fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

📚 ولایی باش 📚

📚 ولایی باش 📚

رفتن به کانال در Telegram

🔅معرفت امام زمان عجل الله فرجه 🔅و معارف اهل بیت علیهم السلام . قدمی کوچک برای شناخت و یاری حجت خدا 💟 . معارف ناب از قرآن و حدیث 📖 . ولایت و معرفت راه نجات 🌅 . تمام کانال نذر فرج ✔️ .📌 لینک گروه 👈 @velaeibash_313 .📌لینک کانال 👈 @velaeibash313

نمایش بیشتر
1 074
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+1730 روز
آرشیو پست ها
ادله های قرانی در حصر بودن افعال خدا در اموری و برای غیر خدادر همان امور 👆👆👆👆👆👆👆👆👆

4⃣ نفی ضرر حصر مختص خدا👇 در کتاب توحید شیخ صدوق داریم (این مطلر راخودم ندیدم نقل قول میکنم) 👈لا ضار الا لله 👉 ضرر زننده ای نیست الی خدا آیات ضرر رساندن غیر خدا👇 سوره مجادله آیه ۱۰ إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا 👈وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ👉 ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ... ولی نمی تواند هیچ گزندی به آنان برساند مگر به فرمان خدا... سوره بقره آیه ۱۰۲ وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَىٰ مُلْكِ سُلَيْمَانَ ۖ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَٰكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ ۚ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ ۖ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ۚ 👈وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ👉 وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ ۚ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ ۚ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ... در حالی که آنان به وسیله آن سحر جز به اذن خدا قدرت آسیب رساندن به کسی را نداشتند... ✍خوب این چه تناقضیه که خدا میکنه غیر خدا ضرر زنده ای نیست خوب منم که بخام ضرر میزنم ، شیطانم ضرر میزنه ، هر کس بخاد میتونه ضرر بزنه مساله اینجاست شیطان و دیگران میتونن ضرر بزنن باذن الله و ولایتی که خدا به آنان داده نه بالاستقلال خدا اجازه داده به مصالحی بنابراین آیات در این زمینه فراوان ، روایات در این زمینه فراوان ما نمونتا آوردیم در یک جا حصر اومده و در جایی برای غیر خدا ثابت شده نتیجتا میگیم اونجا بالاستقلال و بالذات است و برای نفی شراکت اومده و اینجا بالاذن است و بالاعطا و ایناها با هم هیچ منافاتی ندارند والسلام ❌❌❌

3⃣ استعانت و کمک خواستن در قرآن حصر مختص خدا 👇 سوره حمد آیه ۵ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ تنها تو را می پرستیم وتنها از تو کمک می خواهیم استعانت و کمک خواستن در قرآن به غیر خدا👇 سوره انفال آیه۷۲ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا ۚ 👈وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ 👉 إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ... و کسانی که مهاجران را پناه و جا دادند و یاری کردند... ✍ اسْتَنْصَرُوكُمْ یعنی طلب کمک خواستن بصراحت میگه اگه از شما در امر دین کمک خواستن برید و کمکشون کنید خوب استعانت مگر مختص خدا نبود و حصر نبود پس چرا خدا خودش کمک نمیکنه ؟ آیات احیا و اماته حصر مختص خدا (زنده کردن و مرگ )👇 سوره حج آیه ۶۶ 👈وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ۗ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَكَفُورٌ👉 و اوست که به شما حیات داد، سپس شما را می میراند، آن گاه شما را زنده می کند؛ به یقین که انسان بسیار ناسپاس است. سوره روم آیه ۴۰ 👈اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ۖ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَفْعَلُ مِنْ ذَٰلِكُمْ مِنْ شَيْءٍ👉 ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ خداست که شما را آفرید، آن گاه به شما روزی داد، سپس شما را می میراند، و پس از آن شما را زنده می کند؛ آیا از معبودان شما کسی هست که چیزی از این را انجام دهد؟ ... احیا(زنده کددن) و اماته(میراندن) برای غیر خدا 👇 وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ👈 أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ ۖ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّهِ👉 ۖ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (#اذن) ... من از گِل برای شما چیزی به شکل پرنده می سازم و در آن می دَمم که به اراده و مشیّت خدا پرنده ای می شود؛ و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را بهبود می بخشم؛ و مردگان را به اِذن خدا زنده می کنم؛ و شما را از آنچه می خورید و آنچه در خانه هایتان ذخیره می کنید خبر می دهم ... ✍خوب اینجا هم غیر خدا حضرت عیسی داره خلق میکنه ، شفا میده ، از غیب خبر میده خدا بالاستقلال و بالذات مرده زنده میکنه ولی دیگران بالاذن و بالاعطا اما مطلب بسیار مهم اینجاست 👇 ✅👈آیاتی که حصر میکنه و مختص خدا میدونه نفی شریک میکنه نه نفی وساطت ، نه نفی بالاذن 👉 سوره سجده آیه ۱۱ 👈قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ👉 ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ بگو: فرشته مرگ که بر شما گماشته شده است شما را می گیرد سوره نحل آیه ۲۸ 👈الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ ۖ 👉فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ ۚ بَلَىٰ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ همانان که فرشتگان جانشان را در حالی که ستمکار بر خود بوده اند، می گیرند... ✍خوب خدا که جان میگیرد ، ملائکه هم جان میگیرند این آیات حصر نفی شرک میکند ، یعنی غیر خدا خدای دیگر نیست نه نفی وساطت کلا خدا تمام کارهاش رو با واسطه انجام میدهد این قانون الهی ست 🔰🔰

2⃣ آیات شفاعت حصر (مختص خدا)👇 سوره زمر آیه ۴۴ 👈قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ👉 لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ بگو: شفاعت، یکسره ویژه خداست... شفاعت برای غیر خدا👇 سوره بقره آیه ۲۵۵ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَنْ ذَا الَّذِي 👈يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ👉 يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ...کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند... (#اذن) ✍شفاعت برای غیر خدا هم هست و این کلید اصلی تمام آیاتی ست که اورده شد شفاعت بالاستقلال و بالذات برای خداست و بالاذن و بالاعطا برای غیر خدا در هدایت هم همینطوره آیات حکم حصر (فقط برای خدا)👇 سوره انعام آیه ۵۷ قُلْ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَكَذَّبْتُمْ بِهِ ۚ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ ۚ👈 إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ 👉يَقُصُّ الْحَقَّ ۖ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ ...فرمان و حکم فقط به دست خداست... سوره یونس آیه ۱۰۹ وَاتَّبِعْ مَا يُوحَىٰ إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىٰ 👈يَحْكُمَ اللَّهُ ۚ 👉وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ... تا خدا داوری کند... ✍خوب حاکم غیر خدا هم داریم حاکمین جمع هست اون آیه حاکم بودن رو مختص خدا میدونه این آیه میگه نه غیر خدا هم حاکم داریم حکم برای غیر خدا👇 سوره نسا آیه ۱۰۵ إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ👈 بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ 👉 بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ ۚ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا ... تا میان مردم به آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی... ✍پس پیغمبر صلوات الله علیه و آله هم میتونن حکم کنن ، طبق آیه سوره مائده آیه ۴۸ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ 👈فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ👉 ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ... پس میان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داوری کن... ✍ چطور اگر حکم فقط برای خداست به پیغمبر صلوات الله علیه و آله میفرماید حکم کن ✔️حکم کردن بالاستقلال برای خدا هست و بالاذن و بالاعطا برای پیامبر و اهل بیت علیهم السلام لطفاکمی تامل کنیم و بفهمیم لحن و تعاریض آیات و روایات رو ✔️ 🔰🔰

