D A R A | Curated Store
رفتن به کانال در Telegram
محصولات گزینششده، نه انبوه. بررسی کیفیت قبل از عرضه. پرداخت پس از تحویل. سفارش از سایت ↓ | واتساپ Dara24.com 🇦🇫🇩🇪 Instagram: instagram.com/dara24com
نمایش بیشتر2 358
مشترکین
-524 ساعت
-187 روز
-5530 روز
آرشیو پست ها
وارخطایی پاکستان: علت چیست؟
از سفرهای اخیر مقامات ملکی و نظامی پاکستان به واشنگتن و ملاقاتهای پشتِ درهای بسته تا همزمانی آن با «ماستمالی»های علنی در ستیجهای بینالمللی میان مقامات آمریکایی و پاکستانی، روشن میشود که اسلامآباد بار دیگر در تلاش است پروژهٔ «ناامنسازی مهندسیشدهٔ افغانستان» را احیا کند؛ پروژهای که قرار است همچون گذشته بهعنوان تختهخیز برای صدور ناامنیها به آسیای میانه و مرزهای شرقی ایران عمل کند.
اما آنچه این بار معادله را متفاوت میسازد، درک تازه و هماهنگشدهٔ منطقه از نقش و نیت پاکستان است. برخلاف سالهای گذشته، امروز نه آسیای میانه در خلأ امنیتی قرار دارد، نه ایران، چین، هند و روسیه از وضعیت افغانستان و منطقه غافلاند، و نه این کشور ها به آسانی اجازه میدهند افغانستان دوباره میدان بازی استخباراتی پاکستان و متحدانش شود.
منابع آگاه امنیتی منطقهای از تحرکات غیرعادی در مناطق مستونگ بلوچستان، ملاکند باجور و وزیرستان ها خبر میدهند؛ مناطقی که گفته میشود محل استقرار و آموزش واحدهای وابسته به شاخهٔ داعش خراسان شدهاند. طرح اسلامآباد ظاهراً بر استفاده از این شبکهها بهعنوان ابزار فشار بر طالبان و در عین حال بهعنوان «برگ معامله» با واشنگتن و حتی با بازیگران منطقه است؛ یعنی: ایجاد تهدید و سپس پیشنهاد مهار آن.
اما بهنظر میرسد اینبار منطقه پیشدستی کرده است. شواهدی وجود دارد که برخی بازیگران منطقهای از جمله ایران، هند و روسیه در پی آناند که در صورت عملیاتیشدن این مراکز، دامنهٔ درگیری را از نواحی خط دیورند به داخل خاک پاکستان منتقل کنند. منابع مستقل حتی از امکان تجهیز رژیم طالبان با پهپادهای بدونمارک سخن میگویند که هدف آن جلوگیری از گسترش «پروژهٔ ناامنیِ اجارهای» است.
در همین حال، فعالشدن دوبارهٔ هند در پروندهٔ افغانستان، تماسهای استخباراتی پیدرپی دهلی با کابل، و سفرهای محرمانهٔ هیأتهای امنیتی چین به افغانستان که آخرین آن روز پنجشنبه گذشته به تاریخ ۲۳ اکتوبر سال جاری بود، نشاندهندهٔ افزایش نگرانی قدرتهای آسیایی از نیت واقعی پاکستان است. شتاب روسیه در نزدیکشدن به طالبان نیز احتمالاً ناشی از اطلاعات و درکِ پیشینِ این کشور از طرحهای ناامنسازی منطقه توسط پاکستان و متحدانش است. چین، بهویژه پس سرمایه گذاری هنگفت و بعد از آن حملات مکرر بر اتباع و پروژههایش در پاکستان، و معاملات پنهانی شان با امریکا به این نتیجه رسیده که اسلامآباد دیگر شریکِ قابلاعتماد نیست، بلکه منبعی مزمن از بیثباتی است.
