شعر لری
رفتن به کانال در Telegram
کانال شعر و ادب لری نقد اشعار شاعران «مجموعه لری و فارسی» ارتباط با ادمین برای تبادل لینک و فرستادن شعر های لری👇 @Zccbm
نمایش بیشتر1 557
مشترکین
-324 ساعت
-47 روز
-930 روز
در حال بارگذاری دادهها
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+105
در 0 کانالها
سپتامبر '260
در 10 کانالها
Get PRO
اوت '260
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '260
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 48 کانالها
Get PRO
مه '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+50
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+7
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+80
در 6 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+60
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+51
در 68 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+2 034
در 5 کانالها
Get PRO
اوت '25
+38
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+45
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+26
در 4 کانالها
Get PRO
مه '25
+40
در 89 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+2 456
در 76 کانالها
Get PRO
مارس '25
+63
در 45 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+48
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+2 062
در 6 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+42
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+35
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+33
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+2 881
در 147 کانالها
Get PRO
اوت '24
+74
در 183 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+81
در 198 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+76
در 207 کانالها
Get PRO
مه '24
+168
در 224 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+117
در 255 کانالها
Get PRO
مارس '24
+73
در 194 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+1 165
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+37
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+44
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+53
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+23
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+17
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+57
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+57
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+30
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+33
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+37
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+39
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+51
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+37
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+31
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+31
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+229
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 23 اکتبر | +1 | |||
| 22 اکتبر | 0 | |||
| 21 اکتبر | 0 | |||
| 20 اکتبر | +1 | |||
| 19 اکتبر | +3 | |||
| 18 اکتبر | +1 | |||
| 17 اکتبر | +5 | |||
| 16 اکتبر | +1 | |||
| 15 اکتبر | +2 | |||
| 14 اکتبر | +1 | |||
| 13 اکتبر | +1 |
پستهای کانال
شاعر از عشق حرف میزند، اما آن را با زبان و جهان خودش بیان میکند؛ با آب و برف، با کبک کوهستان، با دیبلال و با باورهای فرهنگی. همین پیوند باعث میشود شعر حالوهوایی بومی و هویتی پیدا کند.
۵. بهروز بودن و جهانشمولی شعر
بهجز اشارههای مشخص به «دیبلال»، «بهمن» و «ایرج» که ریشه در فرهنگ و زمینهی بومی شعر دارند، سایر تصاویر و مضامین آن از مرزهای زبان، زمان و جغرافیا فراتر میروند.
شعر با تکیه بر عناصری چون آب، برف، تشنگی و لبان معشوق، به تجربههایی انسانی و همیشگی دست مییابد؛ تجربههایی که در هر زمان و به هر زبانی، همچنان زنده و قابلدرکاند.
برای مثال، تصویر تشنگی و پیوند آن با آب زلالِ حاصل از ذوب برف، تنها توصیفی از یک نیاز جسمانی نیست؛ بلکه استعارهای از اشتیاق، نیاز عاطفی و عطش وصال است. همین تصویر، حتی هزار سال دیگر نیز میتواند همان حس زنده و بیواسطه را به مخاطب منتقل کند؛ زیرا احساس تشنگی و میل به وصال، وابسته به زمان خاصی نیستند.
همچنین تشبیه لبان معشوق به آبی زلال و گوارا که از دل برف سرچشمه میگیرد، تصویری ملموس و در عین حال عمیق میسازد؛ تصویری که برای درک آن، لزوماً نیازی به شناخت زبان لری یا فرهنگ بختیاری نیست.
از این منظر، شعر در عین برخورداری از هویت بومی، ظرفیتی جهانی دارد. زبان و ریشههای فرهنگی، به آن اصالت میبخشند و تصاویر طبیعی و احساسات انسانی، آن را از زمان و مکان فراتر میبرند. به همین دلیل، شعر میتواند در هر دورهای خوانده شود و همچنان حسِ اکنون را در جان مخاطب زنده کند؛ گویی شاعر نه از گذشته، بلکه از همین لحظه سخن میگوید.
جمعبندی نهایی
این شعر را میتوان روایت عاشقی دانست که عشق را همزمان پاکی، تشنگی و سوختن تجربه میکند. زلالی آب نشاندهندهی صداقت اوست، تشنگی نشاندهندهی نیازش به معشوق و جوشش آب کنار آتش نشاندهندهی بیقراری پایانناپذیرش.