1⃣ گزیده ای از (هدایت )در قرآن آیات حصر مختص خدا 👇 سوره لیل آیه ۱۲ 👈إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَىٰ 👉 بی تردید هدایت کردن بر عهده ماست. سوره بقره آیه ۱۷۲ 😭👈 لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۗ 👉وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ هدایت آنان بر عهده تو نیست بلکه خداست که هر کس را بخواهد هدایت می کند... سوره قصص آیه ۵۶ إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ👈 وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ 👉وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ... بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت می کند... هدایت در قرآن غیر خدا👇 سوره شورا آیه ۵۲ وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا ۚ مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَٰكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ 👈وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ👉 ...بی تردید تو به راهی راست هدایت می نمایی ✍در وَإِنَّكَ ضمیر به پیامبر بر میگرده یعنی تو هستی که هدایت میکنی به صراط مستقیم در آیات قبلی این خدا بود که هدایت میکرد و اینجا پیامبر صلوات الله علیه و آله سوره رعد آیه ۷ وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ ۗ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ ۖ👈 وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ 👉 ...و برای هر قومی هدایت کننده ای است ✍طبق روایات این هدایت کننده مولا امیرالمومنین علیه السلام هست خوب جمع این دو چی میشه هدایت مختص خداست ؟ هدایت برای پیامبر است ؟ عزت در قرآن حصر و مختص خدا👇 سوره نسا آیه ۱۳۹ الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ 👈فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا👉 ...یقیناً همه عزت و قدرت فقط برای خداست سوره یونس آیه ۶۵ وَلَا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ ۘ 👈إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا ۚ👉 هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ...زیرا همه عزت و توانمندی برای خداست... آیات قرانی عزت غیر خدا👇 سوره منافقون آیه ۸ يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ ۚ 👈وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ👉 وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ ...در حالی که عزت و اقتدار برای خدا و پیامبر او و مؤمنان است... ✍یک آیه میگه عزت مخصوص خداست آیه دیگه میگه عزت برای خدا و رسول خدا و مومنین است خوب جمع و نتیجه این دو آیه چی میشه؟ 🔰🔰

💞 بِسْمِ الْمَهْدِيّ
کمالات الهی در آینهٔ ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام
🚦قسمت سوم | وقتی فعل خدا به اذن خدا در بنده ظهور می‌کند تا اینجا دیدیم که قرآن، #هدایت، #عزت، #شفاعت و #حکم را در عالی‌ترین معنا به خداوند نسبت می‌دهد؛ اما در عین حال، نمونه‌هایی از همین کمالات را برای بندگان نیز اثبات می‌کند اکنون چند نمونه دیگر را کنار هم ببینیم: 🔹 #نصرت خداوند می‌فرماید:
وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ
اگر در راه دین از شما یاری خواستند، بر شماست که آنان را یاری کنید 📖 انفال، ۷۲ پس در حالی که می‌فرماید:
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ
نصرت جز از نزد خدا نیست 📖 آل‌عمران، ۱۲۶ ❎برای بندگان نیز نصرت اثبات می‌کند 🔸 یعنی:
نصرت بالاستقلال ← از خدا نصرت به اذن و اعطا ← برای بنده
🔹 #احیاء_و_میراندن خداوند می‌فرماید:
وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ
اوست که شما را زنده کرد، سپس می‌میراند و دوباره زنده می‌کند 📖 حج، ۶۶ اما درباره حضرت عیسی علیه‌السلام می‌فرماید:
وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّهِ
و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم 📖 آل‌عمران، ۴۹ ❎پس قرآن هم احیاء را فعل خدا می‌داند و هم آن را برای بنده‌ای چون عیسی علیه‌السلام، با قید روشن بِإِذْنِ اللَّهِ اثبات می‌کند اینجا دیگر مسئله کاملاً روشن است : ❌فعل غیر خدا، لزوماً به معنای استقلال غیر خدا نیست 🔹 #قبض_روح قرآن می‌فرماید:
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا
خداوند جان‌ها را هنگام مرگشان می‌گیرد 📖 زمر، ۴۲ اما در جای دیگر می‌فرماید:
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ
بگو فرشته مرگ، جان‌های شما را می‌گیرد 📖 سجده، ۱۱ و حتی می‌فرماید:
تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ
فرشتگان جان آنان را می‌گیرند 📖 نحل، ۲۸ آیا چند فاعل مستقل داریم؟ ❌ خیر ❎خدا فاعل بالاستقلال است و فرشتگان، مأمور و مجرای فعل اویند 🔹 #ضرر_و_آسیب قرآن می‌فرماید:
وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
آنان با آن، به هیچ‌کس زیان نمی‌رسانند مگر به اذن خدا 📖 بقره، ۱۰۲ دقت کنید: قرآن اصل امکان تأثیر غیر خدا را نفی نکرد؛ بلکه قید بسیار مهمی آورد : إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ❎پس حتی در جایی که فعل به مخلوق نسبت داده می‌شود، استقلال او نفی شده و اذن الهی شرط آن معرفی شده است 🔁 حالا تمام این آیات را کنار هم بگذاریم
♻️ #هدایت برای خداست؛ اما پیامبر هدایت می‌کند ♻️ #شفاعت برای خداست؛ اما شفیع به اذن خدا شفاعت می‌کند ♻️ #حکم برای خداست؛ اما پیامبر به آنچه خدا به او آموخته حکم می‌کند ♻️ #نصرت از خداست؛ اما مؤمنان یکدیگر را یاری می‌کنند ♻️ #احیاء از خداست؛ اما عیسی به اذن خدا مرده را زنده می‌کند ♻️ #قبض_روح از خداست؛ اما ملک‌الموت و فرشتگان مأمور قبض ارواح‌اند ♻️ #ضرر_رساندن نیز در قرآن با قید اذن الهی مطرح شده است
 پس یک قاعده قرآنی در برابر ما شکل می‌گیرد: 🌟 #حصر، استقلال را از غیر خدا نفی می‌کند؛ نه اصل فعل مأذون را ✅ و این همان نقطه‌ای است که باید مراقب باشیم دو چیز را با هم اشتباه نگیریم : غیر خدا انجام نمی‌دهد با غیر خدا مستقل انجام نمی‌دهد ❌این دو، یکی نیستند 🌹 و اینجاست که بحث به ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌رسد وقتی قرآن برای بندگان، افعالی را که در اصل از کمالات الهی‌اند، با اذن و اعطای خدا اثبات می‌کند، دیگر برای بررسی روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام باید دقیقاً همین معیار را در نظر گرفت نه غلو کنیم و آنان را مستقل از خدا بدانیم و نه با استناد به حصرهای قرآنی، هرگونه ولایت، وساطت و فعل مأذون را انکار کنیم بلکه باید ببینیم : خداوند به حجت‌های خود چه داده است؟ و این همان بحثی است که ما را به مرحله مهم بعدی می‌رساند... Ⓜ️ #خالقیت و #رازقیت مقامی که درباره اهل‌بیت علیهم‌السلام، روایات فراوان و صریحی در منابع شیعه وجود دارد و باید آنها را یکی‌یکی بررسی کنیم :
خالقیت؟ رازقیت؟ به اذن خدا یا استقلال؟ بالذات یا بالاعطا؟ و نسبت این افعال با توحید چیست؟
این بحث را باید با آیات قرآن، روایات متعدد و بررسی دقیق منابع دنبال کرد؛ نه با یک روایت منفرد و نه با یک برداشت ذوقی و از همین‌جا وارد یکی از مهم‌ترین بخش‌های این سلسله خواهیم شد، اگر عمری باقی بماند و مجالی برای گفتن باشد... #معرفت_ولایت #امام_زمان #حصر #بالاسنقلال #بالذات #بالاعطا #بالاذن #تعارض_معنوی #تعارض_قرآنی

