kunstkammer
رفتن به کانال در Telegram
فرانسه،ژان تولی،مغازه خودکشی،نشر چشمه،چاپ یازدهم،فصل ۳۴،صفحه ۱۱۴،خط آخر.
نمایش بیشتر783
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
783
یادم هست این سوال را در بحبوحهی جنگ اوکراین و روسیه مطرح کردم؛ زمانی که هیچ ایدهای از جنگ در ایران نداشتم.
امروز زیست ما در همتنیده با همین سوال است. جنوب ایران جنگ است و ما در شمال ایران فقط اخبار آن را میخوانیم. «مرگ» دیگر آنقدر برایمان نهیب نیست و این خودش مرگ است. در خون به دنبال اعداد گشتن و به اعداد کوچک(!) اکتفا کردن خودش مرگ است.
تا به حال به جنوب ایران سفر نکردم. اما همه میدانند که جنوب زیباست. در جنوب عزیزی دارم که همچون ایران دلنگرانش هستم. نمیدانم خون را تا کجا باید تاب آورد برای فردای روشن، آیا اصلاً میتوان تاب آورد؟
783
wakin' up worthless
should've worked up the courage to kill myself
did i deserve this?
783
Repost from The Catcher in the Rye
یک جملهی زبانزد و منسوب به وودی آلن بود که میگفت: «بزرگترین اشتباه زندگیم اونجا بود که فکر کردم اگه کاری با بقیه نداشته باشم، بقیه هم کاری با من ندارن.»
در پذیرشش، شما اگه بدون هیچ حاشیهای، سر وقت، سرت رو بندازی پایین و بری سر کار -یا هرجایی- و برگردی. آزارت به کسی نرسه و با همه خوشرفتار باشی و کارت رو بهدرستی انجام بدی، همیشه یکی پیدا میشه که روزت رو خراب کنه یا برات چالش درست کنه.
دستکم توی پنج سال گذشته که سر این کارم، این رو به فراوانی دیدم.
783
در دوران باستان آدمی برای کنترل اضطراب خویش مفهومی به نام «آخرت» را پدید آورد؛ بهای خوبی و بدی که در جهان نسیبش نمیشد را، در جهانی نو جستجو میکرد. در دنیای مدرن همین مفهوم با جامهای نو تکامل پیدا کرد، «کارما»؛ بهای خوبی و بدی حتماً در همین دنیا نسیب انسانها میشود. پس به نوعی هم اضطراب خویش را کنترل میکند هم نوعی تعادل اخلاقی ایجاد میشود.
از نظر من هر دو مفهوم بازتولید اضطراب است و اصالتی ندارد.
تمام این سالها پس از هر قتلعام به «پیکر» اهانت کردند. برای تحویل دادن «پیکر» اخاذی کردند. «پیکر» را غارت کردند. همانها این روزها دارند کسی را در شهر میگردانند که نبوغی بی نقص در خشونت داشت، به گونهای که کسی فکرش را هم نمیکرد امروز «پیکر»ی هم برای سپردن به خاک نداشته باشد.
این بهای زخم ما نیست. بهای زخم را چه کسی میسنجد و آن را پرداخت میکند؟ آیا زخم شفا مییابد؟ این بهای زخم ما نیست؛ خونیست که میخروشد و بر ویرانه میرقصد.
