معمای عشق
رفتن به کانال در Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
نمایش بیشتر788
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+77 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
787
🎼❤️🎼
ای رهیده جان تو از ما و من
ای لطیفهٔ روح اندر مرد و زن
مرد و زن چون یک شود آن یک توی
چونک یکها محو شد آنک توی
این من و ما بهر آن بر ساختی
تا تو با خود نرد خدمت باختی
تا من و توها همه یک جان شوند
عاقبت مستغرق جانان شوند
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
787
دکارت در فلسفهاش، بهویژه در جملهی معروفش:
> «میاندیشم، پس هستم»
تأکید میکند که اندیشیدن جوهرِ وجود انسان است. برای دکارت، اندیشیدن چیزی نیست که انسان گاه بخواهد و گاه نخواهد انجام دهد؛ بلکه ماهیتِ ذاتیِ اوست.
بنابراین، اگر این جمله را به زبان فلسفیتر دکارتی ترجمه کنیم، میشود گفت:
> «اندیشیدن نه یک انتخاب، بلکه وظیفه و ذاتِ وجودِ آگاه است.»
به بیان دیگر، دکارت باور داشت که انسان، تا زمانی که میخواهد حقیقت را بشناسد و وجود خود را اثبات کند، ناگزیر از اندیشیدن است — و این اندیشیدن نوعی مسئولیت عقلانی و اخلاقی در برابر خود و جهان به شمار میآید.
🍏🍎🍃
787
🎼❤️🎼
آه از آن نگاه...!!!
واژه میشوم، مرا مرور میکند
سنگ میشوم، مرا بلور میکند
شیشه میشوم، ز من عبور میکند
تا که پشت میکنم به آفتاب
مثل سایه رو به روی من ظهور میکند
آه از آن نگاه
عاقبت تمامِ هستی مرا
ذرّه ذرّه نور میکند ....
✍#عبدالجبار_کاکایی
🍏🍎🍃
787
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن
#حافظ
787
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن
#حافظ
787
به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن
برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن
#حافظ