از سوی دیگر، وضعیت داخلی پاکستان نیز برای اجرای چنین پروژهای مساعد نیست: بحران اقتصادی، فرار سرمایه، فروپاشیِ مشروعیت سیاسی، شکاف میان نهادهای نظامی و ملکی و افزایش حملات تحریکی طالبان پاکستان (TTP) و دیگر گروهها که وارد ائتلافِ نانوشته علیه حکومت شدهاند، همگی نشانههاییاند که این کشور بیش از هر زمان دیگر درگیر ضعف فرسایش درونی است. در چنین وضعیتی، بازی با کارتِ ناامنی افغانستان و تبدیل کردن آن به تختهخیزی برای بیثباتسازیِ منطقه، ممکن است آخرین برگ؛ اما خطرناکترین؛ برای خود پاکستان باشد.
به بیان دیگر، پاکستان اینبار در باتلاقی فرو خواهد رفت که خود آن را خلق کرده است. سالها بازی دوگانه با واشنگتن، استفاده ابزاری از گروههای نیابتی، و صادرات بحران به دیگران، اکنون دامنِ خود این کشور را گرفته است. فرو رفتن در این باتلاق نهتنها زمینهٔ بیثباتی داخلی را تشدید کرده، بلکه به بازیگران منطقهای و جهانی این فرصت را داده تا از سردرگمیِ اسلامآباد به نفع خود بهره ببرند.
احتمال آن نیز وجود دارد که با افزایش حملات تروریستی و گسترش تنشها، بحث دربارهٔ امنیت سلاحهای هستهای پاکستان بار دیگر در دستور کار محافل بینالمللی، از جمله شورای امنیت سازمان ملل، قرار گیرد؛ بهویژه پس از پایان پروندهٔ هستهای ایران، ممکن است توجه قدرتهای جهانی به سمت خطرِ سلاحهای هستهای در دست حکومتی متزلزل و غیر مصون بودن آن معطوف شود.
نه منطقه همان منطقهٔ دو دههٔ پیش است، و نه پاکستان همان پاکستانِ سابق. موازنهٔ جدید قدرت در آسیا دیگر بهسادگی اجازه نخواهد داد که کشوری با ابزار ترور، ایجاد پناهگاه برای گروههای نیابتی و سیاستهای دوگانه، آیندهٔ صلح و ثباتِ منطقه را به گروگان بگیرد.
اینبار اگر آتش ناامنی زبانه کشد، شعلههایش پیش از هر جای دیگر، دامنِ سازندهٔ آن را خواهد گرفت.
رحمتالله نبیل، رییس امنیت ملی دولت پیشین
@Herai_Times
دونالد ترامپ، رئيسجمهور امریکا سقف پذیرش پناهجویان برای سال مالی ۲۰۲۶ را ۷۵۰۰ نفر تعیین کرده است.
این رقم پایینترین سقف پذیرش پناهجویان تاکنون در ایالات متحده خوانده شده است.
برپایه سندی که کاخ سفید منتشر کرده، اداره ترامپ همچنین اولویت پذیرش پناهجویان را عمدتا بر مهاجران سفیدپوست افریقای جنوبی از اقلیت قومی افریکانر متمرکز خواهد کرد.
@Herai_Times
شکست سنگین اخلاقی و ورزشی تیم ملی زیر ۱۷ سال ایران در برابر قهرمان مسابقات فوتسال آسیایی؛ افغانستان!
@Herai_Times
حالا بازی تغییر کرده است. طالبان ویدیوهایی از افرادی را منتشر میکنند که گویا مهاجمان انتحاری هستند و در اردوگاههای نظامی پاکستان علیه آنها آموزش دیدهاند؛ همان اردوگاههایی که زمانی خودِ طالبان در آن آموزش میدیدند. همان اردوگاههای که دولت افغانستان اسناد بیشمارش را به جهان نشان داده بود.
پاکستان از افغانستان یک باتلاق ساخت و در این باتلاق مارهای دو سر پرورش داد. اکنون خود در «عمق استراتژیک» خویش با مارهای دوسرش گیرمانده است.