از نظر ادبی، نقطهی قوت شعر در تصویرهای بومی و عاطفی آن است؛ تصویرهایی که بدون فاصله گرفتن از فرهنگ لری، احساسات عاشقانه را بیان میکنند. البته برای داوری دقیقتر دربارهی ، اصطلاحات، لازم است متن لری و تلفظ بومی واژهها دقیقتر بررسی شود.
در یک جمله: این شعر، صدای عاشقی است که دلش زلال است، جانش تشنه است و آرامش در کنار آتش عشق از او گریزان.
#حسنا_محمدزاده شاعر، منتقد ادبی و مدرس دانشگاه کاشان
| 2 | اِریزم مینه هرچی دی بلاله
در این بخش، شاعر عشق خود را به موسیقی و سنتهای لری پیوند میدهد. با توجه به توضیحات شاعر «دیبلال» در فرهنگ بختیاری، گونهای آواز عاشقانه و سوزناک است که میتواند حامل دلتنگی، فراق و بیان احساسات عمیق باشد.
قرار گرفتن نام معشوق در کنار «مارش ملی لر» نیز به شعر بُعدی هویتی میدهد؛ گویی شاعر میخواهد عشقش را در صدای جمعی قوم خود ثبت کند.
این بیت را میتوان چنین فهمید: عشق من آنقدر با فرهنگ و جانم آمیخته است که نام ان را هم در آواز و هم در هویت خودم زنده نگه میدارم.
۴. فریاد ایرج؛ شدت رنج عاشق
کِره دی ای کنم هی جورِ ایرج
گلیم زهمه زه بسکه زیمه گاله
در این بیت، شاعر از فریاد، ناله و زخمی شدن گلو سخن میگوید. اشاره به «ایرج» برای مخاطب آشنا با زمینهی شعر، معنای خاصی دارد؛ بنابراین باید لر باشی یا آن که باید به توضیحات شاعر مرجع کنی تا بتوانی این بیت با وجود لمس کنی.
اما تصویر کلی روشن است: عاشق آنقدر از شدت احساساتش فریاد زده که صدایش آسیب دیده است.
این اغراق شاعرانه، شدت رنج را نشان میدهد. شاعر نمیگوید فقط دلتنگ است؛ میگوید دلتنگیاش از حد احساس درونی گذشته و به جسمش رسیده است.
در واقع، گلو در اینجا مرز میان درد درونی و فریاد بیرونی است.
۵. گیسو، قرآن و شیر مادر؛ عشق همراه با حرمت
پلت جورِ قرون ایبو قسم خور
پلت چی شیرِ دا وَر مو حلاله
این بخش از نظر عاطفی اهمیت زیادی دارد. شاعر گیسوی معشوق را موضوع قسم خوردن قرار میدهد و آن را با مفاهیمی چون قرآن و شیر مادر پیوند میزند.
قرآن یادآور قداست و حرمت است و شیر مادر نماد پاکی( یا همان شعر زلال) ، پرورش و حقی عمیق و ریشهدار.
با این تشبیهها، شاعر میخواهد نشان دهد که معشوق برای او صرفاً زیبا یا خواستنی نیست؛ بلکه جایگاهی محترم و مقدس دارد.
البته این تصاویر میتوانند در کنار عشق زلال، نوعی دلبستگی شدید و آرمانیسازی معشوق را نیز نشان دهند؛ یعنی معشوق در چشم عاشق به چیزی فراتر از یک فرد معمولی تبدیل میشود
.
۶. آب لبها و برف؛ تشنگی برای وصال
مو تیشنی دوگه اَووه لَواتم
مو تیشنی اووی که از برف اِپاله
اینجا یکی از زیباترین تقابلهای شعر شکل میگیرد: تشنگی و آب.
شاعر تشنهی آب لبهای معشوق است؛ اما بلافاصله تصویری از آبی میسازد که از برف سرچشمه میگیرد. در این تصویر، آب میتواند نماد وصال، آرامش و رفع نیاز عاطفی باشد.
