fa
Feedback
Ehsanvahram.official

Ehsanvahram.official

رفتن به کانال در Telegram

امروز برای زندگی کردن در بهشتی نقد فکر و تلاش کن تا فردا برای بیرون رفتن از زندگی جهنمی تدبیر نکنی 🔽 ارتباط با ادمین کانال 🔽 @Ehsanvahram_administration 🌐 پیج اینستاگرام مجموعه: Instagram.com/ehsanvahram.official 🌐 سایت مجموعه: www.ehsanvahram.com

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام Ehsanvahram.official

کانال Ehsanvahram.official (@ehsanvahramofficial) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 13 331 مشترک است و جایگاه 6 723 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 24 266 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 13 331 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 16 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -400 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -21 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 7.30% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 5.85% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 974 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 780 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند تمرین, وقت, رسالت, مأموریت, شغل تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
امروز برای زندگی کردن در بهشتی نقد فکر و تلاش کن تا فردا برای بیرون رفتن از زندگی جهنمی تدبیر نکنی 🔽 ارتباط با ادمین کانال 🔽 @Ehsanvahram_administration 🌐 پیج اینستاگرام مجموعه: Instagram.com/ehsanvahram.official 🌐 سایت مجموعه: www.ehsanvahra...

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 17 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کرده‌اند.

13 331
مشترکین
-2124 ساعت
-1027 روز
-40030 روز
آرشیو پست ها
🔴 یکی از تاثیرگذارترین و پر نتیجه ترین دوره های مجموعه آموزش های تحول محور بهشتِ نقد در اختیارتون قرار میگیره...‌ 🔻این فایل را با دقت گوش کنید معتقدیم که... ثروت در آگاهیست❗️

نتیجه گیری در هر کشور، شهر و اجتماعی، با شرایط یکسان بحرانی، خوب و بد، افراد نتایج یکسان نمی‌گیرند ! چون باورهای هر فردی اتفاق های زندگیش رو رقم میزنه❗️

۹۹٪ انسان ها از این قانون علیه خودشون و بقیه استفاده می‌کن ! به شرایط زندگیت توجه کن : هر اقدامی از انتظاری و هر انتظاری از باوری شکل گرفته❗️

جهان هستی از ذهن برتر (ذهن الهی) که بی نهایت هوشمنده، به وجود اومده و مدیریت میشه... این جهان بر اساس اصل انتظار ما شرایط زندگی رو تدارک میبینه❗️

خیلی ها به خاطر عدم اطلاع از این قانون حیاتی جهان هستی، تحت هر شرایطی در هر لوکیشنی، در بدختی همیشگی زندگی میکنن... انتخاب شما کدوم قانونه ؟👇🏽
Anonymous voting

خیلی ها به خاطر عدم اطلاع از این قوانین حیاتی جهان هستی، تحت هر شرایطی در هر لوکیشنی، در بدختی همیشگی زندگی میکنن...
Anonymous voting

با قوانین الهی نجنگ.mp313.20 MB

آیا زمستان پایدار خواهد بود ؟؟؟ آیا زمستان برای درختان نحسی و بد بیاری است ؟ آیا نه اینکه این جزئی از روند حیات بر روی کره خاکی بوده و هست ؟ آیا درختان با وجود زمستان به تضاد می‌رسند ؟ آیا ناله و شکایت می‌کنند ؟ یا با آن هم فرکانس و در صلح هستن ؟؟ آیا در زندگی ما انسان ها هم در روابط، در سلامتی، در شغل، موقعیت اجتماعی و... هم زمستان وجود دارد ؟؟؟ آیا ما با آن هم فرکانس هستیم ؟؟؟؟ آیا ما آگاهی نسبت به اراده خداوند و البته مشیت یا الگوریتم آن داریم ؟ 🔻پادکست زیر را حتما گوش کنید🔻

