fa
Feedback
👩‍🎤 ایده | Dance 💃

👩‍🎤 ایده | Dance 💃

کانال بسته

📈 تحلیل کانال تلگرام 👩‍🎤 ایده | Dance 💃

کانال 👩‍🎤 ایده | Dance 💃 در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 53 382 مشترک است و جایگاه 5 964 را در دسته ایراتیک و رتبه 6 258 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 53 382 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 08 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 2 300 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -121 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0.56% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 2.96% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 300 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 584 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 9 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند ملی, ایرانسل, کانفیگ, v2rayng, قبلش تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

توضیحی برای کانال ارائه نشده است.

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 09 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته ایراتیک تبدیل کرده‌اند.

53 382
مشترکین
-12124 ساعت
-7147 روز
+2 30030 روز
آرشیو پست ها
میدونستین که نباید هیچوقت ساعت 1شب به بعد برید حموم؟! چون تو اون تایم یکی از قبایل اجنه به اسم....مشاهده ادامه فکت ⚠️

این زن 6 ساعت بدنش رو در اختیار مردم قرار داد تا هر کاری می خوان باهاش بکنن در اصل این ماجرا به خاطر این بوده که این زن میخوا
این زن 6 ساعت بدنش رو در اختیار مردم قرار داد تا هر کاری می خوان باهاش بکنن در اصل این ماجرا به خاطر این بوده که این زن میخواسته مقیاس ازادی مردمان جامعه رو بسجنه تا این که وقتی اجازه دسترسی به بدنش رو توسط مردم میده و .... مشاهده کامل مستند https://t.me/+djB3sGA7DkRhNTBk

قشنگ ترین تم ایرانی واسه تلگرامتون 🤴👑: Download Theme
قشنگ ترین تم ایرانی واسه تلگرامتون 🤴👑: Download Theme

قصاب و زن جوان اخر شب بود و داشتم راهی خونه میشدم که خانومی وارد مغازه شدو دو دل بود برای حرفی که میخواست بگه  اخر سر با صدای لرزونی گفت :حاجی بچه هام گشنه ان یه کیلو گوشت بهم بده به ازای پولش هرکاری که دوست داری باهام بکن. نگاهی به چهره خانوم انداختم زیبا و دلفریب بود معامله خوبی بود یه کیلو گوشت در ازای یه شب کامیابی همه حس های مردانه ام بیدار شده بود گوشی برداشتم با خانومم تماس گرفتم..و👇👇 👈ادامه ی داستان و ماجرا