🌿 نُقطه؛ رازِ آغازِ هستی
✨ قسمت هشتم: از نقطه تا حروف 🔹سِرّ نقطه 🔁 به این عبارت شگفت از کتاب مشارق أنوار اليقين توجه کنید (متن عربی در کامنت)
💠«سِرّ خداوند در کتاب‌های او به ودیعت نهاده شده، سرّ کتاب‌ها در قرآن است؛ زیرا قرآن جامع و دربرگیرنده است و بیان هر چیزی در آن وجود دارد. سرّ قرآن در حروف مقطعه‌ای است که در آغاز سوره‌ها آمده‌اند؛ علم حروف در لام‌الف است، همان الفِ معطوفی که راز ظاهر و باطن را در خود دارد؛ علم لام‌الف در الف است، علم الف در نقطه است و علم نقطه در معرفت اصلیه. قرآن ← حروف مقطعه ← لام‌الف ← الف ← نقطه ← معرفت اصلیه 📚 مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين، رجب برسی
🔰این همان مسیری است که در قسمت‌های پیشین، گام‌به‌گام دنبال کردیم؛ از قرآن و بسم‌الله به باء رسیدیم، از باء به نقطه پرداختیم و اکنون می‌خواهیم از نقطه به عالم حروف وارد شویم. ⁉️اما آیا نقطه صرفاً مبدأ شکل‌گیری حروف است، یا در نگاه عرفانی، رازی عمیق‌تر در نسبت میان نقطه، حروف و ولایت نهفته است؟ 🔸نقطهٔ ولایت؛ رازِ حروف در کتاب شرح قصيدة عبد الباقي الموصلي اللامية، اثر سید کاظم رشتی، عبارتی به امام صادق علیه‌السلام نسبت داده شده است:
🔺«حکمت، ولایت مطلقه است؛ زیرا نقطهٔ ولایت سراسر وجود را فراگرفته و چیزی از عالم غیب و شهود از آن بیرون نیست. آن نقطه، همهٔ اسرار حروف را در خود گرد آورده است.» و در ادامه می‌خوانیم: «پس آن، غیبِ غیب‌ها و رازِ رازهاست.»
📌در اینجا، تعبیر «نقطهٔ ولایت» با «اسرار حروف» پیوند می‌خورد؛ پیوندی که در چارچوب عرفانی این مجموعه، ما را به پرسشی اساسی می‌رساند: اگر اسرار حروف در نقطه جمع شده‌اند، خود حروف چه جایگاهی در مراتب آفرینش دارند؟ 🔅حقیقت آفرینش حروف برای پاسخ به این پرسش، به روایت امام رضا علیه‌السلام اشاره میکنیم: 📜امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند:
«بدان که ابداع، مشیت و اراده، معنایی واحد و سه نام دارند. نخستین چیزی که خداوند ابداع کرد و اراده و مشیت او به آن تعلق گرفت، حروف بودند؛ حروفی که آن‌ها را اصل هر چیزی، راهنمای هر امر ادراک‌شدنی و جداکنندهٔ هر امر پیچیده‌ای قرار داد.»
حضرت در ادامه می‌فرمایند:
«نور در اینجا نخستین فعل خداوند است؛ همان خدایی که نور آسمان‌ها و زمین است، و حروف، مفعولِ آن فعل‌اند.» 📚 شیخ صدوق، عيون أخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۵۴
✏️در این روایت، حروف جایگاهی بنیادین در بیان مراتب آفرینش پیدا می‌کنند. بنابراین، در ادامهٔ مسیر بحث، حروف را نه فقط از جهت صورت نوشتاری، بلکه از جهت معانی و دلالت‌های آن‌ها بررسی خواهیم کرد. ✅ هر حرف؛ اسمی از اسماء الهی اکنون به روایت منقول از امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌رسیم:
«هیچ حرفی نیست، مگر آنکه اسمی از اسماء خداوند عزوجل است.» 📚 بحار الأنوار، ج ۲، ص ۳۱۹.
در این بیان، حروف با اسماء الهی پیوند می‌خورند و برای آن‌ها معانی و تأویل‌هایی مطرح می‌شود. از سوی دیگر، در روایتی دربارهٔ اسم اعظم آمده است:
«در حقیقت، برای خداوند اسمی فروتر از اسم دیگر نیست؛ بلکه او یگانه و چیره است.»
📚 مستدرك الوسائل، ج ۵، ص ۲۷۲، این دو بیان را می‌توان در کنار هم نهاد: حروف با اسماء الهی پیوند دارند و اسماء، با وجود تعددشان، به خدای یگانه اشاره می‌کنند. اما در سیر بحث ما، پرسش دیگری نیز مطرح است: نسبت این حروف و اسماء با اهل‌بیت علیهم‌السلام چیست؟ 🔮 اهل‌بیت علیهم‌السلام؛ اسماء حسنا و حروف کلمهٔ توحید در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است:
🪞«به خدا سوگند، ماییم اسماء حسنای الهی...» 📚 الكافي، ج ۱
این تعبیر، اهل‌بیت علیهم‌السلام را با اسماء حسنای الهی پیوند می‌دهد. و در زیارت منقول برای امام رضا علیه‌السلام می‌خوانیم:
❤️«السَّلَامُ علی حروف لا اله الا الله سلام بر شما آل الله علیهم السلام که حروف لا اله الا الله هستید... 📚 بحار الأنوار، ج ۹۹، در متن زیارت منقول برای امام رضا علیه‌السلام.
 اکنون سه تعبیر پیش روی ماست: حروف، با اسماء الهی پیوند دارند. اهل‌بیت علیهم‌السلام در روایت، اسماء حسنای الهی معرفی شده‌اند. در زیارت، حروف لا إله إلا الله حضرات آل الله معرفی شده اند ⚡️کنار هم قرار دادن این سه شاهد، افق تأملی عرفانی دربارهٔ نسبت حروف، اسماء و ولایت می گشاید 🌿 سخن پایانی از نقطه آغاز کردیم؛ از نقطه به باء رسیدیم، از باء به حروف، و از حروف به اسماء الهی. اکنون در آستانهٔ ورود به عالم حروف، می‌دانیم که بحث ما تنها دربارهٔ شکل الفبا نیست؛ بلکه دربارهٔ معانی و مراتب ظهور آن‌هاست، و دربارهٔ پیوندهایی که متون روایی و عرفانی میان حروف، اسماء الهی و ولایت ترسیم کرده‌اند. و در پایان، این شعر را زمزمه می‌کنیم:
الله بود یک الف و ها و دو لام از نقطه برون آمده این جمله تمام گر طالب سِرّ نقطه هستی ای دل این نقطه بود نقش علی اعلام
 🌺ادامه دارد #نقطه #حروف #حرف