کیمیاگری مصیبت_۴.mp37.45 MB

تا عاشق آن یارم بی‌کارم و بر کارم (تا وقتی عاشق آن محبوبم، هم از کار دنیا افتاده‌ام و هم بر کار حقیقی‌ام هستم.) (عشق الهی باعث می‌شود از کارهای ظاهری بی‌نیاز شوی، اما در حقیقت در بالاترین کار یعنی سلوک باشی.) سرگشته و پابرجا ماننده پرگارم (هم سرگردانم و هم استوار، مانند پرگار.) (پرگار یک پای ثابت دارد و یک پا در گردش؛ عاشق نیز در ظاهر بی‌قرار است اما در باطن بر مرکز حق ثابت است.) ماننده مریخی با ماه و فلک خشمم (مانند سیاره مریخ با ماه و آسمان در ستیزم.) (مریخ در نجوم قدیم نماد جنگ و خشم است؛ یعنی با نظام عادی و چرخ روزگار سر ناسازگاری دارم.) وز چرخ کله زرین در ننگم و در عارم (و از این آسمانِ زرین‌کلاه، در ننگ و عارم.) («کله زرین» اشاره به خورشید یا شکوه ظاهری فلک است؛ یعنی فریب زرق‌وبرق دنیا را نمی‌خورم و آن را مایه ننگ می‌دانم.) گر خویش منی یارا می‌بین که چه بی‌خویشم (ای یار، اگر تو خودِ منی، ببین که من چقدر از خود بی‌خودم.) (در عشق، خودی باقی نمی‌ماند؛ عاشق از «من» تهی می‌شود.) ز اسرار چه می‌پرسی چون شهره و اظهارم (چرا از اسرار می‌پرسی، وقتی که من آشکار و مشهورم؟) (حالِ عاشق خودش گویای راز اوست؛ عشق پنهان‌کردنی نیست.) جز خون دل عاشق آن شیر نیاشامد (آن شیر جز خون دلِ عاشق چیزی نمی‌نوشد.) («شیر» می‌تواند هم شیرِ حیوان باشد و هم استعاره از مردِ کامل/حق؛ یعنی راه عشق با رنج و فداکاری همراه است.) من زاده آن شیرم دلجویم و خون‌خوارم (من فرزند آن شیرم؛ هم دلجویم و هم خون‌خوار.) (از یک سو مهربانم، از سوی دیگر آماده فداشدن و فداکردن نفس.) رنجورم و می‌دانی هم فاتحه می‌خوانی (من بیمارم و تو می‌دانی، اما برایم فاتحه می‌خوانی.) (به‌جای درمان، مرا تمام‌شده می‌پنداری.) ای دوست نمی‌بینی کز فاتحه بیمارم (ای دوست، نمی‌بینی که همین فاتحه‌خواندن تو مرا بیمارتر می‌کند؟) (ترحم سطحی و نگاه مرده‌پندارانه، عاشق را آزار می‌دهد.) حلاج اشارت گو از خلق به دار آمد (حلاج با یک اشارت از سوی مردم به دار رفت.) (اشاره به سرنوشت عارفانی که اسرار عشق را آشکار کردند.) وز تندی اسرارم حلاج زند دارم (و از تندیِ اسرارم، من خود حلاجِ دارزننده‌ام.) (رازهای تند من آن‌قدر آتشین است که خودم دار برپا می‌کنم؛ یعنی حقیقت عشق خطرناک و بی‌پرواست.) اقرار مکن خواجه من با تو نمی‌گویم (ای آقا، اقرار نکن؛ من با تو سخن نمی‌گویم.) (این سخن برای اهلش است، نه برای هر مدعی.) من مرده نمی‌شویم من خاره نمی‌خارم (من مردنی نیستم؛ من سنگ خارا هستم و خراش برنمی‌دارم.) (عاشق حقیقی فناپذیر در ظاهر است، اما در حقیقت جاودانه و استوار است.) ای منکر مخدومی شمس الحق تبریزی (ای کسی که سروریِ شمس تبریزی را انکار می‌کنی.) ز اقرار چو تو کوری بیزارم و بیزارم (از اقرارِ کورانه‌ای مانند تو بیزارم.) (اقرار بی‌فهم ارزشی ندارد؛ فهم و شهود لازم است.)

