𝖬𝗎𝗇icel.
رفتن به کانال در Telegram
𝖬𝗎𝗇𝗂𝖼𝖾𝗅 𝗓𝗈𝗇𝖾 And I'm here:") anything: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1221807510
نمایش بیشتر246
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
246
Falling back to grieving
Are they disappearing, or are they someone else?
Pull you back to breathing
Are you suffocating, or are you someone else?
246
Did you get enough love, my little dove
Why do you cry?
And I'm sorry I left, but it was for the best
Though it never felt right.
My little versailles.
246
با یه حرف که خیلی راحت توی چند ثانیه از دهنت بیرون اومد، باعث شدی به قدری اذیت بشم که معدهم به هم بریزه، سردرد بگیرم، جوری انرژیم تخلیه بشه که بیفتم چند ساعت بخوابم، دستهام دوباره عرق کنن، تموم اون یک و نیم ساعت رو دستمال به دست اشکهام رو پاک کنم و نتونم نهایتا درست درس بخونم.
می ارزه؟ الان سبکتری؟ راضی هستی؟
صبر کردن در حد چند ثانیه، از تو چیز زیادی کم نمیکرد. نتیجهی انجام ندادنش اما حال من رو خیلی خراب کرد.
یک روز اینهارو بهت میگم.
حقم نیست به خاطر یک جمله معمولی که گفتم، انقدر اذیت شده باشم.
246
دست معشوقهام را با تیری میان سینهاش، در دستم سرد کردی، او راهی آسمان و من راهی جهنمِ زندگی. زیر پرچم حسین، خون عزیزکردهام را چطور از دستت پاک میکنی؟
246
شکوفههای گلگون خون را بر تن شاخهی یاس کوچکت، با داس کاشتی، مبادا شبِ گیسوانش در روز نمایان شود. حسین به حال تو میگرید.
246
صدای گریههای کودکی که در خیابان با گلوله پرپر کردی، در میان سینه زدنهایت برای حسین، نمیشنوی؟
