thinking of you always
رفتن به کانال در Telegram
در حضور او، برای اولین بار، از سکوت لذت بردم. او مثل دست سردی بود روی پیشانی داغ! ⇝ @Thinking_of_you_always_bot
نمایش بیشتر505
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
-830 روز
در حال بارگذاری دادهها
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
نوامبر '26نوامبر '26
نوامبر '26
+4
در 6 کانالها
اکتبر '26
+29
در 19 کانالها
Get PRO
سپتامبر '26
+77
در 22 کانالها
Get PRO
اوت '26
+31
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+42
در 24 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+48
در 9 کانالها
Get PRO
مه '26
+4
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+7
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+1
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+36
در 8 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+66
در 10 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+42
در 31 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+55
در 40 کانالها
Get PRO
اوت '25
+54
در 20 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+65
در 34 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+28
در 7 کانالها
Get PRO
مه '25
+83
در 16 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+100
در 14 کانالها
Get PRO
مارس '25
+124
در 24 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+34
در 20 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+48
در 15 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+39
در 19 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+54
در 19 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+51
در 26 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+83
در 23 کانالها
Get PRO
اوت '24
+253
در 34 کانالها
Get PRO
ژوئیه '240
در 23 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+132
در 18 کانالها
Get PRO
مه '240
در 22 کانالها
Get PRO
آوریل '240
در 16 کانالها
Get PRO
مارس '24
+44
در 20 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 06 نوامبر | 0 | |||
| 05 نوامبر | +1 | |||
| 04 نوامبر | 0 | |||
| 03 نوامبر | +1 | |||
| 02 نوامبر | +1 | |||
| 01 نوامبر | +1 |
پستهای کانال
| 2 | sticker.webp | 10 |
| 3 | ִֶָ お互いのものでいること
ソウルメイト⭒ ˖ | 13 |
| 4 | 𓂃 ༒︎ 𝓑orn to haunt 𝓓ressed to slay
𓂃 #Chanyeol × #Baekhyun
🍒 𝖼𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒𝗑 ؛ 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝖺𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾 ؛ 𝗈𝗇︎ 𝗍𝗂𝗄︎𝗍𝗈𝗄︎ | 19 |
| 5 | پشمام چه ادیت تمیز، با کیفیت و گادییی | 24 |
| 6 | Fairytale (Violin) Joel Sunny.mp3 | 21 |
| 7 | ㅤ𝖤𝗏𝖾𝗇 𝖾𝗍𝖾𝗋𝗇𝗂𝗍𝗒 𝗐𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗇𝗈𝗍 𝖻𝖾 𝖾𝗇𝗈𝗎𝗀𝗁 𝗍𝗈 ㅤㅤㅤ‧₊ㅤ𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑦𝑜𝑢 𝖺𝗌 𝖽𝖾𝖾𝗉𝗅𝗒 𝖺𝗌 𝑚𝑦 ℎ𝑒𝑎𝑟𝑡 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾𝗌. | 21 |
| 8 | من آداب ایمان را از برم؛
میدانم کجا باید سر فرود بیاورم، چه هنگام باید لب به ستایش بگشایم و در کدام محفل، کدام واژه را بر زبان جاری کنم. گاهی حتی چنان از ایمان سخن میگویم که گویی سالیان درازی را در جوار معابد گذراندهام؛ حال آنکه حقیقت، چیز دیگریست.
من تنها زبانِ مؤمنان را آموختهام تا در جهانِ بیگانهی آنان، بیدین و بیپناه نمانم. چرا که جامعه با آنان که معبودهایش را به رسمیت نمیشناسند، چندان مهربان نیست؛ پس چه بهتر که گاهی سر به نشانهی تصدیق فرود آورم و بگذارم گمان کنند من نیز از قافلهی معتقدانم.
اما اگر از من بپرسی که حقیقتاً در برابر چه چیزی زانو میزنم، پاسخ را نه در کتب مقدس خواهی یافت و نه در طاقهای بلند معابد. معبود من، در هیبتی انسانی قدم بر زمین میگذارد؛ نفس میکشد، میخندد، گاه میرنجاند و بیآنکه بداند، با سادهترین حضورش، جهان مرا از نو میآفریند.