سخن زیبای مولانا .mp31.75 MB

کیمیاگری مصیبت_۳.mp316.04 MB

اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمی‌سوز اگر راه یا معشوق تو پرخطر است، از آن نترس و با تمام وجود وارد شو. (آتش نماد سختی، رنج، چالش یا حتی عشق است؛ سوختن نماد تجربه و رشد روحی است) 2️⃣ به شبِ فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز در زمان دوری، تنهایی یا سختی، مثل شمع بسوز و نور بده تا رسیدن به روز. (شب فراق = دوران تاریکی و تنهایی، شمع = فداکاری و نوردهی، معنای استعاری: امید و پایداری) 3️⃣ به میانِ بیست مُطرب چو یکی زَنَد مخالف در میان جمع، حتی یک نفر اگر خلاف جریان عمل کند، می‌تواند اثرگذار باشد. (بیست مطرب = جمعیت، مخالف = صدای متفاوت یا رفتار متفاوت، به معنای تأثیر فرد در جمع است) 4️⃣ همه گم کُنند رَه را چو ستیزه شد قَلاوُز اگر رهبر یا راهنما دچار درگیری یا خطا شود، دیگران مسیر درست را گم می‌کنند. (قلاوُز = راهنما؛ ستیزه = درگیری یا لجاجت؛ تاکید بر مسئولیت‌پذیری فرد بیدار) 5️⃣ تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید بهانه نیاور که چون دیگران در نزاعند، صلح یا درستکاری تو بی‌اثر است؛ تو هنوز می‌توانی روشن باشی. (تأکید بر مسئولیت فردی و مستقل بودن از رفتار جمع) 6️⃣ تو یکی نِه‌ای هزاری تو چراغِ خود برافروز تو فقط یک نفر نیستی، قدرت و اثر تو مثل هزار نفر است؛ نور وجودت را روشن کن. (چراغ = آگاهی و روشنایی، نَه‌ای = قدرت یک نفر، هزاری = ارزش فردی در مقیاس بزرگ) 7️⃣ که یکی چراغِ روشن زِ هزار مُرده بهتر یک انسان بیدار و آگاه ارزشمندتر از هزار انسان خاموش و بی‌اثر است. (مرده = انسان‌های زنده جسمی اما بی‌نور و بی‌حضور روحی) 8️⃣ که بِهْ است یک قَدِ خوش زِ هزار قامتِ کوز یک انسان راست‌قامت، درست و سالم، بهتر از هزار انسان کج و ناهماهنگ است. (قدِ خوش = راست‌قدمی، صداقت و درستکاری؛ قامتِ کوز = کج‌راه و ناهماهنگ بودن)

مسئولیت زندگی.mp31.85 MB

کیمیاگری مصیبت_۲.mp312.06 MB

کیمیاگری مصیبت_۱.mp36.44 MB

کیمیاگری.مصیبت.mp327.34 MB

پس بخشی از ماموریت انسان، تبدیل شرایط غیر دلخواه به شرایط دلخواه با استفاده از قدرت اختیار است، که به آن "کیمیاگری مصیبت" می‌گوییم...