برف نیز بهواسطهی سردی، پاکی( زلالی) و سرچشمه بودنش، کیفیت خاصی به این تصویر میدهد. شاعر صرفاً خواهان برطرف شدند تشنگی نیست؛ او آبی ناب و خالص (زلال) میخواهد.
در سطحی عمیقتر، این تشنگی را میتوان نیاز انسان به محبت و نزدیکی عاطفی دانست؛ نیازی که هیچ چیز دیگری بهآسانی جای آن را نمیگیرد.
۷. آب کنار آتش؛ اوج تناقض عاشقانه
همش هی جوش اِیارم سی تو وُ هی
همش هی جورِ اَووم باله چاله
در پایان، شاعر خود را به آبی تشبیه میکند که کنار آتش قرار گرفته و پیوسته میجوشد.
این تصویر از نظر ادبی بسیار قابلتوجه است استادانه و شاعرانه ؛ چون آب و آتش معمولاً دو عنصر متضادند، اما شاعر آنها را در یک صحنه کنار هم میآورد.
آب در شعر، نشانهی حیات و زلالی است؛ آتش میتواند نماد اشتیاق، سوز عشق و بیقراری باشد. کنار هم قرار گرفتن این دو، وضعیت عاشق را مجسم میکند: او از یک سو زلال و پاک است و از سوی دیگر در آتش دلتنگی میسوزد.
جوشیدن نیز نشانهی آرام نگرفتن است. عاشق نمیتواند احساسش را خاموش کند؛ همانطور که آب در مجاورت آتش از حرکت و جوشش بازنمیایستد.
پایان شعر، تصویر روشنی از عشق بیقرار است: عشقی که هم زندگی میبخشد و هم آرامش را از عاشق میگیرد.
بررسی ویژگیهای ادبی شعر
۱. نمادپردازی
آب، برف، کبک و آتش، احساسات انتزاعی مانند پاکی، دلتنگی و اشتیاق را به تصاویر ملموس تبدیل میکنند.
۲. اغراق عاطفی
زخمی شدن گلو از شدت فریاد و تشنگی برای لبهای معشوق، شدت احساس عاشق را برجسته میکند.
۳. پیوند با موسیقی بومی
حضور دیبلال و اشاره به آواز و مارش لری، شعر را به سنت شفاهی و موسیقایی فرهنگ بومی نزدیک میکند.
۴. تصویرسازی بومی
کبک، برف و آب، فضای طبیعی زاگرس را تداعی میکنند و باعث میشوند احساسات شاعر از محیط زندگی و فرهنگ او جدا نباشند.
پیام اصلی شعر چیست؟
به نظرم، مهمترین ویژگی این شعر، کنار هم قرار گرفتن سه مفهوم است:
عشق: دلبستگی شدید به معشوق و آرزوی وصال.
هویت: پیوند عشق با زبان، آواز و فرهنگ لری.
رنج: بیقراری، فریاد و ناتوانی در رسیدن به آرامش. | 1 |
| 3 | دلم چی سَرقِلی اَو مینه پاله
مو عشقم جورِ نومه #لر زلاله
مَیر نیدی که آ بهمن چه وابی
مه نیبینی هنی هی کوگ اِناله
تونه کالم وه مین مارش ملی لر
اِریزم مینه هرچی دی بلاله
کِره دی ای کنم هی جورِ ایرج
گلیم زهمه زه بسکه زیمه گاله
پلت جورِ قرون ایبو قسم خور
پلت چی شیرِ دا وَر مو حلاله
مو تیشنی دوگَهِ اَو مین لَواتم
مو تیشنی اووی که از برف اِپاله
همش هی جوش اِیارم سی تو وُ هی
همش هی جورِ اَووم باله چاله
#سجاد_کیانی
تحلیل شعر
۱از صدق عاطفی تا شعر زلال
در مقالهای به نوعی شعر تحت عنوان «شعر زلال» پرداخته بودم. شنیدن این اثر از برادر شاعرم #سجاد_کیانی مرا بیوقفه به یاد آن مطلب انداخت.
شعرهایی را «شعر زلال» مینامیم، که حاصل لحظۀ نادرِ همصدایی جان شاعر با جان مخاطب است؛ لحظهای که صدق عاطفه از مرز کلمات عبور میکند و تار به تار وجود انسان را به لرزه درمیآورد. حتی اگر آدم خودش آن شعر را زندگی نکرده باشد، با تمام وجود آن را درک میکند. #شعرهایی_که_با_آنها_گریستهام میتوانند در دستهٔ شعرهای زلال گنجانده شوند.
