fa
Feedback
کانتر | پرهام رسولی

کانتر | پرهام رسولی

کانال بسته

Counter-❗️ به معنای مخالف، مقابل، ضد، پاد... ❌ لطفا محدوده سنی را رعایت کنید❌ این رمان جلد دوم رمان هانتر میباشد. اما داستانی مجزا دارد. شخصیت های هانتر در این رمان حضور دارند ولی نیازی نیست که حتما جلد اول را خوانده باشید.

نمایش بیشتر
7 990
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-147 روز
-18930 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
تو‌ گرگ‌ومیشِ هوا، با یه ساکِ کوچیک فرار کردم که داماد شدنِ عشقمو نبینم. سه سال بعد، وقتی برگشتم ایران همه‌چی عوض شده بود... اون تبدیل شده بود به یه مردِ زخم‌خورده‌ی بداخلاق و منْ زنِ تنها و زیبایی که هیچ شباهتی به گذشته نداشت! قوی و پولدار شده بودم. می‌خواستم انتقام بگیرم! می‌خواستم اون عمارت و آدماش‌و به خاطر گذشته مجازات کنم. از مردی شروع کردم که…🥺🔥❌❌ https://t.me/+jvnqP2HujaIwYTVk عاشقانه‌ای هیجانی مناسب بزرگسال که تا الان بیش از ۷۰ هزار مخاطب داره✨

Repost from N/a
تو‌ گرگ‌ومیشِ هوا، با یه ساکِ کوچیک فرار کردم که داماد شدنِ عشقمو نبینم. سه سال بعد، وقتی برگشتم ایران همه‌چی عوض شده بود... اون تبدیل شده بود به یه مردِ زخم‌خورده‌ی بداخلاق و منْ زنِ تنها و زیبایی که هیچ شباهتی به گذشته نداشت! قوی و پولدار شده بودم. می‌خواستم انتقام بگیرم! می‌خواستم اون عمارت و آدماش‌و به خاطر گذشته مجازات کنم. از مردی شروع کردم که…🥺🔥❌❌ https://t.me/+jvnqP2HujaIwYTVk عاشقانه‌ای هیجانی مناسب بزرگسال که تا الان بیش از ۷۰ هزار مخاطب داره✨

Repost from N/a
من آلام! دانشجوی رشته پزشکی بودم که بعد از ده سال به محله قدیمی مون برگشتیم. عاشق حاتم، گنده لات محل شدم. مردی که بی چاک و دهنه و تموم مردم ازش خوف دارن و بهش میگن سلطان! اما پیش من مهربون و عاشق ترین آدم دنیا میشد... دوره عاشقی مون کوتاه بود! یه روز بهم گفت همه چیز و تموم کنیم و رفت! دو روز بعدش کارت عروسیش و برام آوردن! داغون شدم اما وقتی شکستم که خبرش پیچید زنش موقع عروسی دوماهه ازش حامله بوده... قلب تیکه تیکه شده ام و جمع کردم و قسم خوردم کاری می کنم که به پام بیوفته و...😭💔 https://t.me/+gBCJBhfXxKM4YTJk

Repost from N/a
ساعی اخوان جدی، مغرور، غیرتی! مردی 32ساله که بعد از فوت برادرش، به اصرار پدرش، همسر برادرش که 12سال ازش بزرگتره رو عقد میکنه تا ارث و میراث برادرش رو غریبه نخوره! یک ازدواج زوری و بدون احساس! امـــا.... داستان از جایی شروع میشه که گیلی، خواهرزاده زن داداش یا همون همسر ساعی، به خونشون میاد!!!! عــشق، بازی می‌کنه....... https://t.me/+awSosf5-ooBlNjlk https://t.me/+awSosf5-ooBlNjlk یک عشق ممــنوعه... اما آتشین از هاله نژادصاحبی.

Repost from N/a
از شونزده سالگی زن مردی شدم که دوستم نداشت. از شونرزده سالگی با چشمای خودم دیدم که میون تن زن دیگه ای آروم می گیره. سیزده سال تموم جلوی چشم بقیه ، کنارش موندم اما زیر سقف خونمون ، راه ما از هم جدا بود. من شبا روی کاناپه می خوابیدم و اون خیلی از شبا خونه نبود. حالا بعد از سیزده سال تصمیم خودمو گرفتم. تصمیم گرفتم که برم.ولی انگار این تصمیم من به مذاقش خوش نیومد! https://t.me/+opE9Al4e5kc3YzNk https://t.me/+opE9Al4e5kc3YzNk

