𝖬𝗎𝗇icel.
رفتن به کانال در Telegram
𝖬𝗎𝗇𝗂𝖼𝖾𝗅 𝗓𝗈𝗇𝖾 And I'm here:") anything: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1221807510
نمایش بیشتر246
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
246
می ترسیدم اگر بری این خونه روی سرم خراب شه
الان اما اونقدری دور هستی که ازم نپرسی زیر آوار نفس کشیدن چه حالی داره.
246
Repost from Reyma
تو دلت برام تنگ نشد؟ صبحا وقتی بیدار شدی، شبا موقع خواب، نگاه نکردی ببینی من چی گفتم؟ هیچی نگفتنم دلتنگت نکرد؟ دلت نخواست آهنگایی که گوش کردی رو برام بفرستی؟ دوست نداشتی چیزایی که میبینی رو نشونم بدی؟ یعنی هیچ اتفاقی نیفتاد که دلت بخواد دربارهش باهام صحبت کنی؟ غذای موردعلاقهم رو نخوردی که یادم بیفتی؟ تو اصلا نگران حالم نشدی؟ دوست نداشتی بدونی دارم چیکار میکنم؟ اطرافم چی میگذره و اصلا کجام؟ تو دلت تنگ نشد؟ تو نگران نشدی؟ تو مثل من هرشب فکر نکردی به شبایی که باهم صبحشون میکردیم؟ تو نخواستی بدونی چی شده؟ نخواستی بگی؟ نخواستی بشنوی؟ جدی جدی دل تو تنگ نشد؟
246
تو منو نمیخواستی، دیگه چه کاری از دستم بر میاومد؟ نشستم غصه خوردم و ذهنم مدتها مختل شد؛ تو منو نمیخواستی، من از دور نگاهت میکردم و دستام میلرزید و پاهام یخ میکرد، از نزدیکت شدن فرار میکردم، از دور تموم حرکاتت رو حفظ بودم؛ تموم خونوادهی عروسکایی که غمم رو داده بودم دستشون، توی آتیش جون دادن و خاکسترشون رو باد برد. من گریه نکردم، چون تموم تصویرهایی که توی ذهنم داشتم، مثل یه مقوا جلوی چشمم وایستادن و نذاشتن اشکام بیان پایین. تو دور موندی، من درمونده. نمیدونم چی آرومم میکنه. آروم میشینم یه گوشه و از شدت صداهای بلندِ پشت پلکم دیوونه میشم. ناشکری میکنم و میگم چیزی این ادباری که توی جمجمهم دارم رو خاموش نمیکنه. بیچارهم کرده از بس کار میکنه و بوی روغن سوختهش و خون غلیظ، همه جا رو برمیداره. نمیدونم چی آرومم میکنه و اینو برای بار دوم، خیلی آرومتر میگم. من و آدما همزمان از هم فرار میکنیم و همزمان پیش همیم. میخزم یه گوشه و تلاش میکنم خودم و تنهاییم رو نادیده بگیرم.
کاش زیر پتو زود خوابم ببره. کاش پاهام خواب نره و کاش دستهای کیمیا توی موهام راه برن. دوریت غمگینم میکنه.
نمیفهمم کِی فعل جملاتم از گذشته تبدیل به حال شد، قرار نبود به روم بیارم که توی لحظه لحظهش زندگی میکنم. قرار نبود از دستم در بره، که نکنه باعث آزار دیگران بشم. اما مگه قرار نبود تو هم بمونی و دستم رو بگیری؟ سرمای پتو نشون از سرمای بدنم داره و البته.. یکم غرغر به جایی بر نمیخوره، اینطور نیست؟