به باور من شعر زلال، صدای بیواسطه جان شاعر است، آنجا که عاطفه به حقیقت میپیوندد و کلمه پیش از آنکه بر زبان جاری شود، از صافی روح انسان میگذرد. چنین آثاری از منظر نگارنده، حتی بدون داشتن کوچکترین بهرهای از عالم خیال در چارچوب شعر قرار میگیرند.
البته نباید دچار سوتفاهم شد؛ زلالی شعر را سادگی واژهها و بیتصویر بودن رقم نمیزند. زلالی شعر در صداقت احساسی است که در رگوریشۀ کلمات جریان دارد؛ یعنی هر شعر ساده و بیتصویری شعر زلال نیست. در آن لحظۀ ناب که شاعر، رهای رهاست. نه به شگفتزده کردن مخاطب فکر میکند و نه به نمایاندن هنر خودش. در آن لحظه شعر میجوشد تا حقیقتی را از ژرفای وجود شاعر با دیگری قسمت کند.
در واقع شعر زلال عاطفهای است که پیش از بدل شدن به کلمه در جان شاعر رسوخ کرده است. از همین روست که گاه چند واژۀ ساده میتوانند کاری کنند که انبوهی از کلمات پرطمطراق از انجامش ناتواناند. یعنی تار به تار وجود آدمی را به لرزه درآورند، و دست بر زخمی بگذارند که شاید سالها نامی نداشته است. به این واسطه زخم یک انسان میتواند زخم تمام انسانها شود.
شعر زلال را میخوانیم تا چیزی در درونمان بیدار شود. گویی شعر، ما را به خویشتنِ فراموششدهمان بازمیگرداند؛ به عاطفهای که در هیاهوی زندگی پنهان مانده. به حقیقتی که پیش از شنیدن شعر نیز در ما حضور داشته، اما هنوز زبان نیافته بوده است.
راز شعر زلال این است که شاعر کلمات را از تجربهٔ خویش یا تجربهٔ دیگرانی که دردشان را از نزدیک لمس کرده، عبور میدهد، بهگونهای که مخاطب میتواند خود را در کلام او پیدا کند. اهمیت شعرهای زلال در این است که میتوانند به تجربهٔ مشترک انسانها بدل شوند. اینگونه است که صدق عاطفی از مرزهای فردیت عبور میکند و به حقیقتی انسانی میرسد؛ حقیقتی که بی هیچ استدلالی، ذهن و جانمان را به لرزه درمیآورد.
. عشق زلال؛ عشقی از جنس هویت
دلم چی سَرقلـی اَو مینه پاله
مو عشقم جورِ نومه #لر زلاله
در آغاز شعر، شاعر عشقش را به آب و زلالی پیوند میزند. تصویر آب در اینجا میتواند نماد پاکی، صداقت و زندگی باشد. او عشق خود را با نام «لر» مقایسه میکند؛ یعنی همانطور که هویت قومیاش برای او ریشهدار و ارزشمند است، عشقش نیز اصیل و بیآلایش است.
نکتهی مهم: شاعر از همان ابتدا عشق شخصی را به هویت جمعی پیوند میدهد. عشق او فقط یک احساس فردی نیست؛ با ریشهها، فرهنگ و تعلق خاطرش نیز گره خورده است.
۲. نالهی کبک؛ نماد اندوه و دلتنگی
مَیر نیدی که آ بهمن چه وابی
مه نیبینی هنی هی کوگ اِناله
در این بیت، شاعر از بهمن و نالهی کبک سخن میگوید. در فضای فرهنگی و طبیعی ، کبک میتواند یادآور آواز بهمن باشد، تنهایی و آوای اندوهناک طبیعت باشد.
تکرار مفهوم ناله، حس ادامهدار بودن رنج را ایجاد میکند؛ انگار اتفاقی تلخ گذشته، اما درد آن هنوز تمام نشده است.
اشاره به «بهمن» نیز به بیت اول و شعر زلال یا عشق زلال خاطرهی مربوط است . بدون دانستن زمینهی محلی این اشاره، نمیتوان معنای قطعی آن را تعیین کرد.