سمیع مهدی
@Herai_Times
در مقطع بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ پاکستان ناسیونالیسم پشتون را هم علیه حکومت وقت افغانستان استفاده کرد. موقف پاکستان در آن وقت این بود که در حکومت حامد کرزی سهم تاجیکها بیشتر از پشتونها است. امروز اما شرایط به گونهای شده است که طالب هم دین و هم ناسیونالیسم پشتون را علیه پاکستان استفاده میکند و پاکستان تقریبا بدون برگه مانده است.
مشکل دیگر این است که شکافهای سیاسی در پاکستان به دلیل داشتن یک دمکراسی پارلمانی نیمبند و دخالت ارتش در سیاست بسیار زیاد است. مثلا حزب عمرانخان روایت ارتش در مورد شورشگری در غرب را قبول ندارد و از این شکاف طالب بهرهبرداری کرده میتواند. درگیری ایالت پنجاب با جنبش بریلویهای تحریک لبیک هم فرصت دیگر بهرهبرداری برای طالب است. اما به دلیل ماهیت بستهی رژیم طالب که مبنای آن را اصل اطاعت از شخص اول تشکیل میدهد٬ پاکستان فرصت بهرهبرداری از شکافهای طالبان را ندارد. تسلط نظامی کامل طالبها بر قلمرو افغانستان هم این فرصت را از پاکستان گرفته است تا جبههی مخالف آنان را حمایت کند. پاکستان در موقفی هم نیست که با جلب حمایت قدرتهای بزرگ به تغییر رژیم در افغانستان اقدام کند.
در حال حاضر در تیوری وجود یک جبههی نظامی مخالف طالب در شمال به سود پاکستان است. چنین جبههای اگر وجود داشته باشد٬ مصروفیت نظامی جدی برای طالب خلق میکند و توان حمایت از شورشگری در پاکستان را از آنان میگیرد. وجود جبههی مقاومت ضد طالب در دور اول حاکمیت این گروه٬ هم مصروفیت بزرگ نظامی برای این گروه بود و هم این گروه را وابسته به پاکستان نگه داشته بود. ولی در شرایط کنونی اگر پاکستان بخواهد یک جبههی نظامی ضد طالب را در شمال حمایت کند٬ محتاج همکاری کشورهای آسیای میانه و روسیه است. ولی روسیه طالب را به رسمیت شناخته است و از چنین چیزی حمایت نمیکند. این واقعیتها نشان میدهد که شورشگری دینی-طالبی در مرزهای غربی پاکستان دوام میکند و بعید نیست که در آینده به یک زخم ناسور برای این کشور بدل شود. به همین دلیل است که هند به طور بسیار آشکار وارد ماجرا شده است و از این به اصطلاح چانس طلایی بهره میبرد. قدیمیها میگفتند: «خود کرده را نه درد است نه درمان.»
فردوس کاووش
@Herat_Times
پاکستان با طالب چه خواهد کرد؟
به نظر میرسد که گفتوگوهای طالب و پاکستان برای حل مشکل بین دو طرف به نتیجهای که مطلوب هر دو جانب باشد٬ نزدیک نشده است. احتمال آن وجود دارد که به وساطت میانجیها دو طرف اعلامیهی مشترک منتشر کنند و به دوام مذاکره در یک فرصت دیگر تعهد دهند. این احتمال هم بعید نیست که دو طرف موافقتنامهای امضا کنند که هر کدام تفسیر خود را از آن داشته باشد و در مرحلهی تطبیقی به مشکل مواجه شود. امکان تعهد شفاهی دو طرف به دوام مذاکره در آینده نیز وجود دارد٬ احتمال ختم مذاکره بدون نشر اعلامیهی مشترک هم بعید نیست. ولی ختم مذاکره به هر نوعی که باشد مشکل پاکستان با طالب را به طور ریشهای حل نمیکند.