آخرالزمان (قسمت چهارم)
👈 برای نجات، راهی جز رسیدن به منجی نداریم. 🔸راهکار های اهل‌بیت برای رسیدن به منجی چیست؟ ➖➖➖➖➖ #اللهم_عجل_الوليك_الفرج #پست_مهدوی #آخرالزمان #جمعه_های_امام_زمانی

🌿 ۳۱۳؛ رازِ ظهور
☀️بسم الله النور ۱. ۳۱۳؛ یارانی که باید باشند 🌺از امام موسی بن جعفر، حضرت کاظم علیه‌السلام، نقل شده است:
«لَوْ كَانَ فِيكُمْ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ لَقَامَ قَائِمُنَا» اگر در میان شما به تعداد اهل بدر وجود داشت، قائم ما قیام می‌کرد. 📚 مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص ۱۲۸.
📌در روایتی دیگر، امام باقر علیه‌السلام درباره آغاز قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌فرمایند:
«أَنَّ الْقَائِمَ يَهْبِطُ مِنْ ثَنِيَّةِ ذِي طُوًى فِي عِدَّةِ أَهْلِ بَدْرٍ، ثَلَاثِمِائَةٍ وَثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا، حَتَّى يُسْنِدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ، وَيَهُزَّ الرَّايَةَ الْغَالِبَةَ.» قائم در میان یارانی به تعداد اهل بدر، یعنی سیصد و سیزده مرد، از گردنه ذی‌طُوی فرود می‌آید تا آنکه پشت خود را به حجرالاسود تکیه می‌دهد و پرچم پیروزمند را به اهتزاز درمی‌آورد. 📚 شیخ نعمانی، الغیبة، ص ۳۲۹.
🪨در این روایت، عدد ۳۱۳ و حجرالاسود در یک صحنه کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ پیوندی که در ادامه به آن بازمی‌گردیم. ۲. ۳۱۳؛ از شین تا اَحَد 🔢در زبان ابجد، عدد ۳۰۰ برابر با حرف شین است؛ حرفی که در این خوانش عرفانی، می‌توان آن را با مفهوم افشا و اظهار پیوند داد. از سوی دیگر، ابجد کلمه «احد» برابر با ۱۳ است؛ نامی که یادآور یگانگی و بی‌همتایی پروردگار است. 💠پس در این تأویل، عدد ۳۱۳ از دو اشاره تشکیل می‌شود: شینِ اظهار و احدِ توحید. گویی راز این عدد را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: اظهارِ حقیقت توحید؛ و ظهورِ توحید در عرصه زندگی. بر این اساس، عدد ۳۱۳ می‌تواند نمادی برای اندیشیدن به ظهور حقیقت توحید در عصر حضرت مهدی عجل الله فرجه باشد؛ عصری که در آن، حق باید از حجاب پنهان‌ماندن بیرون آید و در زندگی انسان‌ها و ساختار جامعه آشکار شود. ا ۳. 🌻حضرت نرجس صلوات الله علیها؛ گنجی در مدار راز ۳۱۳ 🍀در میان اشارات عددی این بحث، نام بانویی می‌درخشد که مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است: حضرت نرجس خاتون سلام‌الله‌علیها. نام «نرجس» در ابجد کبیر، برابر با ۳۱۳ است. حضرت نرجس سلام‌الله‌علیها، مادر امامی است که آشکار کننده توحید در عصر ظهور است. 🔮در محاسبات تکمیلی این بحث، برای جایگاه عددی نام نرجس نیز به عدد ۵۲ میرسیم که برابر ابجد کلمه حمد است ۴. ۳۱۳؛ عددی که به نور می‌رسد 💫در محاسبات این بحث، عبارت فارسی «سیصد و سیزده» با کلمه «نور» که ابجد آن ۲۵۶ است برابر می باشد. در ادامه، جمع ارقام این عدد به ۱۳ می‌رسد؛ همان عددی که در این نوشتار با کلمه «احد» پیوند داده شد. از این منظر، زنجیره‌ای از اشارات شکل می‌گیرد ۵. حجرالاسود؛ نقطه بیعت و آغاز قیام 🔷به روایت امام باقر علیه‌السلام بازگردیم؛ همان روایتی که در آن، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان ۳۱۳ نفر از یاران خود می‌آیند و پشت به حجرالاسود تکیه می‌دهند. در محاسبه ابجد کبیر، نام «حجرالاسود» نیز برابر با ۳۱۳ است. این هم‌عددی، در کنار روایت یادشده، زمینه‌ای برای تأمل فراهم می‌کند: عدد یاران خاص حضرت و نام سنگی که در صحنه آغاز قیام ایشان حضور دارد، در محاسبه ابجد به یک عدد می‌رسند. 🌹حجرالاسود در مناسک حج با طواف و عهد بندگی پیوند دارد. 👈با کنار هم قرار دادن این مضامین، می‌توان حجرالاسود را در این منظومه معرفتی، یادآور عهد، طواف، بازگشت به مرکز بندگی و آمادگی برای ظهور دانست. ۶. حج؛ سیزده عمل و یک حقیقت 🕋بر اساس فقه شیعه، واجبات حج تمتع سیزده عمل است: ✨امام محمد باقر علیه‌السلام فرمودند:
تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ. ترجمه: تمامیت حج، ملاقات با امام است. 📚اصول کافی
🌱 سخن پایانی عدد ۳۱۳ در روایات ظهور، یادآور یاران خاص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در کنار این معنای روایی، هم‌عددی‌های ابجدی آن با نام حضرت نرجس صلوات الله علیها، حجرالاسود و نور، زمینه‌ای برای تأمل در نسبت میان ظهور، توحید، حمد و بندگی فراهم می‌کنند. اما راز ظهور تنها در اعداد خلاصه نمی‌شود؛ آنچه اهمیت دارد، حقیقتی است که این اشارات می‌توانند ما را به سوی آن متوجه کنند: آمادگی برای یاری حق، وفاداری به حجت خدا و تبدیل معرفت و محبت به عمل. #اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج #جمعه_های_امام_زمانی