Repost from N/a
من نیکی‌ام، دختر نازپروده‌ی پرویز محتشم. یکی یدونه‌ی خاندان محتشم‌‌ها که کسی حق نداشت بهش بگه بالای چشمش ابروئه! اما یهو یه اتفاقی افتاد که فهمیدم همه‌ی عمر کسایی که دوسشون داشتم بهم دروغ گفتن!! خواستم برم دنبال مادرم. کسی که ازش فقط عکس داشتم و یه آدرس توی جنوبی‌ترین نقطه‌ی کشور. هیچکس حاضر نبود تو این راه کمکم کنه جز اون!! مردی که تازه از زندان دراومده بود و میگفتن سال‌ها قبل یه دانشجوی نخبه بوده و به خاطر یه دختر چاقو خورده. می‌گفتن پرونده سیاسی داره و از دانشگاه اخراج شده... اما اون تنها کسی بود که قبول کرده بود منو ببره تا مادرمو پیدا کنم و من چاره‌ای نداشتم جز همراهی با بیشعورترین و کله‌خراب‌ترین مرد دنیا! https://t.me/+HKM4DfwHhUtiMWI0

Repost from N/a
من نیکی‌ام، دختر نازپروده‌ی پرویز محتشم. یکی یدونه‌ی خاندان محتشم‌‌ها که کسی حق نداشت بهش بگه بالای چشمش ابروئه! اما یهو یه اتفاقی افتاد که فهمیدم همه‌ی عمر کسایی که دوسشون داشتم بهم دروغ گفتن!! خواستم برم دنبال مادرم. کسی که ازش فقط عکس داشتم و یه آدرس توی جنوبی‌ترین نقطه‌ی کشور. هیچکس حاضر نبود تو این راه کمکم کنه جز اون!! مردی که تازه از زندان دراومده بود و میگفتن سال‌ها قبل یه دانشجوی نخبه بوده و به خاطر یه دختر چاقو خورده. می‌گفتن پرونده سیاسی داره و از دانشگاه اخراج شده... اما اون تنها کسی بود که قبول کرده بود منو ببره تا مادرمو پیدا کنم و من چاره‌ای نداشتم جز همراهی با بیشعورترین و کله‌خراب‌ترین مرد دنیا! https://t.me/+HKM4DfwHhUtiMWI0

Repost from N/a
رایمون خلافکار خطرناکی که میل جنسی نداره و مردونگیش برای هیچ دختری بالا نمیزنه ولی با دیدن دختر کوچولوی ایرانی تبار که رییس زندانه جوری داغ میکنه که تو تایم هواخوری  وسط حیاط زندان باکرگیشو میگیره و......‌..... 🔞💦🍒 https://t.me/+52a7Yr-YVsE2N2Y8 https://t.me/+52a7Yr-YVsE2N2Y8 جلوی زندانیا خانم رییس رو خفت میکنه و......🔥😱 #بزرگسال‌خرابـــــی 💦

Repost from N/a
_یه زن با این سینه های بزرگ تو زندان مردونه چیکار میکنه؟! ترسیده هینی کشیدم و بلوزم و پوشیدم. _برو بیرون اقا... لطفاً... اما اون بی توجه سینه های لختم و تو چنگش گرفت. _مگه میشه از همچین لعبتی گذشت؟ ناخواسته آهی کشیدم که شلوارم و پایین کشید و...🥵💦 https://t.me/+Sr5BihOdlKAzZGE0 https://t.me/+Sr5BihOdlKAzZGE0 #ڪاملا_صحنه‌داااار 🔞🔥

Repost from N/a
وقتی شوهرم من رو توی قمار به دشمنش باخت، فکر می‌کردم اون مرد با لبخند شیطانی و ترسناکش قراره من رو تبدیل به برده‌ی خودش کنه اما برخلاف تصوراتم اون با احترام باهام رفتار می‌کرد، کاری که داریوش، همسرم هیچ وقت برام انجام نداد.و همین باعث شد بذر نفرت نسبت به داریوش توی دلم کاشته بشه. و حالا بعد از سه سال من دیگه اون دختر ضعیف و بی‌زبون گذشته نیستم، من حالا زمردم، جواهری که با انتقام یکی شده و برمی‌گرده تا داریوش محمودی رو اغوا، عاشق و بعد نابود کنه...🔞🔥 https://t.me/+vD0MfSKQNZ4wMWQ0