دو طرف در جریان مذاکره٬ به گونهای جنگ رسانهای خود را سازماندهی و اجرا کردند که نشان میداد مواضع دو طرف بسیار زیاد از هم فاصله دارد. در آخرین مورد خواجه آصف یکی از مذاکرهکنندهگان پاکستانی بسیار واضح در مصاحبهای گفت که تصمیمگیران طالب در کابل و قندهار به مشورهی دهلینو عمل میکنند. این زبانی است که پاکستان در زمان صدارت داوودخان و دورهی حضور امریکا در افغانستان به کار میبرد. طالب هم پاکستان را به طور غیر رسمی متهم کرد که با یک کشور ثالث برای عبور و مرور درونهای جاسوس-کشفی در فضای افغانستان قرارداد بسته است. این زبان را پیش از این حزب دمکراتیک خلق در مورد پاکستان استفاده کرده بود. در جریان مذاکره دو طرف همدیگر را تهدید نظامی هم کردند. چنین مینماید که دو طرف از ضعفهای همدیگر آگاه هستند و میخواهند بهرهبرداری کنند.
تردیدی نیست که پاکستان ارتش متعارف نیرومند با نیروی هوایی پیشرفته و مجهز در اختیار دارد و قادر به بمباردمان نقطهای و حتا فرشی مواضع طالبان است٬ ولی واقعیت این است که با بمباردمان طالبها٬ مشکل پاکستان حل نمیشود. طالب نیروی غیر متعارف انتحاری (بمبهای انسانی) فراوان دارد و میتواند آن را علیه پاکستان به کار بگیرد. افزایش حملههای انتحاری در شهرهای پاکستان در صورت تشدید تقابل نظامی٬ هزینههای انسانی٬ اقتصادی و حیثیتی سنگین بر پاکستان اعمال خواهد کرد. فشار اقتصادی و تجاری شدید پاکستان٬ طالب را وادار به تغییر پالیسی نمیکند ولی هزینهی آن را عوام فقیر افغانستان خواهند پرداخت. پاکستان ظرفیت اعمال فشار روانی و سیاسی را نیز بر طالب دارد ولی این فشارها در هر حدی که اعمال شود رابطهی ارگانیک و فکری تحریک طالبان پاکستان و تحریک طالبان افغانستان را از بین برده نمیتواند.
واقعیت مساله این است که بیشتر اجزای قدرت ملی پاکستان از جمله ارتش قدرتمند٬ توان هستهای و نیروی هوایی فوق پیشرفته٬ برای مقابله و دفاع از پاکستان در برابر هند به درد میخورد. این تواناییها سبب شده است که تجربهی سال ۱۹۷۱ بار دیگر تکرار نشود. در جنگ کوتاهمدت هوایی و موشکی اخیر هم که پس از حملهی پهلگام به وقوع پیوست٬ پاکستان نشان داد که توان دفاع از خود و وارد کردن ضربههای متقابل به هند را دارد. اما سمت غرب پاکستان بیشتر میدان جنگ نا متعارف و صحنهی رویارویی روایتها است و تواناییهای ملی پاکستان در این جبهه کمتر کاربرد دارد.
در جنگ نا متعارف عقبهی فرامرزی و حمایت اجتماعی تعیینکننده است. امروز کل افغانستان عقبهی فرامرزی تحریک طالبان پاکستان است. این گروه حمایت نسبی اقوامی مثل محسود٬ وزیر٬ زدران و شماری دیگر در دو سوی دیورند را٬ با خود دارد. رژیم حاکم بر افغانستان٬ صرف نگاه ابزاری به گروه مولوی نور ولی ندارد. این دو گروه٬ فکر٬ رهبری و پایگاه اجتماعی و زبان مشترک دارند. مولوی نور ولی و مولوی هبتالله یا مولوی متقی از هم چه فرق دارند؟ در دورههای گذشته مثلا در دوران شاهی٬ خاندان حکمران کابل از دید فکری٬ فرهنگی٬ زبانی و حتا سلیقهای٬ با کسانی مثل فقیر ایپی هیچ سنخیتی نداشت. آنان نگاه ابزاری به همدیگر داشتند. به همین دلیل هم بود که از حمایت او دست کشیدند و خودش اعلام کرد که کابل به او از پشت خنجر زد. امروز قصه ۱۸۰ درجه متفاوت است. در چنین محیطی یک ارتش مدرن و متعارف مثل ارتش پاکستان موفقیت کمتری حاصل میکند.