photo content

🌷 تنهاترین منتظر 🌷 2⃣6⃣ «صاحبُ هذا الأمرِ الشَّریدُ الطَّریدُ الفَریدُ الوَحیدُ.» 😔 صاحب این امر، شرید، طرید، فرید و وحید است؛ آواره، کنارگذاشته‌شده، یگانه و تنها. 🚶‍♂️💔 
📜 در دوران غیبت، راه را از چه کسی بپرسیم؟ یکی از خطرهای دوران غیبت این است که هرکس با سلیقه خودش از دین سخن بگوید و هر ادعایی را به نام امام مطرح کند! ❎در توقیعی منسوب به امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه آمده است:
وَأَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَأَنَا حُجَّةُ اللَّهِ و اما در رخدادها و مسائل پیش‌آمده، به راویان حدیث ما رجوع کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم
 🌾حدیث ترازوی نهایی در عصر غیبت است در میانه‌ی هیاهوی آراء و دیدگاه‌های مختلف در دوران غیبت، امام زمان عجل الله فرجه مسیر نجات را به روشنی ترسیم کرده‌اند: فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیکُم وَ أَنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَیهِم (آن‌ها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آن‌ها) اما یک نکته‌ی کلیدی اغلب مغفول می‌ماند: این «جایگاه اشخاص» نیست که حجت است، بلکه «روایت کلام معصوم» است که به آن‌ها اعتبار می‌دهد #نکات_کلیدی برای #منتظر آگاه : ۱. اصالت با متن است، نه شخص : ملاک حقانیت هر سخن، میزان تطابق آن با کلام معصومین علیهم السلام است اگر کلامی با نص صریح احادیث در تضاد باشد، از اعتبار ساقط است، فارغ از اینکه از زبان چه کسی صادر شده باشد ۲. راوی امانت‌دار، نه مفسر شخصی : امام علیه السلام ما را به «راویان حدیث خود» ارجاع داده‌اند؛ یعنی کسانی که بدون تحریف، تأویل‌های شخصی و مصلحت‌اندیشی‌های عرفی، امانت‌دار کلام اهل‌بیت هستند «راوی حدیث» کسی است که واسطه‌ی انتقال نور معصوم علیهم السلام باشد، نه کسی که کلام امام را در چارچوب ذهنیت خود محدود کند ۳. تکلیف ما؛ «سواد حدیثی» : #منتظر_واقعی کسی است که خود را از «مقلد محض بودن» خارج کرده و با مطالعه‌ی مستقیم احادیث، «قدرت تشخیص» پیدا کند وقتی شما با کلام معصوم علیهم السلام مانوس باشید، تفاوت میان «سخن امام» و «تحلیل شخصی» را درک خواهید کرد
جمع‌بندی: 🔸در غیبت، «حدیث معصوم» قطب‌نماست 🔸معیار حق، خود حق است 🔸به جای تکیه بر جایگاه‌های انسانی، به «سخن اهل‌بیت» بچسبید؛ چرا که تنها در پناه کلام معصوم است که می‌توان از فتنه‌های آخرالزمان عبور کرد
در این میان کلام مولایمان را آویزه گوش خود قرار دهیم که فرمود:
⭐️اعرف الحق تعرف اهله حق را بشناس صاحب حق را خواهی شناخت
💧بصیرت و حقیت یعنی بازگشت به منبع بی واسطه و با شناخت #امام_زمان #حدیث #بصیرت #آخرالزمان #عصر_غیبت #اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج #مهدی_شناسی #قسمت_۲۶ #جمعه_های_امام_زمانی

🌿 نُقطه؛ رازِ آغازِ هستی
✨ قسمت هفتم: نقطه؛ از صفر تا کثرت 🔁 یک نکته که از قسمت قبل جا ماند... پیش از ادامه بحث، لازم است به نکته‌ای که در قسمت گذشته در میان اشارات عددی از قلم افتاد، اشاره کنیم. در آنجا به این نسبت رسیدیم: حُسین = ارض = رضا = ۴۷ اما نکته دیگری نیز در همین مسیر قابل توجه است: 🔷جایگاه عددی «نقطه» نیز ۴۷ است. پس در کنار آن اشارات، با این نسبت عددی نیز روبه‌رو می‌شویم: نقطه = ۴۷ = ارض = رضا = حسین 👈پس یکبار دیگر قسمت قبل را میخوانیم .... 🔹 نقطه؛ مبدأ ظهور اگر در زبان ریاضیات به مبدأ نگاه کنیم، صفر در نقطه مبدأ نمایش داده می‌شود؛ نقطه‌ای که هنوز حرکتی از آن آغاز نشده و در آن جهت و امتدادی شکل نگرفته است. صفر ویژگی‌های عجیبی دارد. نه مثبت است و نه منفی؛ در مقام عدد، کمیتی را به‌تنهایی نشان نمی‌دهد؛ و هنگامی که با عددی جمع شود، در مقدار آن تغییری ایجاد نمی‌کند: ۵ + ۰ = ۵ و در ضرب، هر عددی را که در صفر ضرب کنیم، نتیجه دوباره صفر است: ۵ × ۰ = ۰ از سوی دیگر، صفر در نظام شمارش، نقشی اساسی در ساختن مراتب اعداد دارد و با قرار گرفتن در کنار واحد، صورت‌های تازه‌ای از عدد پدیدار می‌شود. از این جهت، صفر می‌تواند تمثیل زیبایی برای مبدأ و نقطه باشد؛ مبدأیی که کثرت‌ها از آن آغاز می‌شوند، اما خود در شمار کثرت‌ها قرار نمی‌گیرد. 🔶 از صفر، یک؛ و از یک، کثرت 🔢در نظام اعداد، برای آنکه «دو» و «سه» و «هزار» معنا پیدا کنند، ابتدا باید واحد وجود داشته باشد. دو، دو واحد است؛ سه، سه واحد است؛ ✅و هرچه کثرت بیشتر شود، باز هم نسبت آن با واحد باقی است. پس کثرت، بدون مبدأ و واحد قابل تصور نیست. در یک نگاه عرفانی، می‌توان این نسبت را چنین دید: صفر → یک → کثرت 🔰یعنی از مبدأ، نخستین ظهورِ واحد پدیدار می‌شود و از آن واحد، مراتب کثرت شکل می‌گیرند. و اگر همین معنا را از عالم اعداد به عالم حروف ببریم، پرسش مهمی پیش روی ما قرار می‌گیرد: کثرات حروف نیز از کجا آغاز می‌شوند؟
در قسمت‌های گذشته، مسیر بحث ما از کتاب مبین به فاتحةالکتاب، از آنجا به بسم‌الله، سپس به باء و سرانجام به نقطه رسید.
🔆 «أنا النُّقطة و أنا الخط» اینجاست که کلام منسوب به امیرالمؤمنین، حضرت علی صلوات الله علیه، معنای شگفتی پیدا می‌کند:
«أَنَا النُّقْطَةُ وَأَنَا الْخَطُّ» من نقطه‌ام و من خطم.
نقطه، مبدأ است؛ و خط، امتداد آن مبدأ. 💠تا نقطه نباشد، خطی شکل نمی‌گیرد؛ و هنگامی که نقطه امتداد می‌یابد، خط پدیدار می‌شود و از امتداد خط، امکان ظهور صورت‌ها و کثرات فراهم می‌گردد. پس در این نگاه: نقطه، اشاره به وحدت و مبدأ ظهور است؛ و خط، اشاره به امتداد و سیر ظهور در مراتب کثرت. و اگر کثرات از مبدأ آغاز شده‌اند، آیا بازگشت آنها نیز به همان مبدأ نیست؟ قرآن کریم می‌فرماید:
﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾ ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم.
💎یعنی آنچه از مبدأ آغاز شده، در نهایت به همان مبدأ بازمی‌گردد. اما در مقام ولایت، این حقیقت با تعبیری بسیار روشن در زیارت جامعه کبیره بیان شده است:
🔮«وَإِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ، وَحِسَابُهُمْ عَلَيْكُمْ» بازگشت خلق به سوی شماست و حساب آنان بر عهده شماست.
📌پس اگر نقطه را مبدأ ظهور بدانیم، کثرات نیز در نهایت به همان نقطه بازمی‌گردند؛ و آن نقطه، در حقیقتِ ولایت، اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند. از نقطه آغاز شدیم؛ در خطِ ظهور امتداد یافتیم؛ در کثرت گسترده شدیم؛ و سرانجام به همان نقطه بازمی‌گردیم. از همین‌جاست که کلام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه: «أَنَا النُّقْطَةُ وَأَنَا الْخَطُّ» معنایی عمیق‌تر پیدا می‌کند؛ ❤️هم مبدأِ ظهور، و هم مسیرِ ظهور.❤️ و چه زیبا قرآن کریم می‌فرماید:
﴿هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ﴾ اوست اول و آخر، ظاهر و باطن.
♻️اول و آخر؛ آغاز و بازگشت؛ نقطه و خط؛ وحدت و کثرت. همه در یک سیر به هم می‌رسند: از مبدأ، ظهور؛ از ظهور، کثرت؛ و از کثرت، بازگشت به مبدأ. و شاید راز نقطه همین باشد: نقطه، کوچک‌ترین صورتِ ظهور است؛ اما در دل خود، رازِ آغاز و بازگشت همه کثرت‌ها را پنهان کرده است. 🔅ادامه دارد... 🔜 در قسمت بعد، قدمی دیگر در این مسیر برمی‌داریم و به سراغ سایر حروف می‌رویم تا ببینیم این ظهور چگونه در عالم حروف ادامه پیدا می‌کند... #نقطه #صفر #هو #اللهم_عجل_لولیک_الفرج

