معمای عشق
رفتن به کانال در Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
نمایش بیشتر789
مشترکین
+124 ساعت
+77 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
789
○
من فکر میکنم موقعیتهایی در زندگی پیش میآید که انسان باید سکان کشتی خود را به دست جریان سرنوشت بسپارد،
درست مثل اینکه قدرت مقابله
در برابر امواج آن را ندارد.
در این صورت ممکن است خیلی زود متوجه شود که جریان آب رودخانه، به نفع او بوده است...
این موقعیت را تنها خود او درک میکند
ممکن است شخص دیگری صحنه را ببیند
و فکر کند که کشتی در حال غرق شدن است،
غافل از اینکه هرگز آن کشتی چنین
ناخدای استوار و محکمی نداشته است...
📕 #دخمه
✍ #ژوزه_ساراماگو
🍏🍎🍃
789
بوسیدن لب یار، اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی، از دست و لب گزیدن
فرصت شمار صحبت، کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر، نتوان به هم رسیدن
#حافظ
789
خواهم شدن به بستان، چون غنچه با دلِ تنگ
وآنجا به نیکنامی، پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل، راز نهفته گفتن
گه سِرّ عشقبازی، از بلبلان شنیدن
#حافظ
789
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی، بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی، مشکل توان بریدن
#حافظ
789
هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی، بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی، مشکل توان بریدن
خواهم شدن به بستان، چون غنچه با دلِ تنگ
وآنجا به نیکنامی، پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل، راز نهفته گفتن
گه سِرّ عشقبازی، از بلبلان شنیدن
بوسیدن لب یار، اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی، از دست و لب گزیدن
فرصت شمار صحبت، کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر، نتوان به هم رسیدن
گویی برفت حافظ، از یاد شاه یحیی
یا رب به یادش آور، درویش پروریدن
🍏🍎🍃
789
🎼❤️🎼
ضربان پایت را میشنوم
در سینهام راه میروی
ترجیح میدهم که تنها بمانم
به تلوزیون خیره شوم
کتاب بخوانم
پیادهروی کنم
بخوابم
تلوزیون تو را نشان میدهد
کتابها تو را میخوانند
پیادهروها تو را قدم میزنند
خوابها تو را میبینند
عزیزم
همه از این جا رفتهاند
تو که تنهاترین مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمیکنی؟
#حسین_صفا
🍏🍎🍃
789
🎼❤️🎼
Elle est d’ailleurs
#Pierre_Bachelet
----------------------
او از جای دیگری ست...
Elle a de ces lumières au fond des yeux Qui rendent aveugles ou amoureux
Elle a des gestes de parfum Qui rendent bête ou rendent chien
Et si lointaine dans son cœur
Pour moi c’est sûr, elle est d’ailleurs ...
ته چشمانش از آن نورهایی دارد که یا کور میکند و یا عاشق
ژستها و عطری دارد که یا دیوانه میکند و یا اسیر
"و در اعماق قلبش برای من روشن است، که او از جای دیگری است"
🍏🍎🍃