اما با توجه به توضیحات شاعر در مورد آبهمن یا معسود بختیاری وفاداری آن به معشوقه اش زلال بودن شعر را نمایان می کند: گاهی یک اتفاق به پایان میرسد، اما صدای اندوه آن همچنان در دل آدم باقی میماند؛ درست مانند نالهای که هنوز میپیچد.
۳. دیبلال؛ عشق در زبان فرهنگ لری
تونه کالم وه مین مارش ملی لر | 1 |
| 4 | چنو تُرناتو وَر باد نادیه که
مونه از حزبِ باد کردی ستینم
#سجاد_کیانی | 1 669 |
| 5 | — پریشو نوا —
تک و تنیا دل زعمَ و جاده عمر
هه د اول گریویسم
سی طالع جُور
کسی نونس زنی چی ها دَ بارش
قشَنی عمر، کی ها دَ کارش
تیه مو افتا و دا، بیم گریوه
سپردم وش رنجان
کردیم وَ خَنه
هردیم وَ زمی هه گَلی ، گَلی
که زنی چنیه سخته
نونسیم که ای دنیا
شادی و رنجش وَ ری یَک رته
پریشو نوا دَ ای بخت و چاره
چی سیل بارو
ببار تو وَ غم
که کس نمرده دَ غم و ماتم
زنی ها و جا تا ته دنیا
نَزریَ تاس غم تا خدا نها
امیدن بونیم و روز فردا
که رسم دنیا هه چنینه
کس خور ناره
دَ ای مار پر کینه
باید بجنگیم وا شر شطو
تا جو بیره باغ آرزو
تا بخن دنیا
ری و ری اِیما
سهم بی کسا عالم
بی شک باغ بهشتَ
دَ کتو خدا هین خوش نوشتَه
زهرا دریکوند(آذرخش) | 794 |
| 6 | دلم چی سَرقِلی اَو مینه پاله
مو عشقم جورِ نومه #لر زلاله
مَیر نیدی که آ بهمن چه وابی
مه نیبینی هنی هی کوگ اِناله
تونه کالم وه مین مارش ملی لر
اِریزم مینه هرچی دی بلاله
کِره دی ای کنم هی جورِ ایرج
گلیم زهمه زه بسکه زیمه گاله
پلت جورِ قرون ایبو قسم خور
پلت چی شیرِ دا وَر مو حلاله
همش هی جوش اِیارم سی تو وُ هی
همش هی جورِ اَووم باله چاله
#سجاد_کیانی | 1 193 |
| 7 | فیلم از طرف سجاد کیانی | 1 039 |
| 8 | فیلم از طرف سجاد کیانی | 1 020 |
| 9 | مو تا دیمت دلم چی بم ایلرسه
سَر و سینه ، بِدن از دَم ایلرسه
نگو یه شاعری وا خون بگهره
یه پیغمبر اَیر دیت هم ایلرسه
#سجاد_کیانی | 2 076 |
| 10 | #لکی
مریار خویی باو ودیارم..
خمم بسینی له حال ژارم
دلم چوین گرین گرمسیریه...
وزخم دشمن چنی خونییه...
کی وتی نازاریل دت خداین...
هرهانه ژاری وژدوس سواین
اردوس بزونی مه حالم چوینه..
چوین باووه مردی کل لارم شوینه.
دس ومیل ماژی وتاو منیشی..
تابکه درمون دردم ژ ریشی....
#مرضیه_زندی | 2 292 |
| 11 | تو کِه هَر دَم وِه دمون یای سِتین وا ویروم
نَکُنِه هیچ نَبوهی یَه دَمون مَندیروم!?
مو یَه بالوم وِه خدا بَردِ زَمون اِشکَندِه
هَر چی یَه بالِه زَنوم فِر هَنیَم وِت دیروم
مَهِ شَوگارِ مُو پَه سیچِه نیاهی وِه شَوام
سیچِه چی قافِله وا فَر نَزَنی سَرِ چیروم!?
تا وِه کَی هَی کِلِ بَردانِه بِدوم مو دِمِ بَرد
سیچِه وا دیریِ تو زِندِ یوم و نِیمیروم!?