🌿 نُقطه؛ رازِ آغازِ هستی
✨ قسمت ششم: نقطه؛ از نجف تا کعبه، آغاز دَحو الارض 🔁 اکنون پس از بررسی جایگاه نجف اشرف، به سراغ کعبه می‌رویم؛ همان خانه‌ای که در روایات، نقطه آغاز گسترش زمین معرفی شده است. 🕋 کعبه؛ نقطه آغاز دَحو الارض خداوند متعال می‌فرماید:
﴿وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا﴾ 📖 سوره نازعات، آیه ۳۰
🌺و امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ دَحَا الْأَرْضَ مِنْ تَحْتِ الْكَعْبَةِ...» «همانا خداوند عزوجل زمین را از زیر کعبه گسترش داد.» 📚 الکافی، ج۴، ص۱۸۹
🔷پس در این روایت، کعبه همان نقطه‌ای است که دحو الارض و گسترش کثرات از زیر آن آغاز می‌شود. در ادامه نیز آمده است:
🌹«فَالْأَرْضُ مِنْ عَرَفَاتٍ، وَعَرَفَاتٌ مِنْ مِنًى، وَمِنًى مِنَ الْكَعْبَةِ»
گویی زمینِ گسترده‌شده، در این سیر، ریشه خود را در همان نقطه نخستین می‌یابد. و اینجا دوباره مفهوم نقطه برای ما آشکار می‌شود: 🔰نقطه‌ای که در ظاهر کوچک است، اما می‌تواند مبدأ یک امتداد بی‌انتها باشد. 🕋 کعبه؛ وسط دنیا در روایت آمده است:
«کعبه، کعبه نامیده شد؛ زیرا در وسط دنیاست.»
📚 من لا يحضره الفقيه، ج۲، ص۱۹۰ 🌐پس کعبه، هم نقطه آغاز دحو الارض است و هم وسط دنیا. و مگر نه اینکه نقطه، مبدأ نسبت‌ها و مرکز یک گستردگی است؟ از نقطه، خط پدیدار می‌شود؛ از خط، امتداد؛ و از امتداد، گستردگی. 🔆 اما کعبه، تنها یک بنای ظاهری نیست... در روایتی آمده است:
💠«نَحْنُ الْبَلَدُ الْحَرَامُ، وَنَحْنُ كَعْبَةُ اللَّهِ، وَنَحْنُ قِبْلَةُ اللَّهِ» «ماییم شهر حرام، ماییم کعبه خدا و ماییم قبله خدا.» 📚 بحار الأنوار، ج۲۴، ص۳۰۳
پس کعبه ظاهری، ما را به حقیقتی باطنی متوجه می‌کند؛ قبله‌ای که در زمین است، اما حقیقت قبله در ولایت معنا می‌یابد. 🔢 ارض و رضا جل سلطانه؛ یک عدد، یک اشاره 💎اکنون به یکی از اشارات عددی این بحث می‌رسیم: اَرْض = ۱۰۰۱ و: رِضَا = ۱۰۰۱ و جایگاه عددی هر دو نیز: اَرْض = ۴۷ رِضَا = ۴۷ در نگاه این بحث، این هم‌عددی را می‌توان به منزله یک اشاره دید: ارض؛ محل ظهور رضا؛ جهت حرکت زمین از نقطه‌ای گسترده شد؛ اما مخلوقی که در این زمین ظهور کرده، قرار نیست در گستردگیِ عالم متوقف بماند؛ مقصد او رضای پروردگار است. و اینجا، عدد ۴۷ ما را به نام دیگری نیز می‌رساند: 💎حُسَیْن = ۴۷💎 پس در این اشارات عددی: ارض = رضا = حسین = ۴۷ در معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام، رضا معنایی دارد که اوج آن را باید در کربلا جست‌وجو کرد. حضرت اباعبدالله امام حسین علیه‌السلام در آن گودال مظلومیت، در اوج بلا، میفرماید:
🩸«رِضاً بِرِضَاكَ، صَبْراً عَلَى بَلَائِكَ، لَا مَعْبُودَ لِي سِوَاكَ» رضا به رضای تو، و صبر بر بلای تو؛ معبودی جز تو ندارم.
🔮و در دعای عرفه نیز می‌خوانیم:
«إِلَهِي! تَقَدَّسَ رِضَاكَ أَنْ تَكُونَ لَهُ عِلَّةٌ مِنْكَ، فَكَيْفَ يَكُونُ لَهُ عِلَّةٌ مِنِّي» «خدایا! رضای تو پاک‌تر از آن است که علتی از جانب تو داشته باشد؛ پس چگونه می‌تواند علتی از جانب من داشته باشد؟» 📚 إقبال الأعمال، ج۱، ص۳۴۹
 📌اینجاست که معنای رضا از یک واژه فراتر می‌رود؛ رضا یعنی آنجا که بنده، در برابر اراده محبوب، خویشتن را نمی‌بیند. و اگر نام زییای حسین در این دستگاه عددی با رضا هم‌جایگاه می‌شود، بی‌جهت نیست که حقیقت رضای الهی را در سخت‌ترین صحنه عالم، در وجود او مشاهده می‌کنیم. 🍃از همین روست که در زیارت امام رضا علیه‌السلام می‌خوانیم:
«السَّلَامُ عَلَى الْإِمَامِ الرَّءُوفِ الَّذِي هَيَّجَ أَحْزَانَ يَوْمِ الطُّفُوفِ» «سلام بر امام رئوف؛ آن‌که اندوه‌های روز طفوف را برانگیخت.» 📚 بحار الأنوار، ج۹۹، ص۵۵
آری امام رضا صلوات الله علیه همان شرط توحید جلوه تامّ نقطه است از این منظر، کنار هم قرار گرفتن: ارض ← رضا ← حسین دیگر صرفاً یک بازی با اعداد نیست؛ بلکه می‌تواند یک سیر اشاری باشد: ارض؛ جایگاه ظهور رضا؛ جهت سیر حسین؛ قله تسلیم و رضا 🕋 و چه لطیف که روز دَحو الارض، روز زیارتی امام رضا علیه‌السلام نیز هست؛ روزی که سخن از گسترش زمین از زیر کعبه است و نام رضا نیز در همان روز، ما را به سوی حقیقت ولایت متوجه می‌کند. اصل این نقطه چیست؟ 🔻 اینجاست که دوباره به باء بازمی‌گردیم. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «أَنَا نُقْطَةٌ تَحْتَ الْبَاءِ» «من نقطه‌ای زیر باء هستم.» همان نقطه‌ای که در آغاز این مجموعه از آن سخن گفتیم؛ اکنون در این سیر، به کعبه، ارض و دحو الارض رسیده است. و در پایان این مسیر، آنچه به عنوان جمع جمیع نقاط معرفی می‌شود، وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه‌السلام است؛ 🍇مولود کعبه،🍇 نقطه زیر باء، و حقیقتی که در این سیر، نقطه را از آغاز تا ظهور همراهی می‌کند. 🌿 شاید راز این بازگشت همین باشد: نقطه، آغاز ظهور است؛ و شناخت حقیقتِ ظهور، ما را دوباره به نقطه بازمی‌گرداند. 🌷ادامه دارد... #نقطه #کعبه #قبله #دحوالارض

