518
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
دیدگاه رها رو نسبت به زندگی ببینید؛ چقدر عاشقانه، امیدوار و سبز زندگی کرده.. 😔
#رها_بهلولی_پور 🕊️
Repost from Unskippable
+1
کیمیا داوودی و تارا داوودی که در ۲۴ دی ماه دستگیر شده بودند جونشون در خطر جدی اعدام هست، صدای این دو عزیز باشید.
#کیمیا_داوودی #تارا_داوودی
Kimiya Davoudi was arrested on January 14 after security agents raided her home. She has reportedly been sentenced to death. Every person deserves a fair trial, transparency, and due process under international law.
#Kimiya_Davoudi
Reports indicate that Kimiya Davoudi is facing execution following legal proceedings that raise serious concerns. Capital punishment demands the highest standards of justice and accountability.
#Kimiya_Davoudi
ریپست | ریپستRepost from That guy over there!
هیتلر توی روزهای آخر جنگ جهانی دوم، وقتی برلین عملاً سقوط کرده بود، توی یه پناهگاه زیرزمینی به زندگی خودش پایان داد. موسولینی وقتی فهمید بازی تمومه، موقع فرار دستگیر شد توسط پارتیزانهای ایتالیایی تیرباران شد و جسدش در میلان به نمایش گذاشته شد. استالین نه با کودتا و گلوله، بلکه با یه سکته و در فضایی از ترس و بیاعتمادی بین اطرافیانش از دنیا رفت. قذافی بعد از سالها حکومت، توی آشوب جنگ داخلی دستگیر شد و پایانش به شکلی خشن رقم خورد. صدام حسین بعد از محاکمه اعدام شد. چائوشسکو هم بعد از یه محاکمه کوتاه و انقلاب مردمی، خیلی سریع سقوط کرد.
سالها قدرت مطلق، شنیدن فقط صدای چاپلوسها، دور شدن از واقعیت و مردم. وقتی آدم خودش رو بالاتر از همه بدونه، کمکم از حقیقت جدا میشه. و وقتی حقیقت برگرده، معمولاً بیرحم برمیگرده!
پای همه گلدستهها دوباره اعدام صدا دوباره مرگ گل سرخ دوبارهها دوبارهها حریق سبز جنگلها بدست کبریت جنون از کاشیهای آبیمون سرزده فواره خون.چیزی که این آهنگ رو از آهنگهای مشابه دیگه متمایز میکنه اینه که آهنگ، سوگوار هست، ولی ناامید نه، مثل ما. ❤️ 😘😘😘
ای پادشاه خوبان
داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد
وقت است که باز آیی ! 🤍👑
ای جنگجو، گیسوی مادر به فدای تو
دست از انتقام ما نکش
در دست خونخواران، ای جنگجو
گرگ به برهها زده است
لوله تفنگ رو به سمت سینهاش بگیر.
شروانو = جنگجو
به جان پسران مو بور و سر مستت آوازخوانهای تفنگ به دستت به جان دخترای سبزهی رنگینت رقصندگان غلتیده در خونت زخمهای جانم سر باز کردن بمانند غارها دهان باز کردن دور تا دورمان کوههای کهنسال سبز و بالابلند، دست در دست هم آمادهان برای رقصیدن دستمال چرخاندن و گردو خاک کردن یک پا به جلو دو پا به عقب گردو خاکشون بلند شه در هوا نمیدانم چرا به هم دچاریم خاپورهکریل پای کوه کل اناریم اگر خسروپرویز باشم و جام در دستم باشد روحم در ایلام پرسه میزند۱۸ و ۱۹ دی ۸ شب.