آیا می‌توان گفت که مشکلات ایرانیان با وجود این همه ثروت مادی و معنوی غنی (منابع ناب طبیعی و انسانی) از بی عدالتی جهان است؟؟؟ جهان سیستمی و کاملا قانونمند اتفاقات را رقم می‌زند... هر انسانی در جهان انفرادی خود زندگی می‌کند که خود جای مفصلی برای توضیح آن نیاز دارد. هر یک از انسان‌ها به صورت انحصاری، فارغ از جهان پیرامون خود، امکان خلق زندگی خود را دارند چرا که هر انسانی دارای میدان و حوزه ای شعوری است که برآیند افکار و اعتقادات، باور و بینش، اعمال و حتی نیت آن‌ها، می‌باشد! آمده که: همه چیز زنده است! و همه چیز زنده ای از آب آفریده شده است! در مقیاس کلی و در نظام آفرینش، این آب همان داده (Dataکد (Codeاطلاعات (Information) و در نهایت آگاهی(consciousness) می‌باشد. یعنی همان چیزی که با آن جهان هستی کدنویسی شده است! بیایید جهان را کامپیوتری غول‌پیکر تصور کنیم که شامل سخت‌افزاری عظیم و نرم افزاری پیچیده است (سیستم عامل و زیر مجموعه‌های آن) که برای پیدایش هر چیزی باید کدی نوشته شده باشد. حال خداوند، این ابر طراح، ابر خلاق و برنامه نویس توانا، از قبل تمامی کدهای لازم را برای انجام مأموریتی بزرگ نوشته است. در این کامپیوتر از قبل امکان دستیابی نوع بشر به هرگونه کدی، اعم از مثبت و سازنده یا مخرب و بدافزار فراهم شده است! (در جهان مادی، یعنی همین کیهانی که در آن زندگی می‌کنیم، ضدیت و دو قطبی بودن جزو لاینفک آن است) این سیستم (مجموعه قوانین الهی) را که ذهن برتر می‌نامیم دارای فکر و بی‌نهایت با هوش است! این سیستم بر اساس الگوریتمی مشخص از انسان‌ها تأثیری مستقیم می‌گیرد! انسان به عنوان تنها تجلی خاص خداوند در کل هستی که امکان تفکر و تعقل دارد و البته تنها موجودی که از موجودیت خودش و درک عشق برخوردار است، از طرف خداوند قدرت اختیار داشته و امکان خلق زندگی خود را دارد! اما این خلق کردن، چگونه اتفاق می‌افتد؟ آب را می‌توان به منشأ حیات هر چیزی تشبیه کرد. در اینجا منظور زندگی انسان است! دو اتم هیدروژن + یک اتم اکسیژن! پس ۳ عنصر ویژه داریم: خروجیِ ارتعاشی و شعوری این ۳ عنصر در وجود انسان که ماهیتی کاملا غیر مادی دارند، همه چیز را در زندگی انسان به عنوان یک خالق خلق می‌کند! ۱_ ذهن: جایگاه افکار است (دیتا، اطلاعات،کد و آگاهی که دارای حوزه ارتعاشی شعوری است) ۲_ روان: مجموعه احساسات انسان را نشان می‌دهد. (دارای حوزه ارتعاشی شعوری است) ۳_ بینش: نوع نگاه و برداشت ناخودآگاهی از هر چیزی در جهان هستی (دارای حوزه ارتعاشی شعوری است). بینش را کدهای سری وجودی انسان می‌نامیم که حتی از قبل از تولد به این دنیا و با آگاهی‌های جهان قبلی شکل گرفته و بعد از تولد بر اساس همان و البته تاثیر از ژنتیک (انتقال اطلاعات از نسل های گذشته) و برآیند ارتعاشی پدر و مادر، فرهنگ و جامعه به حیات خود ادامه می‌دهد و پشت پرده تمام تصمیمات و اقدامات انسان است. در طول زندگی، اینکه چه دیتاهایی در ذهن انسان مدام وارد شده و برآیند احساسات او خوب بوده یا بد ارتباطی مستقیم با نوع بینش انسان دارد و به صورت بدون وقفه با ذهن برتر مبادله ارتعاشی انجام داده و هر پالس ارسالی، تجلی در زندگی او در هر حوزه ای می‌باشد. آیا این را نمی‌توان اوج عدالت الهی نامید؟ جایی که به محض هر تجربه احساسی توسط انسان اعم از غم و غصه، خشم و کینه، استرس و ترس و وحشت، خجالت، شوک و هیجان ( چه مثبت و چه منفی) نا امیدی و... واکنشی فوری در جسم انسان دارد، به طوری که وقتی خجالت می‌کشیم یا احساس کنفی در جمع کنیم گوش ها یا گونه‌هایمان سرخ می‌شوند! هر احساسی همراه با واکنشی در جسم انسان است از افت فشار و دل و سردرد گرفته تا سکته و .... اینجاست که خداوند خود را سریع الحساب معرفی می‌کند. یعنی هر فکر و احساسی بازتابی در جهان دارد. به طور مثال هر فکر و احساسی تأثیری مستقیم بر جسم انسان دارد، همین طور در چگونگی قرار گرفتن افراد در زندگی ما نوع بشر (چه مثبت چه منفی، چه خیرخواه چه بدخواه)، رسیدن ایده ها به ذهن و ... تاثیر گذار است! پس عدالت خدا در زندگی انسان اعم از موضوع سلامتی (ذهنی، روانی، بینشی و جسمی)، روابط در جنبه‌های مختلف، موفقیت‌های شغلی و مالی، تجربه آرامش و آسایش امنیت در زندگی و... را می‌توان بر اساس فلسفه اختیار انسان برای خلق هر شرایط دلخواه را اثبات کرد. 🔴 عدالت الهی = مجموعه ای از کدهای از پیش نوشته شده در جهان هستی 🔴 فلسفه اختیار انسان، آپشنی مشخص و دقیق برای انتخاب نوع سرنوشت خود 🔴 نحوه استفاده از قوانین علیه خود و بقیه یا به نفع خود و بقیه بر اساس برآیند، نیت، افکار، احساسات و اقدام انسان می‌باشد که پالس‌هایی را به ذهن برتر ارسال می‌کند و ذهن برتر بی وقفه پاسخ می‌‌دهد! از کجای این سیستم و عدالت الهی می‌توان ایراد گرفت؟؟؟