Repost from N/a
داریوش محمودی...🔥 یه مرد 32 ساله‌ی هات، سکسی و هوس‌باز که مجبور میشه برای رسیدن به ارثی که حقشه، به اجبار با یه دختر 17 ساله‌ی مظلوم و دست و پاچلفتی به اسم زمرد ازدواج کنه و از سر عصبانیت شب حجله وحشیانه با عروسش می‌خوابه اما به محض اینکه طعم تن و بدن ظریف زمرد زیر دندونش میره دیگه نمی‌تونه ازش دل بکنه و وقت و بی‌وقت ازش سکس می‌خواد اما...🔞🫢 https://t.me/+vD0MfSKQNZ4wMWQ0 #رمان‌بزرگسالان #دارک‌رومنس

Repost from N/a
- سینه های من یا کفترات؟ با اخم به سینه های دختر نگاه کرد. - بپوشون و برو بیرون دختره بی‌حیا! اما دخترک با پررویی جلوتر رفت. - خب انتخاب کن. اما بگم اگه سینه های سفید من و نخوای، منم همینطوری میرم بیرون جلو پنجره تا... حرفش رشید و دیوونه کرد و کمر دختر و چسبید. - سیاه و کبودش میکنم کار دستت بیاد! با مک اولش، دخترک آه کشید و... https://t.me/+qEm4RkPyxscxNzU0 دختر پولداری که زن یه پسر کفترباز شده و برای ح..شری کردنش...🙊💦🔞 باورتون میشه تو لونه کفترا...😂🫢❌

Repost from N/a
- سینه های من یا کفترات؟ با اخم به سینه های دختر نگاه کرد. - بپوشون و برو بیرون دختره بی‌حیا! اما دخترک با پررویی جلوتر رفت. - خب انتخاب کن. اما بگم اگه سینه های سفید من و نخوای، منم همینطوری میرم بیرون جلو پنجره تا... حرفش رشید و دیوونه کرد و کمر دختر و چسبید. - سیاه و کبودش میکنم کار دستت بیاد! با مک اولش، دخترک آه کشید و... https://t.me/+qEm4RkPyxscxNzU0 دختر پولداری که زن یه پسر کفترباز شده و برای ح..شری کردنش...🙊💦🔞 باورتون میشه تو لونه کفترا...😂🫢❌

Repost from N/a
من رشیدم... کفترباز بد دهن محل که هیچ دختری از تیکه های من در امان نیست‌. تا این که دختر تخس و نیم وجبی حاجی محل از خشتکم آویزون شد و گفت الا و بلا باید عقدش کنم وگرنه کفترامو به گا میده...😂😂😂 به زور عقدش کردم ولی نمیدونستم این سلیطه قراره واسم کمر و ابرو نذاره تازه جا خودم اونم کفتر باز شده...💦🤣🤣🤣 https://t.me/+n91mhuO2cXFiZmI0 #محدودیت_سنی این رشیده قراره با دختره سکس سرپایی کنن اونم کجا تو کفتردونی.... 😂🤣

Repost from N/a
- کثافت من پدرتم ، برای من حشری شدی ؟ - فکر می کنی نمی دونم کل دخترای تهران یه دور زیرت رفتن ؟ اصلاً برای تو که خوابیدن با دخترا کاری نداره ، پس چرا الان داری من و رد می کنی ؟ چرا اجازه نمیدی اندفعه من مهمون تختت باشم ؟ - می فهمی داری چه زری می زنی ؟ تو رو تو تختم ببرم ؟ دخترم و ؟ - تو بابای من نیستی لعنتی . تو فقط من و بزرگ کردی ، همین . - آره بزرگت کردم ، تر و خشکت کردم ، برات پدری کردم . حالا ازم می خوای باهات بخوابم ؟ مثل بقیه دخترا ؟ با دخترم ؟ - آره من می خوامت . چون دوستت دارم . مطمئن باش اگه ردم کنی ..........‌ با اولین مردی که سر راهم قرار بگیره می خوابم و... حرفم تموم نشده بود که با تو دهنی محکمی که خوردم ..... https://t.me/joinchat/hXznhyAIK50yMGE0

Repost from N/a
- مرتیکه ها حتی نمی تونید برای یک دقیقه دست و پاش و محکم نگه دارید تا من این مواد و تو واژنش جاساز کنم ؟؟؟ - التماس می کنم ، من دخترم ، با من اینکار و نکنید . بسته مواد استوانه ای شکل بزرگ نوار پیچ شده مشکی رنگی را جلوی صورتم تکون داد : - اتفاقاً چون باکره ای انتخابت کردم .‌ هیچ بنی بشری به یه دختر که قد و هیکلش اندازه بچه های یازده دوازده سالس شک نمی کنه . و بسته را برداشت و مقابل واژنم قرار داد و ابرو درهم کشیده رو به داخل فشار داد که جیغ و فریاد از سر دردم بلند شد . - اوه اوه .... این خون پردته ؟ یا پارت کردم ؟ اما انگار خونی که از لبه های واژنم سرازیر شده بود ، آنقدر برایش اهمیت نداشت که با فشار بیشتری بسته رو ، رو به داخل فشار داد ووووو https://t.me/joinchat/hXznhyAIK50yMGE0

