نصوح
رفتن به کانال در Telegram
345
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+1230 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+5
در 0 کانالها
سپتامبر '26
+21
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '26
+34
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+52
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+40
در 2 کانالها
Get PRO
مه '26
+24
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+10
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '26
+24
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+22
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+69
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '250
در 10 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+9
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+85
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '250
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '25
+48
در 4 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 07 اکتبر | +1 | |||
| 06 اکتبر | 0 | |||
| 05 اکتبر | +1 | |||
| 04 اکتبر | 0 | |||
| 03 اکتبر | +1 | |||
| 02 اکتبر | 0 | |||
| 01 اکتبر | +2 |
پستهای کانال
••
ابن جُنید در سؤالاتش از امام یحیی بن معین (ص346) نقل میکند:یحیی بن مَعین به من گفت: «فرزندی داری؟» گفتم: نه، و نه همسری. گفت: «پس اینجا جای تو نیست! برو به یکی از ثغور (سنگرهای جهاد) بپیوند، یا خود را در آن سواحل بیفکن؛ زیرا دنیا ارزشی ندارد». ••
| 2 | ••
س: کاری را برایم بگو که تا آخر عمر آنرا انجام دهم!
ج: وِرد روزانهی قرآن را هرگز ترک نکن، و لو به قدر یک صفحه باشد، و در اذکار صبح و شام کوتاهی نکن.
اخلاقت را با گذشت و مهربانی و سکوت پر کن، مگر در جایی که امید اجر را داشته باشی.
همیش یک عبادت پنهانی داشته باش؛ از بزرگترینشان: پاکی قلب و آرزوی خیر برای دیگران است.
وجدان العلی | 42 |
| 3 | بدون متن... | 105 |
| 4 | ••
دوستانم، یادآوری میکنم که هرلحظه باید شکر نعمت صحت را بجا آوریم و قدرش را بدانیم و از خداوند همیشه دوام عافیت و بینیازی از خلق را بطلبیم.
از عیادت مریضان، دلدادن به آنها و کمک مالی و دعای خالص برایشان هرگز غافل نشویم، لطفا..
•• | 106 |
| 5 | ••
مرکز احسان در علوم حدیث واقعا شاهکار و معرکه است، اگر طالب علم هستید به هیچ قیمت کتابهای درسی این مرکز را از دست ندهید:
اخیرا سلسلهای بنام کلیدهای علم سنت و حدیث نبوی را نشر کردند با نسخههای رایگان الکترونی:
از (اینجا) میتوانید به دست بیاورید!
کتاب زبدة الصحيحن را قبلا (اینجا) معرفی کردم.
چند کتاب و تحقیق دیگر مرکز را هم معرفی میکنم:
۱: مصطلح الحدیث
٢: المعسول في شمائل الرسول
٣: علل الحديث
خیلی از متخصصان علم حدیث کتابهای این مرکز را تدریس میکنند و به همه دانشگاهها و مدارس دنیای اسلامی هم توصیه میکنند این کتب را در نصابهای درسی خود جا دهند.
اسعار کتابهای مرکز در داخل عربستان خیلی پایین و مناسب است.
#پیشنهادهای_من
•• | 116 |
| 6 | ••
راست گفتید شیخنا، من هم یک بار در خانهٔ یکیشان این اشتباه را مرتکب شدم، صاحبخانه قهوه را آورد و مصروف شد به کار دیگری و من گرفتم قهوه را در پیالهها بریزم، همه را تا لب مثل همین تصویر -چون پیالهها کوچک بودند و قهوه خوشمزه- که صاحبخانه متوجه شد و قهوه را از دستم گرفت بعد توضیح داد که چرا نباید پیاله را تا دهنش پرد کرد. 😄
من که این رسم را نمیدانستم، میگذاشتند از فنجان قهوهپُرم لذت میبردم. | 93 |
| 7 | ••
خطرناکترین کاری که ویدیوهای کوتاه (ریلز) میکنند فقط هدر دادن وقتمان نيست، آنها در واقع توانایی «صبر» را هم از ما میربایند.
با تکرارِ تماشای ویدیوهای سریع، ذهن به هیجانِ آنی و پریدن مداوم از یک محتوا به محتوای دیگر عادت میکند؛ تا جایی که دیگر آرامش و تأمل و تفکر برایش سخت تمام میشود، مطالعه بالایش سنگینی میکند و یادگیریِ مهارتهای زمانگیر اصلا برایش غیرقابلتحمل میشود.