وضعیت در حال حاضر به گونهای است که در جنگ روایتها هم پاکستان برخلاف گذشته دست بسیار بالا ندارد. در گذشته کابل ناسیونالیسم پشتون و داعیهی رد رسمیت دیورند را علیه پاکستان استفاده میکرد. پاکستان هم به عنوان یک ایده و هم به عنوان یک ساختار نظامی-امنیتی٬ در برابر ناسیونالیسم قومی حساس است و ترامای شکست در بنگلهدیش این حساسیت را جدی ساخته است. به همین دلیل استفادهی کابل از ناسیونالیسم پشتون و داعیهی رد رسمیت دیورند در حکم زرق اضطراب در بدنهی پاکستان بود. پاکستان اما در گذشته در موقفی بود که دین را بسیار ماهرانه علیه رژیمهای حاکم بر کابل استفاده میکرد و در این کار بسیار موفق بود.
این روزها دهها شکایت از مردم هرات بابت دزدیهای مسلحانه به ما میرسد.
مردم میگویند که ناتوانی طالبان در تامین امنیت، فقر و نبود شغل از دلایل اصلی دزدیهای مسلحانه در هرات است.
@Herai_Times
رسانههای پاکستانی گزارش دادند که مرز پاکستان و افغانستان احتمالا ظرف ۲۴ تا ۴۸ ساعت آینده بازگشایی خواهد شد.
منابع آگاه به «جیونیوز» گفتهاند که مقامهای طالبان و پاکستان توافق کردهاند در صورت عدم بروز اختلاف دیگر، مرز را بازگشایی کنند.
گذرگاههای مرزی افغانستان و پاکستان در ۱۲ اکتبر، پس از حملهی طالبان به پستهای مرزی نظامیان پاکستانی، از سوی پاکستان بسته شد.
@Herai_Times
هفت سرباز پاکستانی در حملهی انتحاری بر یک پاسگاه در وزیرستان شمالی در نزدیکی مرز افغانستان کشته و ۱۳ سرباز دیگر زخمی شدند.
رویترز به نقل از منابع امنیتی پاکستان گزارش داده است که یک مهاجم پیش از چاشت امروز موتر مملو از مواد انفجاری را به دیوار یک پاسگاه در وزیرستان شمالی کوبید و دو مهاجم دیگر تلاش کردند که وارد این پاسگاه شوند.
بر اساس گزارش این رسانه، این دو مهاجم از سوی نیروهای امنیتی پاکستان کشته شدند.
@Herai_Times
توضیح به زبان ساده!
پاکستان دهها مرتبه از طالبان خواست که سران تیتیپی را به اینکشور تحویل دهد. طالبان اما چون با تیتیپی تعلقات قومی و فکری دارد، حاضر به معامله نشد. در پاسخ؛ پای پاکستان تا قلب کابل کشیده شد. پاکستان اگر قبلا غیر محسوس تا قندهار و کابل نفوذ و قدرت داشت؛ حالا به لطف طالب تروریست؛ مستقیما به کابل و قندهار حمله میکند و بمب میریزد.
چرا؟
چون طالب حاضر نیست تیتیپی را تحویل دهد. تیتیپی را کی ساخته؟ آی اس آی پاکستان!
چرا طالب از تیتیپی حمایت میکند؟ چون طالب رویای ساخت پشتونستان بزرگ را در سر دارد.
همین! جنگ فعلی بین اسلامآباد و کابل نیست. جنگ بین پاکستان و طالبان است.
@Herai_Times