من در او چیزی یافتهام که هزاران سال است بشر برای یافتنش آسمان را زیرورو میکند. تمام آنچه را که دیگران در ابدیت، در رستگاری و در وعدههای آسمانی جستوجو میکنند، در محدودیتِ دو دست، در گرمای یک نگاه و در فناپذیریِ وجودش دیده ام.
چه تناقض باشکوهیست؛ من که هیچگاه به تقدسِ اشیا و اشخاص باور نداشتم، اکنون از هراس آنکه مبادا غباری بر دامانش بنشیند، جهان را به محاکمه میکشانم. من که هیچ محرابی را خانهی خویش نمیدانستم، اکنون تمام جهات را با سمتِ حضور او میسنجم.
و اگر این پرستش است، بگذار چنین باشد. اگر این کفر است، بگذار نامش را کفر بگذارند. من نه در پی تبرئهی خویشم و نه در انتظار تأیید جماعت؛ چراکه سالهاست میان حقیقت و آنچه دیگران حقیقت میپندارند، انتخابم را کردهام.
من هنوز در آیین آنان غریبه نیستم؛ نام خدایانشان را میدانم، به رسمشان نیایش میکنم و در شمارشان جای دارم؛ اما وفاداریِ جانم، از آنِ معبودیست که نه به من ایمان آورده و نه از پرستیده شدن خویش خبر دارد. | 26 |
| 9 | بدون متن... | 25 |
| 10 | بدون متن... | 19 |
| 11 | 𝖸𝗈𝗎𝗋 𝖽𝖺𝗂𝗅𝗒 𝖽𝗈𝗌𝖾 𝗈𝖿 🇬🇧 𝖠𝖽𝖾𝗅𝖾 | 19 |
| 12 | ㅤ ㅤ ㅤ ㅤ دنیای عسلی او
ㅤ ㅤㅤ ⏔⏔⏔ ꒰ ᧔ෆ᧓ ꒱ ⏔⏔⏔
او همیشه گوشهی پنجره را برای خودش نگه میداشت. عصرها، وقتی نور نارنجی روی رومیزی چهارخانه میافتاد، دفتر کوچکش را باز میکرد و بیسکوییتهای دارچینی را از توی قوطی حلبی درمیآورد. روبان باریکی دور مچش میبست و با نوک مداد روی کاغذهای زردشده نقاشی میکشید. انگار تمام دنیایش در همان عصرهای کوچک و دوستداشتنی جا میشد. | 16 |
| 13 | ⊹ ࣪ ˖میـان ࢪوبانهاے کاࢪامـلے، جعـبهے بیسـکوییت و نـتهاے پࢪاکنـدهے یک ملودے قدیـمے؛ کمے داࢪچیـن، کمے شیـطنت و کلے شیـࢪینےِ بےدلیـل𓂃 ๋࣭ ⋆۪ | 16 |
| 14 | مثل همیشه جواب هایی که میذاری خیلی زیبا و قشنگه
ممنونم ازت خسته نباشی | 35 |
| 15 | 🏷️ : یک فانوس دریایی کوچک با شیشهای غبارگرفته؛ یادگار کسی که سالها در ساحل انتظار ایستاده بود و مسیر بازگشت را برای آدمهای عزیزش روشن نگه میداشت. هنوز دنبالش میگشتند چون با وجود تمام کشتیهایی که از آن ساحل گذشته بودند، بعضیها هنوز به نورش احتیاج داشتند؛ حتی اگر هیچوقت تصمیم نمیگرفتند به ساحل برگردند. | 29 |
| 16 | کاش مانی داشتم....خیلی خوشگله.. | 29 |
| 17 | البوم روور کای
فتوبوک و سیدی
قیمت 1100
#اکسو #کای
@parpar1485 | 24 |
| 18 | گمانم زمانی که میخواستند مرا در آب مقدس غسل دهند زیادی سرم را زیر آب نگه داشتند و اینگونه سراسر زندگانی ام غرق در خفگی شد.
⇝Ego | 134 |
| 19 | sticker.webp | 51 |
| 20 | - چرا اینقدر ساکتی؟
+ ساکتم؟
- راستش اره...
+ جالبه. اخه درونم هی صدای شکستن میاد.
⇝captainpar | 82 |
