fa
Feedback
مُش ممكن!

مُش ممكن!

رفتن به کانال در Telegram

الفصيح اللي تميّز عن القصّاد*

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام مُش ممكن!

کانال مُش ممكن! (@l2cvij) در بخش زبانی عربی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 16 906 مشترک است و جایگاه 5 015 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 7 212 را در منطقه العراق دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 16 906 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 16 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 173 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -11 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 12.76% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 7.06% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 2 157 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 194 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند آن, أَحَد, إِنسَان, جِدّ, خَلق تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
الفصيح اللي تميّز عن القصّاد*

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 17 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کرده‌اند.

16 906
مشترکین
-1124 ساعت
+1227 روز
+17330 روز
آرشیو پست ها
Repost from ما أعرفني!
عزاي إني على قيد الأمل لو السنين تميل مثل شمسٍ تعداها المغيب .. وتنتظر بكره

photo content

photo content

photo content

‏راح تدري إنك ناضج "عاطفيًا" إذا كان وجود الشخص بالنسبة لك جميل، لكن غيابة غير مؤذي

بـ أعتقادي أن الشخص الذي لا يحزن لايمُلك قلب*

Repost from مُش ممكن!
‏« أتذكرك كـ فكرة حنونه في وسط يوم قاسي »

‏صباح الخير، والصبحّ يسرق من نور وجهك شروقه*
‏صباح الخير، والصبحّ يسرق من نور وجهك شروقه*

_

من مراحل الحياة مرحلة تسمى الصدّ عن الرغبات يصلّ لها المرء عندما يتنازل عن كل شيء و قيل في ذلك على كل حاجه كنت أبيها ولا الله أراد سلامي عليها من ضميرٍ سمح منها

‏«عفى الله عن ضياع العام ‏وأيام التعب والياس ‏وعن دربٍ مشيته.. ما حشّم جرَّة أقدامي»

في كل مراحل حياتي.. كنت أخاف من الوداع، ليس الوداع الذي يجعلنا نفترق، بل الوداع الذي يجعلنا ننسى من كنا.. وهل سنلتقي؟ وإن التقينا هل ستلتقي مشاعرنا مجددًا؟

Repost from مُش ممكن!
عدم الخوف من الإعتراف بالخوف، ‏هو بحد ذاته ‏عَمل شجاع*

يمكن لو تخلّينا عن أملنا بأن غدًا أجمل وعشنا مقتنعين أن اليوم أفضل من الغدّ بتتقلص ألآمنا وخيباتنا .. وأرجع أكرر ماقاله درويش؛ —إن كان لابُد من فرح فليكن خفيفًا على القلب والخاصرة، فلّا يلدغ المؤمن المتمرن من فرحٍ مرتين—

‏غايتي فالأرض معك و رغبتي وآمالي ما وراك من النعيم إلا نعيم الجنه
‏غايتي فالأرض معك و رغبتي وآمالي ما وراك من النعيم إلا نعيم الجنه

عدم الخوف من الإعتراف بالخوف، ‏هو بحد ذاته ‏عَمل شجاع*

‏هل أبدو لك كشخص ينتظر النجده من أحد؟ هل تظن بأنني سأفني عمري وأدفن وجهي بغبار الطرقات في سبيل البحث عن من يسمى سند؟وأنا الذي ربيت قلبي على احتضان نفسه بعد كل خيبة؟أنا الذي لم أسمح لأذن غير أذني بأن تعتاد صوت شكواي وفر العناء عن نفسك انا حقاً اعرف متى أكون عمود نفسي، إنني قويّه بي.

Repost from مُش ممكن!
‏« أتذكرك كـ فكرة حنونه في وسط يوم قاسي »

Repost from مُش ممكن!
رحت و خليت لي الصبح خالي ‏لا به شجر أخضر .. ولا به عصافير