گُوشِ مُو پر وِه صِداتِه ، تو اَذونِ دِلومی
دی وِه هَر چی که صِدا دادِه خدا دل سِیروم!
اَی بِگی مینِ دِلت چَندِ تُکی اَو نِیدوم
جورِ کَوگی کِه گَلِس کُشتِنِه تِینا میروم
وِه خداوندی خُس،چَندِ خدامون اِخومِت
هَر کَسی گُهد بَدِت،عاقِوَتِس شُمشیروم!
چنو خو کِردِه خُدایی،کِه دِلِت بُردِ دلوم
((تو کِه هَر دَم وِ دَمون یای سِتین وا ویروم))
#مهدی_احمدی | 1 621 |
| 12 | سرم جوش ایزنه قل دارم امشو
یه دنیا درد وه ری مل دارم امشو
نزن دَس وه دلم زهمم اِچومه
گلی ایرِجِ مین دل دارم امشو
#سجاد_کیانی | 1 415 |
| 13 | تیه کالم (غزل لری)
جِگَروم خینه ؛ وُ از هَر دو تیَهم ایتِکِه خین
تیَه کالُم تیهلِ کالِته پُر کن و بِوین
تیهَلوم ؛ سِی تیَهلوم کُن که و داغِت خینن
دو تیهم سوهرِه به اَندازه یِ خورشید پسین
تیهلوم؛ مِثلَه خُم او دَم که کَمینُم سرِ رَه ت
غِصَه سر رَهمِه و مِی تورَه نشَهسِه و کَمین
آخِرِش جانگروهتم ؛ دِلوم افتا مِنِ تَش
دِلِمَم جا نَگرو هر چه که گفتم دَ بشین
تو نَبینُم که سرِ پایَم وُ هِی ایخَندوم
توویِ رومِهسِه اییَم غیره وم اِیسایه سِتین
گَرهِ بغض مِنه ؛ هر گرهِ پَل مییَلِت
ایره سر بُرگلِ مو ، هرچه وَ دامن تنِه ؛ چین
وَ کلویی یِه مو کر یا وَ ملوسی تو دُ وَر
تا قیومت به خدا خلق نیابو و زمین
تو ختم مثله خداتی ؛ که چِقَر ناله زدوم
جفتتو هیچ نَیومِین و دادم برسین
#احمدرضا_فضیلت_منش
#ترجمه
1 جگرم خونه و از هر دوچشمم خون میچکه؛چشم قهوه ای من، چشم های کال(قهوه ای روشن)ت رو باز کن و ببین
2 ای مثل چشمام عزیز؛ به چشمهام نگاه کن که از داغت خونن...هر دوچشمم اندازه خورشید غروب قرمزن
3 ای مثل چشمام عزیز ؛مثل وقتایی که خودم سر راهت کمینم ؛غصه سر راهم نشسته و مثل توره(سگ گرگ) به کمینمه
4 آخرش بیخیال نشدم و دلم افتاد تو آتیش دلم هم بیخیال نشد هرچه بهش گفتم بس کن
5 تو منو اینجوری نبین که سرپام و دارم میخندم ...خونه ی خراب شده ای یم که یه ستون ازم مونده
6 گره های بغض منن گره های موی بافته شده ی تو و هرچقدر دامن تو چین داره میاد رو ابروهای من
7 به دیوونگی من پسری و به زیبایی تو دختری... به خدا تا قیامت روی زمین خلق نمیشه
8 تو خودتم مثل خداتی که اون همه من ناله کردم... جفتتون نیومدین به فریادم برسین | 1 478 |
| 14 | #لکی
چیمم وَ ژیر ِ چیما مکه سیلت
دلم ها لا تونا میلم وَ میلت
دت لک سوزسیلی کین گرین تا
دنا تا بیستوین هم مانه سیلت
....
