کرفسیسم
رفتن به کانال در Telegram
802
مشترکین
-124 ساعت
+47 روز
+1330 روز
آرشیو پست ها
802
امسال امین ۱۷ روز زودتر سورپرایزم کرد و جمعه کنار خونوادم برام تولد گرفت:’)))).
هی یادم میفته هی اشکی میشم.
802
تک تک سلولهای بدنم از رطوبت نم کشیده و به سختی نفس میکشم ولی با این حال بازم درود به نقاط شمالی کشور و ننگ بر تهران.
802
لعنت به من که یکی دو هفته پیش تصمیم گرفتم مجددا خودم چتریهامو کوتاه کنم و گند زدم به قیافهم. شبیه شتر پابهماه شدم.
802
یعنی اون لحظه حتی به عقلم نرسید که کمربند رو باز کنم که دستم راحتتر به آقاهه برسه.
با زجر تونستم خودمو برسونم بهش🙏🏻.
802
توی جاده امین خسته شد، بجاش من نشستم که بقیه مسیر رو بریم، بعد من خب حرفهای که نیستم، رسیدیم عوارضی میخواستم کارت بدم به آقاهه، انقدر با فاصله از کیوسک ترمز کردم که مجبور شدم تا کمر از پنجره برم بیرون که دستم به آقاهه برسه:))).
از اینور امین و خواهرم پاره شده بودن از خنده از اونور آقاهه پشماش ریخته بود که این دختر با این میزان حداقلی توانایی چرا باید توی جاده رانندگی کنه آخه.
802
خواهرم الان سر جلسه کنکوره، من تا صبح از استرس هزار بار بیدار شدم، صبح با امین بردیمش محل آزمون، از وقتی هم رفت داخل از شدت استرس حس میکنم قلبم هر لحظه ممکنه وایسه.
چیه این خواهر بودن؟
802
صبح رفتم سرکار تا ساعت ۴،
ساعت ۴ از شرکت زدم بیرون رفتم سمت انقلاب که برای همکلاسیم تولد بگیریم،
تا ۷ با همکلاسیام بودم، بعد از اون رفتم برای خواهرم کادو بگیرم و تازه الان رسیدم خونه.
استراحت؟ خیر.
تازه باید لباس بشورم، خونه رو مرتب کنم و چمدون ببندم🧎🏻♀.
