معمای عشق
رفتن به کانال در Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
نمایش بیشتر786
مشترکین
+324 ساعت
+87 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
787
🎼❤️🎼
آه از آن نگاه...!!!
واژه میشوم، مرا مرور میکند
سنگ میشوم، مرا بلور میکند
شیشه میشوم، ز من عبور میکند
تا که پشت میکنم به آفتاب
مثل سایه رو به روی من ظهور میکند
آه از آن نگاه
عاقبت تمامِ هستی مرا
ذرّه ذرّه نور میکند ....
✍#عبدالجبار_کاکایی
🍏🍎🍃
787
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن
#حافظ
787
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن
#حافظ
787
به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن
برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن
#حافظ
787
کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن
به باد ده سر و دستار عالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن
#حافظ
787
هر روز یک غزل با حافظ
----------------------
کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن
به باد ده سر و دستار عالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن
به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن
برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن
چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن
🍏🍎🍃
787
🎼❤️🎼
ما هر دو میدانیم
چشم و زبان، پنهان و پیدا، رازگویانند
و آنها که دل با یکدیگر دارند
حرف ضمیر دوست را ناگفته میدانند
ننوشته میخوانند
من «دوست دارم» را
پیوسته در چشم تو میخوانم
ناگفته میدانم
من آنچه را احساس باید کرد
یا از نگاه دوست باید خواند
هرگز نمیپرسم
هرگز نمیپرسم که: آیا دوستم داری
قلب من و چشم تو میگوید به من: آری...
#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
787
○
برای دل سپردنها به شبهای تو دل بستم
به خطّ ساحلی بر صبح زیبای تو دل بستم
هوایم بی کسی باشد درون غصهها پنهان
منم مجنون آواره به صحرای تو دل بستم
بسوزم همچو پروانه به گرداگرد آن شمعی
که سوزاند مرا هر دم، به گرمای تو دل بستم
در این دنیای بی مهری که رنگ ارغوان دارد
به خال و خطّ ابروی چلیپای تو دل بستم
نصیبم گشته خاموشی هزاران آرزو دارم
بیا ای یوسف جانم به سیمای تو دل بستم
به عطر خیس گندمزار صحرا دل نمیبندم
به موج مخملین زلف یلدای تو دل بستم
گلویم را شبانه میفشارد بغض طغیانگر
دمِ آخر به انفاس مسیحای تو دل بستم
✍#داود_فخری
🍏🍎🍃