و اینگونه است که انسان تواناییِ ادامهدادن کارهایی که لذتِ فوری به او نمیدهند را از دست میدهد؛ با اینکه بزرگترین و ارزشمندترین چیزها در زندگی نیازمند صبر و زمان طولانیاند: تحصیل علم، کسب تجربه، رشد و پختگیِ شخصیت، شکلدهی ارتباطات، و خلقِ دستاوردها.
دکتر عبدالکریم بکار | 183 |
| 8 | ••
نخست این ابیات را ترجمه کردم بعد گفتم همان معنا را در قالب شعر دربیارم و این را گفتم:
عَطَش کی شود کم ز لبتشنگان
که بحر از چَه گیرد آب خود را گران
بدست که بینم صلاحِ سبکمایگان
که نایی نیاید ز قومِ خردپیشگان
بسی خُردِ بالا بینم و پیرِ حقیر
مصیبت نباشد جزین، ای زمان غمبگیر
چو همپایه شد در جهان فوق و دون
گوارا بود گر خورم جامِ مرگ و منون
•• | 141 |
| 9 | تشنگان کَی به سیرابی خواهند رسید،
آنگاه که بحرها از چاهها آب بطلبند؟
و چه کس سفلگان را از مقصودِ (بدِ)شان باز خواهد داشت،
آنگاه که بزرگان در گوشهها نشسته باشند؟
بیگمان که بالاگرفتن پستان بر شریفان،
از سهمگینترین مصیبتهای روزگار ست.
و چون فرومایگان و فرهیختگان همه یکسان گردند، دیگر دمسازی با مرگ گوارا شود. | 10 |
| 10 | ••
این را میشود از آشکارترین نمونههای برداشتهشدن علم درین عصر دانست، تصور کنید که راسخین در علم؛ آنهایی که اهل علم و ایمان و عملاند، همه در گوشههای متروکه ناشناخته بمانند و فضای عام با هردو دروازهاش باز شود بروی علمهای ناپخته، قلبهای صیقلناشده و نیتهای خداخواهنشده، نتیجه چهمیتواند شود جز همین اختلافهای لاطائلی که هر روز چوچهدارتر میشوند و مناظرات و رد و پسردهایی که کوچکترین مفادی برای دین مردم و اصلاح جامعه ندارند.
فرق عالم و متعالم* درینست که عالم دست به زخم میبرد و آنرا حکیمانه مرهم مینهد اما متعالم چون جای زخم را بلد نیست به نیت تداوی، عضو سالم دیگر را نیز زخمی میکند، زخم بالای زخم؛ و این بزرگترین ضرر ظهور متعالمان و خفقان عالمان است که امت ما فعلا دارد از آن رنج میبرد.
پس باید قدر گنجینههای علمی خود را بدانیم، و در حق آنها از خداوند بترسیم؛ در حق یادگیری از آنها، در حق حمایت از آنها، در حق بازکردن فضا و دادن فرصتهای خوب برای آنها، در حق رساندن صدای آنها به مردم. این همه حقهای آنها بالای ما اند و خداوند از ما درین حقوق سوال خواهد کرد.
خداوند شیخِ فقیه، عبدالوهاب مالکی را رحمت کند، درین باره شعر خیلی زیبایی گفتند:
متى يصل العطاشُ إلى ارتواءٍ
إذا اسْتقتِ البحارُ من الرَّكايا
ومن يَثْني الأصاغرَ عن مُّرادٍ
وقد قعدَ الأكابرُ في الزَّوايا
وإنَّ ترفُّعَ الوضعاءِ يومًا
على الرُّفعاءِ من أدْهَى الرَّزايا
إذا استوتِ الأسافلُ والأعالي
فقد طابتْ منادمةُ الْمَنايا
_____
* متعالم، به انسانی میگویند که تظاهر به داشتن علم میکند و خود را در جامهٔ علما میزند، اما در واقع چنین نیست. | 145 |
| 11 | امروز در تلگرام استاد محمد بهرامی پیامی دیدم؛ به این فکر شدم که با نشر و پخش نکردن درسها و دورههای ایشان، در حقشان خیلی کوتاهی شده است. علت بزرگ این غفلت ما هم، هیاهوی زیاد زندگی حقیقی و مجازی است که سخت ما را به خود مشغول کرده است.
