پروژه، درس و دانشگاه عنه؟