🌿 نُقطه؛ رازِ آغازِ هستی
✨ قسمت پنجم: نقطه؛ از باءِ بسم‌الله تا ساحل نجات 🔁در قسمت‌های گذشته، از کتاب مبین به فاتحةالکتاب، از آنجا به بسم‌الله و سپس به باء رسیدیم؛ و در دل باء، به نقطه... 💠نقطه‌ای که در این سلسله مباحث، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام خود را با آن معرفی می‌فرمایند: «أَنَا النُّقْطَةُ تَحْتَ الْبَاءِ» 🔰اما شاید شگفت‌انگیزتر آن باشد که این «نقطه» را تنها در عالم حروف جست‌وجو نکنیم... 🔆در عالم خارج نیز، برای این نقطه نشانه‌ای قرار داده شده است؛ نجف اشرف، همان سرزمینی که حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام در آن قرار دارد. 🚢در روایتی از امام صادق علیه‌السلام درباره فرود کشتی حضرت نوح علیه‌السلام آمده است:
«ثُمَّ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ، وَهُوَ فُرَاتُ الْكُوفَةِ.» «سپس کشتی بر جودی قرار گرفت، و آن، فرات کوفه است.» 📚 الکافی
اما در نقل‌های مربوط به نجف اشرف، مطلب حتی صریح‌تر می‌شود. در گزارشی درباره «جودی» آمده است:
«وَإِنَّهَا كَانَتْ مِنَ الْجُودِيِّ ... أَوْ هُوَ هِيَ فِي خَبَرٍ مَرْوِيٍّ»
در یک نقل، احتمال داده شده که جودی همان نجف باشد؛ و تعبیر بسیار قابل تأملِ «أَوْ هُوَ هِيَ» آمده است؛ یعنی: «یا اینکه او همان است.» 🍃همچنین از علامه مجلسی نقل شده است:
«وَيَظْهَرُ مِنْ بَعْضِ الْأَخْبَارِ أَنَّ الْجُودِيَّ كَانَ بِقُرْبِ الْكُوفَةِ، وَرُبَّمَا أَشْعَرَ بَعْضُهَا بِأَنَّهُ الْغَرِيُّ.» یعنی: از برخی اخبار چنین ظاهر می‌شود که جودی در نزدیکی کوفه بوده و شاید بعضی از آنها اشاره داشته باشند که همان غری است. و غری همان سرزمینی است که حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام در آن قرار دارد.
🍀اینجاست که یک معنا، زیباتر از همیشه خود را نشان می‌دهد: کشتی حضرت نوح، پس از طوفان، به جودی رسید؛ و جودی در این نقل‌ها با نجف و غری پیوند خورده است؛ همان سرزمینی که امروز حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام در آن قرار دارد. و در همین سرزمین، در کنار قبر مطهر امیرالمؤمنین علیه‌السلام، قبر حضرت آدم و حضرت نوح علیهماالسلام نیز به عنوان زیارتگاه شناخته شده است. 🌺گویی تاریخ از آدم آغاز می‌شود، به نوح می‌رسد، کشتی از میان طوفان عبور می‌کند و سرانجام به سرزمینی می‌رسد که آرامگاه وصیّ پیامبر خاتم، امیرالمومنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیهما و آلهما آن قرار می‌گیرد. 💫اینجا دوباره باید به «نقطه» بازگردیم... نقطه‌ای که زیر باء است؛ و باء، مبدأ ظهور است. نقطه، در این سیر، تنها یک نقطه در صفحه نیست؛ نقطه‌ای است که ما را از باءِ بسم‌الله، به ساحل نجات می‌رساند. 🔢حتی در محاسبات ابجدی نیز اشاره‌ای قابل تأمل دیده می‌شود:
نُقْطَة = ۱۶۴ و: النَّجَف = ۱۶۴
این تطابق عددی را نه به عنوان یک دلیل مستقل، بلکه به عنوان نشانه‌ای رمزی و لطیف در کنار آیات و روایات می‌بینیم. 🔅پس میتوان گفت: از نقطه زیر باء، تا نقطه‌ای که حرم مولا در آنجاست... از باءِ بسم‌الله تا حرم علی علیه‌السلام؛ از کشتی نوح تا ساحل نجات؛ از طوفان تا آرامش... و در این نگاه رمزی، چه تعبیر زیبایی می‌توان داشت: 🌹ساحل نجات همه، همان نقطه‌ای است که حرم مولا امیرالمومنین علی علیه‌السلام در آن قرار دارد. 🌿 ادامه دارد... #نقطه #اللهم_عجل_لولیک_الفرج ولایی اهل‌بیت علیهم‌السلام باش