استاد بهرامی از نوادر روزگارند، اهل دل و علم و فکر و اصلاح؛ شخصیتی مؤثر که شاید داشتههای ایشان را در جایی دیگر نیابیم. خودم با تمام مصروفیتها و گرههای کوری که در زندگی دارم، تلاش میکنم از ایشان استفاده کنم. ایشان در زندگی خودم خیلی مؤثر بودهاند.
درسهای ایشان را از کانال تلگرام شان دنبال کنید، شاید دریابید که غیر از افراد مشهوری که جلو چشم ما را گرفتهاند، اندیشمندان و دانشمندان دیگری نیز هستند که باید استفاده از آنان در اولویت باشد:
https://t.me/MohammadBahramih | 79 |
| 12 | بدون متن... | 197 |
| 13 | ••
کاری را که احمق سه روز بعد میکند، عاقل در همان روز اول میکند.
شیخ در موردِ صبر در اول مصیبت و صبر در بعدهای مصیبت حرف میزند. | 159 |
| 14 | ••
خیلی از هنگام، بیهوده مینماید که همهاش بگوییم و بگوییم بعد هیچ کاری انجام ندهیم، کلمات در چنین حالتی، فقط مصرفکنندهٔ انرژی درونی ما هستند، نه تولیدکنندهٔ آن.
همچنان، تعداد نویسندگانی که توانایی تبدیل کلمات به انرژی را دارند خیلی اندک است. و اصل هم بر این است که مردم دست به عمل شوند و آنچه را میخواهند با کار و تلاش بهدست بیاورند.
کلمات به تنهایی خود–هرچند خالص و خلاقانه باشند– تا زمانی که به حرکت درنیایند و در وجود یک انسان تجسم نیابند، هیچ کاری نمیتوانند کنند. انسانها [با کارهایشان] خود کلماتِ زندهای هستند که معانیِ خود را به بهترین شکل میرسانند.
~ سید قطب
گویا مرحوم سید قطب در مورد آفتهای رسانههای اجتماعی در عصر امروز حرف میزند.
استاد محمد الهامی | 250 |
| 15 | ••
روزی پسرم قُصَیّ که سه سال داشت، شنید که آیهٔ ﴿قل هو الذي أنشأكم﴾ را میخوانم؛ به من گفت: بابا، اشتباه میخوانی! درستش ﴿قل هو الله أحد﴾ است -او این سوره و برخی از سورههای کوتاه را حفظ کرده بود- سپس شتابان رفت رایانهٔ کوچکش را آورد که با آن سورهها را حفظ میکرد و پخشکننده را روی تلاوت ﴿قل هو الله أحد﴾ گذاشت و به من گفت: گوش کن! 😄
من حال او را به حال کسی تشبیه کردم که دانشی سطحی و تجربهای خام دارد؛ هرگاه سخنی یا دیدگاهی را میشنود که عقل محدودش به آن نمیرسد، بیدرنگ به رد و انکار آن میپردازد؛ گویی همین دانشِ اندکش، معیار تمام دانشهاست و عقلِ نارسایش، ترازو و میزانِ همهٔ عقلها!
دکتور فیصل منصور | 352 |
| 16 | ••
از شگفتزدگی تا هدایتطلبی
تمامی کتاب خدا، در الفاظ، نظم، معانی و رهنمودهایش باشکوه و شگفتانگیز است. اما این شگفتی از قرآن، گامی در مسیر هدایتیافتن از آن است، نه خودِ هدایت؛ پس توقف در این مرحله و بسنده کردن به آن درست نیست.
یعنی کافی نیست فقط تکرار کنیم: «قرآن کتابی عظیم و بزرگی است!» بلکه باید این بزرگداشت و تعظیم را به این پرسش برسانیم که: «تصورات، اندیشهها و اصول زندگی ما چه جایگاهی در برابر این کتاب دارند؟ قرآن از ما چه میخواهد؟ و برای آنکه از هدایتیافتگان به قرآن باشیم، چه چیزهایی باید در وجود ما تغییر کند؛ هرچند این تغییر برایمان شاق و دشوار باشد؟»
کافی نیست بگوییم: ﴿إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا﴾ «ما قرآنی شگفتآور شنیدهایم!»، بلکه بهدنبالش باید آورد: ﴿يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ﴾ «[قرآنی که] به سوی راستی هدایت میکند، پس به آن ایمان آوردیم»؛ ایمانی تفصیلی، هم در گفتار و هم در عمل.
