اِلْ
رفتن به کانال در Telegram
پیانیست، نقاش و ننویسنده ای که اِلْ نام دارد. https://t.me/HarfChatBot?start=82212e0664c8
نمایش بیشتر291
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
291
برای هر چیز.
برای آدمها، حتی برای رسیدن اون قسمت مورد علاقت از آهنگ وقتی داری مینوازی، تو شمارش واحد نت ها، تموم شدن کتاب و نقاشیهام، اومدن روزای بهتر و … من همیشه عجله داشتم.
291
من و صبر، هیچوقت اسممون کنار هم نمیاد.
من از انتظار و از صبر، میترسم، فراری ام.
از سن خیلی کم اینطوری بودم، وقتی بزرگ شدم زندگی بهم فهموند دلیل ترسم رو.
اما چه میشه کرد؟
گاهی باید در رفتار صبور باشی. من هم همین بودم.
انتظار آدم رو میندازه تو قفسی که بیرون ازش هیچ چیز معلوم نیست، انگار همه جا مِه آلوده. من از ابهام، از چیزهای ناواضح، دیگه گریزونم.
291
بس که جفا ز خار و گل دید دلِ رمیدهام
همچو نسیم از این چمن پایْ برون کشیدهام
شمع طرب ز بخت ما آتش خانهسوز شد
گشت بلای جان من عشقِ به جان خریدهام
حاصل دُوْر زندگی صحبت آشنا بُوَد
تا تو ز من بریدهای من ز جهان بریدهام
تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل
رفتی و رفتْ راحت از خاطرِ آرمیدهام
تا تو مراد من دهی کُشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیدهام
چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون
ای گل تازه یاد کن از دلِ داغدیدهام
یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو
سوخت در انتظار تو جانِ به لبرسیدهام
رهی معیری