🌿 نُقطه؛ رازِ آغازِ هستی
✨ قسمت چهارم: رازِ نقطه زیر باء 🔁در قسمت‌های گذشته، مسیر بحث ما از کتاب مبین به فاتحةالکتاب(سوره حمد) از آن به بسم‌الله و از بسم‌الله به باء رسید. در قسمت سوم نیز گفتیم: نقطه ← خط ← الف ← باء ← ظهور کثرات اما اکنون یک سؤال مهم باقی می‌ماند: ❓ چرا نقطه زیرِ باء است؟ در برخی متون عرفانی، این معنا در قالب یک زنجیره بسیار شگفت‌انگیز بیان شده است: مولا امیرالمومنین صلوات الله علیه فرمودند
💎«جميعُ أسرارِ اللهِ تعالى في الكُتُبِ السماويّة، وجميعُ ما في الكُتُبِ السماويّة في القرآن، وجميعُ ما في القرآن في فاتحةِ الكتاب، وجميعُ ما في فاتحةِ الكتاب في بسمِ الله، وجميعُ ما في بسمِ الله في الباءِ، وجميعُ ما في الباءِ في النُّقطةِ تحتَ الباءِ، وأنا النُّقطةُ تحتَ الباءِ» همه اسرار الهی در کتاب‌های آسمانی است؛ و همه آنچه در کتاب‌های آسمانی است در قرآن؛ و همه آنچه در قرآن است در فاتحةالکتاب؛ و همه آنچه در فاتحةالکتاب است در بسم‌الله؛ و همه آنچه در بسم‌الله است در باء؛ و همه آنچه در باء است در نقطه زیر باء؛ و من همان نقطه زیر باء هستم. 📚 الكلمات المكنونة، چاپ کنگره فیض، ص۲۳۰
📌دقت کنیم که سخن از یک کوچک شدن ظاهری نیست؛ یعنی قرار نیست بگوییم تمام قرآن به معنای مادی و محدود، داخل یک باء یا یک نقطه قرار گرفته است. سخن از جمع شدن مراتب معنا و حقیقت است: کتب آسمانی ← قرآن ← فاتحةالکتاب ← بسم‌الله ← باء ← نقطه و در پایان، تمام آنچه در باء است به نقطه تحت باء نسبت داده می‌شود. پس نقطه در این نگاه، صرفاً یک علامت کوچک در زیر باء نیست؛ بلکه مرتبه‌ای است که حقیقت باء در آن جمع شده است. ✅و اینجاست که معنای «تحت» نیز برای ما جالب می‌شود. در عربی، «تحت» در لغت به معنای زیر است؛ اما همیشه یک موقعیت مکانی را نمی‌رساند. چنان‌که در این تعبیر آمده است:
«الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ» انسان در زیر زبانش پنهان است. 📚 الأمالي، شیخ صدوق، ص۴۴۷
 🔆روشن است که حقیقت انسان واقعاً زیر زبان قرار نگرفته؛ بلکه آنچه در درون اوست، به وسیله زبان آشکار می‌شود. پس «تحت» می‌تواند در یک تعبیر، نسبتِ میان ظاهر و حقیقتِ پنهان را نیز نشان دهد. 🔅اکنون دوباره به باء و نقطه برگردیم. در همین دستگاه عرفانی آمده است:
«بِالْبَاءِ ظَهَرَ الْوُجُودُ» به باء، وجود ظهور یافت.
پس: 🔰باء = ظهور 🔰نقطه = حقیقت نهفته در باء و اگر گفته می‌شود:
«جميعُ ما في الباءِ في النُّقطةِ تحتَ الباءِ» 📚مشارق الانوار
🌅 نقطه، سرّ باء در بطنِ ظهور آن است. و اینجاست که تعبیر دیگری، افق بحث را گسترده‌تر می‌کند:
📜«الْعِلْمُ نُقْطَةٌ كَثَّرَهَا الْجَاهِلُونَ» علم، نقطه‌ای است که جاهلان آن را تکثیر کردند. 📚 عوالي اللئالي، ج۴، ص۱۲۹
این تعبیر، سؤال تازه‌ای برای ما ایجاد می‌کند. اگر علم، نقطه است، پس حقیقت علم در اصل یک حقیقت واحد است؛ اما هنگامی که در مراتب مختلف ظهور می‌کند، صورت‌های گوناگون پیدا می‌کند. یعنی: نقطه ← وحدت ظهور نقطه ← کثرت ◀️یک نقطه، به خودی خود کثرتی ندارد؛ اما وقتی حقیقت آن در مراتب مختلف ظهور و تفصیل پیدا می‌کند، علوم، معانی و صورت‌های بی‌شمار پدیدار می‌شوند. پس «کثرت»، لزوماً به معنای چند حقیقت مستقل و جدا از یکدیگر نیست؛ بلکه می‌تواند ظهور و تفصیل یک حقیقت واحد در مراتب گوناگون باشد. و این دقیقاً ما را به سؤال قسمت بعد می‌رساند:
💡در نتیجه منظور از نقطه تحت باء این این است که نقطه باطن باء است که تمامی کثرات(مخلوقات) از آن پدیدار شدند
🌟ادامه دارد.... #نقطه #اللهم_عجل_لولیک_الفرج

آخرالزمان (قسمت سوم)
👈 برای نجات، راهی جز رسیدن به منجی نداریم. 🔸راهکار های اهل‌بیت برای رسیدن به منجی چیست؟ ➖➖➖➖➖ #اللهم_عجل_الوليك_الفرج #پست_مهدوی #آخرالزمان #جمعه_های_امام_زمانی

🌷 تنهاترین منتظر 🌷 ۲۵ «صاحبُ هذا الأمرِ الشَّریدُ الطَّریدُ الفَریدُ الوَحیدُ.» 😔 صاحب این امر، شرید، طرید، فرید و وحید است؛ آواره، کنارگذاشته‌شده، یگانه و تنها. 🚶‍♂️💔
 🌍 زمینی که هیچ‌گاه بی‌حجت نمی‌ماند یک سؤال ساده اما عمیق : ⚠️آیا ممکن است زمین، حتی برای یک لحظه، بدون امام و حجت الهی باشد؟
امام صادق علیه‌السلام فرمودند: أَتَبْقَى الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ؟ قَالَ: لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ آیا زمین بدون امام باقی می‌ماند؟ فرمود: اگر زمین بدون امام باقی بماند، از هم فرو می‌رود.
این روایت فقط درباره زمان ظهور نیست سخن از یک قاعده دائمی است : 🔎زمین هیچ‌گاه از حجت خدا خالی نمی‌ماند 👈غیبت، به معنای نبودن امام نیست؛ به معنای پنهان بودن امام از دیدگان عموم مردم است پس در زمان ما نیز این سلسله قطع نشده است 💎امام مهدی علیه‌السلام فقط امام فردای ظهور نیست؛ حجت خدا در همین روزگار است و این یعنی غیبت، پایان امامت نیست؛ ادامه‌ی امامت در شرایطی متفاوت است. 🌾 📚 منبع پژوهش: شیخ کلینی، الکافی، ج۱، کتاب الحجة، باب «أن الأرض لا تخلو من حجة»، ح۱۰، ص۱۷۹ در چاپ‌های رایج همین مضمون با نقل‌های دیگر در کمال‌الدین و علل الشرائع نیز آمده است #اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج #مهدی_شناسی #قسمت_۲۵ #جمعه_های_امام_زمانی