fa
Feedback
سَمی

سَمی

رفتن به کانال در Telegram

نوشته های یه مغز منطقی و یه قلب احساسی که گاهی هم جهت اند و گاهی در جنگ. همون سمیرا ام ؛ ۲۳ساله و دانشجوی سال ششم پزشکی.

نمایش بیشتر
220
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+830 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
دسامبر '24
دسامبر '24
+18
در 4 کانال‌ها
نوامبر '24
+18
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+43
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+21
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+36
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+30
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+7
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+5
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+194
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+221
در 1 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
21 دسامبر0
20 دسامبر0
19 دسامبر+2
18 دسامبر0
17 دسامبر0
16 دسامبر0
15 دسامبر0
14 دسامبر+1
13 دسامبر+1
12 دسامبر+10
11 دسامبر+2
10 دسامبر0
09 دسامبر+1
08 دسامبر0
07 دسامبر0
06 دسامبر0
05 دسامبر0
04 دسامبر0
03 دسامبر0
02 دسامبر+1
01 دسامبر0
پست‌های کانال
سمی در فرجه ی پره انترنی:

2
+حالت چطوره؟ - خوبم. درس نمیخونم.
0
3
همیشه از خودم میپرسم بدترین چیزی که یه ادم میتونه تجربه کنه چیه؟ و جواب های متفاوتی تو ذهنم میومد که میتونست جزو گزینه ها باشه. دردناک ترین قسمت ماجرا برای من این بود که تمام این تجربه شده های دردناک از درون منشا میگرفت.
0
4
اون روزی که این دفترو برداشتم و نوشتم "استاجری سال یک" و شروع کردم به نوشتن و برنامه ریزی تا امروزی که سه چهارم دفتر پر شده ا
اون روزی که این دفترو برداشتم و نوشتم "استاجری سال یک" و شروع کردم به نوشتن و برنامه ریزی تا امروزی که سه چهارم دفتر پر شده از تیک و هایلایت برای روتیشن های مختلف و نهایتا تیتر "ازمون پره انترنی" . :)))
0
5
[هر تلاش حتی خیلی کوچیک، یک پیروزی در نبرد با اضطراب است.]
0
6
منم لپتاپمو روشن کردم که ببینم پره انترنی که بود و چرا؟
0
7
دوستم دعوام کرد که به فکر پره انترنی نیستم.
0
8
به خودم یه فرجه ی یه هفته ای داده بودم که هر کاری دلم میخواد بکنم. در واقع هیچ کاری نکنم و واقعا هم جز ورزش کردن هیچ کار مفید دیگه ای نکردم.فردا چهارشمبه است و روز اخر این قضیه. انگاری بدنم نیاز داشت بدون عذاب وجدان و بدون استرس عقب موندن از درس و امتحان و پایان نامه و... تنها و افسرده باشه و منم بهش این اجازه رو دادم.
0
9
بیشتر داری خودتو اذیت میکنی به نظرم
0
10
هیچ وقت نفهمیدم که سخته یا منم که سخت میگیرم.
0
11
متاسفانه و یا خوشبختانه زمان همه چیو کمرنگ میکنه.
0
12
این بازی عه که ریختم رو لپتاپم قبل امتحان خیلی میچسبید:))))))
0
13
پایان اتصال واژه ی کاراموز به نام سمیرا.
0
14
نمیدونم چجوری توضیحش بدم که درخورش باشه. که بتونه حسمو منتقل کنه. که بعدم با خوندنش، لحظه های بهم گذشته رو لمس کنم. نمیدونم از شیرینی یادگرفتن بگم و دقیقا ازاونجایی بگم که چیزایی که فکر میکردم هیچ وقت یاد نمیگیرمو، یاد گرفتم یا کلا این موضوع رو رها کنم و برم سراغ حس اش. سراغ علاقه. سراغ لحظه هایی که احساس مفید بودن بهم دست میداد. سراغ لحظه هایی که خودمو تو اینده میدیدم که توانمندم.شاید این هم موضوع خوبی برای باز کردن در قلب و مغزم و شروع صحبت نباشه. شاید بهتره از ادامه ی بی پایان مسیر و لذت بردن از مسیر بگم. از دو سالی که مطمئنم براش دلتنگ میشم. از خاطره ها و لحظه های پر از شادی بگم که دلتنگی شون غم داره و غم داره و غم داره. دوره ی دو ساله کاراموزی سمیرا تموم شد.بهش که عمیقا فکر میکنم تنم یخ میکنه. الان باید اماده ی طبابت باشم و چه عبارت سنگین و پر مسئولیتی.دو تا چنل پین اطفال و گروه استاجری و گروه اطفالمون رو از فولدر های تلگرامم ان پین میکنم. فایل های روی لپتاپمو جمع میکنم و دسته بندی میکنم و به انچه که از سر گذشت و مجال سخن گفتن از ان نیست، فکر میکنم، ازش طومار مینویسم و گوشه ی خلوت و خصوصی خودم ثبت میکنم و لبخند میزنم. لبخندی پر از امید و رضایت.
0
15
امروز روز خوبیه.
0
16
+1
بدون متن...
0
17
خیلی غمگینم. مضطرب شدم. درس نخوندم. مریض شدم. بی حالم. تنهاام. دلتنگم. خیلی خیلی زیاد فکر میکنم.
0
18
تموم شد. تلخ و شیرین، بالا و پایین، زودتر از اونچیزی که فکرشو میکردم و قشنگتر ازحد انتظارم.
0
19
یک روز تا پایان دوره ی استاجریم😭
0
20
زندگی واقعا سخته. دلبسته و دلبسته و دلبسته ات میکنه و بعد رها میشی. تکرار مداوم دلبستگی و رها شدن و تموم شدن. رها کردن برام سخت و رنج اوره. فکر اینکه محیط قبلی با اون شکل و شمایل و با اون اتفاقات و ادم ها دیگه برام پیش نمیاد، حتی با وجود تموم نقاط منفی اذیت کننده اش، باز هم برام سخت و ناراحت کننده است. برای این وجود بی نهایت خواه نقطه ی پایان مثل تیر میمونه که تو قلبم احساسش میکنم. کنار نقاط پایان قبلی.
0