#بختياری
تیم وه زیرِ تی هی کنه کلیت
دلم دیندا تونه میلم وه ملیت
چنو چی سوزسیری تو، مو که هیچ
دنا تا بیستون یاین وه سیلت
#سجاد_کیانی | 1 758 |
| 15 | ✅دوبیتی لکی
رنگینی وینه سیف ِ سور ِ گَل دار
دله موری وَ آسونی تو ای یار
ولاتم داسَه ژیر ِ پا سراسر
نِئیمَه چوی تو شیرینی نمکدار
#رحمان_مریدی_بیرانوند | 1 752 |
| 16 | بریز ریم توفِ اَو گَل می شلالت
بغل کو جورِ کوگ یام زیرِ بالت
همش هی میخک و مهلَو بِون نا
که هر شو مینه خَو هِم مین کشالت
#سجاد_کیانی
#ترجمه_خانم_لورآ
"بریز رویم آبشار آب دسته موی بلندت":
یعنی آتیش دارم از موهای بلند و خرم که مانند آبشار، جاری و پرطراوت است. "بریز رویم" یا "ببار رویم "سرازیر کن بر روی من" در اینجا حس غرق شدن در زیبایی موهایت که شبیه آبشار است را به من بده.
"بغل کن مرا، تا مانند کبک بیایم و زیر بال و پر تو آرام بگیرم."
یعنی همان حس نیاز به پناهگاه، عشق و امنیت را بده( احساسا جوجه کبک به زیر بال مادرش پناه می آرد)
البته کبک در فرهنگ لریاتی بخصوص لر بزرگ بختیاری و جنوبی نماد زیبایی و ظرافت است
به همین مناسبت بختیاری ها و جنوبی ها
می گویند ترنه( زلف) را از طوقه مشکی کبک به عنوان المان زیبای طبیعت گرفتهاند
"همیشه هی میخک و مهلَو به گردنت آويزان کن":
در اینجا و در جواب دو مصرع اول اگر در خواست رد شد موها را روی من نریختی و مرا مثل کبک.... زیر بال نگرفتی
درخواست سوم
"همیشه عطر میخک و مهلَو (عطرهای خوشبو) لریاتی که زنان لر قبلا که عطر نبود ازش استفاده می کردند را به گردنت بیاویز." :
یعنی هم این که به فرهنگ لری اشاره دارد
وهم این که معشوقه را تشویق می کند
و هم این که مستقیما می گوید از بوی خوشِ ... لذت میبرد.
و هم این که به صورت کنایه، یعنی یاد و خاطره خوش و عطرآگین تو همیشه آرزو من است
و هم این که عطر مهلو همیشه به یادگار بماند.
"زیرا که هر شب در خواب، در آغوش تو هستم."
یعنی عطر مهلو داشته باش اگر در بیداری شاید نتوانم به تو برسم اما در عالم خواب و رؤیا، در آغوش تو هستم | 1 705 |
| 17 | دِ لا عِشقت هَمَش تَش دِ دِلم بی
هَمَه شُو تا سَحر غَم دِ کِلِم بی
مِه دِ حونَه دِلت بی لیز اگر بام
اَگر چی تیلِ تَری،داری بیا جام
مَحالَه کِ دِ عشقت دَس بَکشم
گَرینم کِ عیوهَ پا پَس بَکشِم...
#سیمین_دریکوند | 1 446 |
| 18 | بختياری دی وری هی جار کُن
سراینده و سرودهخوان
علی بداغی | 1 418 |
| 19 | بگو با دلبر ترسایی امشب
چه میشد گر که بی ترس آیی امشب
لبان خشک فایز را ز رحمت
به آن لعل لب تر… سایی امشب
#فایز | 1 652 |
| 20 | ولی بهترین شاعر لری که تا الان
دیدم هم با تاریخ لر آشنا باشد و هم
درد لر را بگوید و هم شعرش از نظر نظم و وزن و معنی و مفهومی باشد
چه لری و چه فارسی علی بداغی است
از نظر من با اختلاف
به هر زاده ی ذلتی «نه» بگو
به هر خواری و خفتی «نه» بگو
اگر در رگت خونِ آزادی است
به هر قیمه ی قدرتی «نه» بگو
....
آن را که دو پا در گل استحمار است
در حسرت دست بوسی و دربار است
جای عجبی نیست که در غارِ دروغ
از مشعلِ اندیشه و لُر بیزار است
......
.....
گرچه شبیه اثری جنگی است
بيشترش تیره، کمی رنگی است
در گذر از تنگه ی سردرگمی
عشق، گذرنامه ی دلتنگی است
...
اَر دِلت دیوونه ی، عاقل خوتی
#علی_بداغی | 1 581 |