Repost from N/a
ریشه یه دختر مو نارنجی با چشمای اقیانوسی رنگه که توسط بابای سخت گیر مافیاش بزرگ شده. دختری که به شدت ریسک پذیره و تا حالا سر
ریشه یه دختر مو نارنجی با چشمای اقیانوسی رنگه که توسط بابای سخت گیر مافیاش بزرگ شده. دختری که به شدت ریسک پذیره و تا حالا سر هر میز قماری که نشسته، باخت نداده❌ اما یه شب، مرد مرموزی که روی تنش تتوهای زیادی داره، به عنوان رقیب، اون طرف میز می شینه و ریشه رو به دوئل دعوت می کنه. نتیجه ی این دوئل هم میشه باخت ریشه و شرط عجیب و ترسناک اون مرد😈💦 https://t.me/+O6qbeHeC99NZeJEA چی میشه اگه ریشه این مرد رو باز هم ببینه؟ ولی نه به عنوان رقیبش! بلکه اینبار به عنوان...

Repost from N/a
ریشه یه دختر مو نارنجی با چشمای اقیانوسی رنگه که توسط بابای سخت گیر مافیاش بزرگ شده. دختری که به شدت ریسک پذیره و تا حالا سر
ریشه یه دختر مو نارنجی با چشمای اقیانوسی رنگه که توسط بابای سخت گیر مافیاش بزرگ شده. دختری که به شدت ریسک پذیره و تا حالا سر هر میز قماری که نشسته، باخت نداده❌ اما یه شب، مرد مرموزی که روی تنش تتوهای زیادی داره، به عنوان رقیب، اون طرف میز می شینه و ریشه رو به دوئل دعوت می کنه. نتیجه ی این دوئل هم میشه باخت ریشه و شرط عجیب و ترسناک اون مرد😈💦 https://t.me/+O6qbeHeC99NZeJEA چی میشه اگه ریشه این مرد رو باز هم ببینه؟ ولی نه به عنوان رقیبش! بلکه اینبار به عنوان...

Repost from N/a
ریشه یه دختر مو نارنجی با چشمای اقیانوسی رنگه که توسط بابای سخت گیر مافیاش بزرگ شده. دختری که به شدت ریسک پذیره و تا حالا سر
ریشه یه دختر مو نارنجی با چشمای اقیانوسی رنگه که توسط بابای سخت گیر مافیاش بزرگ شده. دختری که به شدت ریسک پذیره و تا حالا سر هر میز قماری که نشسته، باخت نداده❌ اما یه شب، مرد مرموزی که روی تنش تتوهای زیادی داره، به عنوان رقیب، اون طرف میز می شینه و ریشه رو به دوئل دعوت می کنه. نتیجه ی این دوئل هم میشه باخت ریشه و شرط عجیب و ترسناک اون مرد😈💦 https://t.me/+O6qbeHeC99NZeJEA چی میشه اگه ریشه این مرد رو باز هم ببینه؟ ولی نه به عنوان رقیبش! بلکه اینبار به عنوان...

Repost from N/a
ریشه یه دختر مو نارنجی با چشمای اقیانوسی رنگه که توسط بابای سخت گیر مافیاش بزرگ شده. دختری که به شدت ریسک پذیره و تا حالا سر
ریشه یه دختر مو نارنجی با چشمای اقیانوسی رنگه که توسط بابای سخت گیر مافیاش بزرگ شده. دختری که به شدت ریسک پذیره و تا حالا سر هر میز قماری که نشسته، باخت نداده❌ اما یه شب، مرد مرموزی که روی تنش تتوهای زیادی داره، به عنوان رقیب، اون طرف میز می شینه و ریشه رو به دوئل دعوت می کنه. نتیجه ی این دوئل هم میشه باخت ریشه و شرط عجیب و ترسناک اون مرد😈💦 https://t.me/+O6qbeHeC99NZeJEA چی میشه اگه ریشه این مرد رو باز هم ببینه؟ ولی نه به عنوان رقیبش! بلکه اینبار به عنوان...