•• | 270 |
| 17 | ••
علی بن ابیطالب رضی الله عنه فرمودند:
«فرزندانم، طوری با مردم معاشره کنید که اگر زنده بودید دلتنگتان شوند و اگر مردید برای تان بگریند».
مداراة الناس لابن أبي الدنيا
مجالس السلف | 242 |
| 18 | ••
خوشیای نیست برای آنکه غمی نبیند،
و لذتی نیست برای آنکه صبری نکشد،
و نعمتی نیست برای آنکه به رنج نیافتد،
و آسایشی نیست برای آنکه زحمتی نکشد.
ابن القیم | مفتاح دار السعادة | 231 |
| 19 | 🥹🥹🥹 | 250 |
| 20 | ••
بنده معتقدم که یادگیری زبان از طریق نحو و قواعد کار اشتباهی است.
دلیلش هم به سادگی این که: نحو برای اصلاح و ترمیم است نه برای ایجاد و از نوسازی؛ یعنی نحو زمانی به تو کمک میکند که بتوانی بگو: قرأ محمد الکتاب. اما دقیقا ندانی اجزای کلام چه جایگاه و حرکاتی دارند، آنگاه نحو میآید به تو بگوید، قرأَ: فعل ماضی مبنی است و هميشه در آخر خود فتحه (زبر) میداشته باشد و محمد: اینجا با ضمه (پیش) خوانده میشود چون فاعل است و کتاب: هم با فتحه چون مفعول به است.
حال چه سودی دارد من به کسی که فعل ماضی را نمیشناسد و حداقل صد مثال از آن با خود ندارد، بگویم که قرأ فعل ماضی مبنی است ووو؟!
خودم یک خاطره دارم تعریفش کنم شاید استفاده کنید: ماه اولی که خواندن عربی را آغاز کردم یک اعلانی از کلاس نحو رایگانی دیدم و رفتم در کنار کلاس اصلیام آنرا هم گرفتم، آنجا استاد به جز عربی حرف نمیزد و من هم اصلا عربی نمیدانستم نه متن کتاب و نه شرح استاد را، اما استادمان انسان بزرگواری بود؛ طوری که از شدت حیا حتی به چشمان شاگردانش خیره نمیشد بگذار که بابت نفهمیدن کسی را سرزنش کند و همین باعث شد من آنجا دوام بیاورم، نکتهی جالب دیگر اینکه استاد در آغاز درس از همه شاگردان میخواست به پا ايستند و به گروههای دونفره تقسیم شده درس گذشته را با صدای بلند به یکدیگر توضیح دهند و من همیشه در آخر کلاس با یک دوستم -که هنوز هم در ارتباطیم- مینشستم با این قرار که فقط او درس را تکرار کند و از کمیهای من بگذرد.
از همانجا علاقهی من به سخنگفتن (که در واقع همان تطبیق عملی نحو است) زیاد شد و از خواندن و حفظ قواعد نحو دور شدم مگر آنکه در سخنگفتنم -در همان سطح ابتدایی- به آن نیاز پیدا کنم و این بهترین کاری بود که آنزمان انجام دادم: حفظ مفردات جدید، تمرکز روی سخن گفتن با تقلید از استاد و مشغول نشدن زیاد به نحو.
شش یا هفت ماه که گذشت، من در سخنگفتن عربی بهتر از همکلاسیهایم شدم که همه از من بزرگتر و نحوفهمتر بودند -این را بعدها استادمان به من گفت-.
هدف قصه اینکه من از محتوای اصلی آن کلاس (یعنی نحو) اصلا چیزی حاصل نکردم اما طریقهی تدریس آن استاد و ماحول کاملا عربی کلاس روی من خیلی تاثیر گذاشت و به من جرات حرفزدن -هرچند اشتباه و شکسته- به عربی را داد تا اینکه سررشتهی زبان را به دست گرفتم و آنگاه دوباره آمدم نحو و صرف را از صفر بخوانم -در حالیکه تاحدی صحبتکردن عربی بلد بودم- و دیدم که نحو و صرف خیلی آسانتر و شیرینتر از آنچه است که پشتش میگویند و اینکه مهمات علم نحو خیلی خلاصه و کم است و یادگرفتن نحو با تمام تفصیلات و اختلافات مذاهب برای همه لازم و مهم نیست علاوه بر اینکه نحو فقط یک بخش زبان عربی است و نمیشود با آن از دیگر علوم عربی مستغنی شد و... بعدش ادامه دادم و ادامه میدهم و هرگز پشیمان نیستم.
•• | 287 |
