937
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
937
Repost from 𝙈𝙖𝙩𝙞𝙡𝙙𝙖
𝘔𝘢𝘵𝘪𝘭𝘥𝘢, 𝘺𝘰𝘶 𝘵𝘢𝘭𝘬 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘱𝘢𝘪𝘯 𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘪𝘵'𝘴 𝘢𝘭𝘭 𝘢𝘭𝘳𝘪𝘨𝘩𝘵
𝘉𝘶𝘵 𝘐 𝘬𝘯𝘰𝘸 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘺𝘰𝘶 𝘧𝘦𝘦𝘭 𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘢 𝘱𝘪𝘦𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘺𝘰𝘶'𝘴 𝘥𝘦𝘢𝘥 𝘪𝘯𝘴𝘪𝘥𝘦
𝘠𝘰𝘶 𝘴𝘩𝘰𝘸𝘦𝘥 𝘮𝘦 𝘢 𝘱𝘰𝘸𝘦𝘳 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘴 𝘴𝘵𝘳𝘰𝘯𝘨 𝘦𝘯𝘰𝘶𝘨𝘩 𝘵𝘰 𝘣𝘳𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘶𝘯 𝘵𝘰 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘳𝘬𝘦𝘴𝘵 𝘥𝘢𝘺𝘴
𝘐𝘵'𝘴 𝘯𝘰𝘯𝘦 𝘰𝘧 𝘮𝘺 𝘣𝘶𝘴𝘪𝘯𝘦𝘴𝘴, 𝘣𝘶𝘵 𝘪𝘵'𝘴 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘣𝘦𝘦𝘯 𝘰𝘯 𝘮𝘺 𝘮𝘪𝘯𝘥
𝘠𝘰𝘶 𝘤𝘢𝘯 𝘭𝘦𝘵 𝘪𝘵 𝘨𝘰
𝘠𝘰𝘶 𝘤𝘢𝘯 𝘵𝘩𝘳𝘰𝘸 𝘢 𝘱𝘢𝘳𝘵𝘺 𝘧𝘶𝘭𝘭 𝘰𝘧 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺𝘰𝘯𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘬𝘯𝘰𝘸
𝘈𝘯𝘥 𝘯𝘰𝘵 𝘪𝘯𝘷𝘪𝘵𝘦 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘧𝘢𝘮𝘪𝘭𝘺, '𝘤𝘢𝘶𝘴𝘦 𝘵𝘩𝘦𝘺 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘴𝘩𝘰𝘸𝘦𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘰𝘷𝘦
𝘠𝘰𝘶 𝘥𝘰𝘯'𝘵 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘵𝘰 𝘣𝘦 𝘴𝘰𝘳𝘳𝘺 𝘧𝘰𝘳 𝘭𝘦𝘢𝘷𝘪𝘯𝘨 𝘢𝘯𝘥 𝘨𝘳𝘰𝘸𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘱
#𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸
937
Repost from N/a
تو رو نمیدونم ولی من میگم کاش میشد از بین موجودات زمین فقط با گربه ها رفت و آمد کنم
937
Repost from N/a
چیزی را که گفته بودید با آنکه نشانم داده بودید ست کرده ام ، کمی از آن چیز ها به خودم اویخته ام و مقداری از آن باید ها به دستانم بسته ام و همان کفش های راه کج را پوشیده ام ؛ اینطور به من نگاه نکنید،سلیقه شما را پوشیده ام من که به شما گفته بودم این رخت و لباس های شما به تن من نمیچسبند.
937
Repost from N/a
"کی چشماتو سرخ کرده هوگینم؟"
جلورفت و بوسه خیسی روی پلکهایی گذاشت که دیگه کُره ای پشتشون نبود. و بی توجه به ناله دردمندش همونجا لب زد
" موجهاتو روونه ی ساحلِ دیگه ای کردی اقیانوسچشم؟"
سرش رو کج کرد و زبون لزجش رو به دنباله پلک پسرکش رسوند. بزاقش که با مایعِ اعتیادآورِ خونش، مخلوط شد 'هممم' بلندی کشید
" مگه نمیدونستی چشمات -مرگ- داره؟"
تک نگاهی به قوطی شیشهای که دو کُره چشم گوکیش درونش شناور بود،کرد. چشمهایی که خودش از حدقه درآورده بود
" مرگِ اقیانوسات رو گرفتم.. ولی موجشونو ندارم!"
لرزش محسوس پسرک و خیس شدن شصتش رو حس کرد..
" گفته بودم موجهات چقد پرستیدنیه؟"
جئون هقی زد. توانِ آخرش بود. تهیونگ ریز خندید و به خونابه قاطی با اشکهای کوک که گونه هاش رو خط مینداخت زل زد..:
"کی به موجِ چشمات خون انداخته هوگین؟"
937
Repost from N/a
آدم ها چندش اور ترین نقاب ها را میپسندند
من هروقت برای هرکس خودم بودم،تنها تر شدم.
