همسنگران
رفتن به کانال در Telegram
موسسه فرهنگي و هنري همسنگران مدير مسئول : عبدالله اكبري سيوشاني لينگ كانال يوتيوب : http://Youtube.com/@abdullah_akbari Admin: @akbari_abdullah
نمایش بیشتر750
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
750
داستان مردي كه از شعله هاي آتش بيرون آمد.
به مناسبت سالروز شهادت بزرگ مرد قهرمان ، شهيد مجاهد نستوه خليل الرحمن حقاني
با صداي زيبا و گوشنواز برادر مجاهد محمد منصور غزنوي حفظه الله
750
راهِِ روشن
عبدالله اكبري
پا به خاکِ میهنِ خود، دل به سوی آسمان
میسراییم از دلِ پاک، نغمهی ایمان و جان
حبِّ این خاکِ عزیزم ، شعله در جانها نهاد
خونِ پاکِ آن شهيدان ، راهِ فردا را گشاد
هر که را این خاک مأوا، حب آن را بر دل است
راهِ حق، راهِ یقین و روشني در منزل است
مادران با چشمهی اشک، گفته اند: ای نورِ ما
در مسیرِ حق بمانيد ، حق بماند با شما
هر شهیدی شد چراغی، بر سرِ این راهِ دور
قطره هاي خون شان ، روشن تر از مصباحِ نور
ملتِ ما دست در دست، یکصدا و هم قدم
در پناهِ لطفِ يزدان ، سر فراز و محترم
ترس از این ره نیست هرگز، نه شکستی در عمل
عشقِ ما پیروزی آرد، تا ابد، تا به ازَل
در دلِ ما لالهزار است، از نفسهای شهید
هر گهر از خونِ او شد، سرنوشتساز و امید
راهِ ما از هم جدا نيست، راهِ مهر و همدلیست
هر که در دل نور باشد، در سپاهِ حق ولیست
پا به خاکِ میهنِ خود، دل به یاریِ خدا
تا جهان اين را بداند ، زندهایم امروز ما 🌿
بامداد ١٢/٦/١٤٤٧
750
اطلاعیه کمیسون نظم و توسعه شهری ولايت هرات
تاریخ : ۱۴۴۷/۰۶/۱۱
طرح (مدیریت نظم شهری) توسط کمیسون نظم و توسعه شهری ولایت هرات تصویب شد
به منظور جلو گیری از بی نظمی ، ازدحام ، حوادث ترافیکی و مدیریت بهتر نظم شهر هرات ، طرح ۱۵ ماده ای مدیریت نظم شهری ، روز ٢ شنبه با موافقت ادارات ذیربط و تائید مقام محترم ولایت در جلسه مورخ : ۱۴۴۷/۰۶/۱۰ هـ ق (کمیسون نظم و توسعه شهری) تصویب شد.
کمیته اجرائی این طرح ، امروز (٣ شنبه) مورخ : ۱۴۴۷/۰۶/۱۱ هـ ق طی جلسه ای در ریاست حکومت داری شاروالی هرات ، بعد از برنامه ریزی و تقسیم وظایف ادارات ، مصمم است سر از فردا (پنج شنبه) طرح متذکره را به مرحله اجراء در آورد.
موارد اجرائی مصوبه عبارتند از :
1. محدودیت ورود و گشت و گزار همه ریکشاهای مسافر بری و سه چرخه های بار بری از چوک مستوفیت ، در مسیر خواجه علی موفق ، چوک فرهنگ و گلها الی فلكه خواجه کله.
2. ممنوعیت و محدودیت تدریجی ورود و گشت و گزار ریکشاهای مسافر بری بدون جواز سیر و جواز رانندگی (لیسانس) در مرکز شهر.
3. یک طرفه نمودن بعضی جاده های باریک و پر رفته و آمد (از جمله جاده باغ اسلامی از چوک فرهنگی الی چهارراهی اول) در محور های پر ازدحام شهر
4. جمع آوری بساط ها و گاری های فروشنده از پیاده روها ، سرک ها و ساحات مرکزی و پر ازدحام شهر هرات و انتقال شان در مکان های مناسب.
5. حذف پارکینگ های غیر معیاری که در مکان های نا مناسب ایجاد شده و باعث ازدحام و ترافیک سنگین می شود.
6. ملزم نمودن مالکین مارکت ها (به ویژه مارکت های مرکز شهر) به ایجاد پارکینگ اختصاصی برای فروشندگان و مراجعين ، در داخل ملکیت شان.
7. انتقال نمایندگی های مسافر بری و بار بری اطرافی از داخل شهر به مکان های مناسب در حومه شهر.
8. ممنوعیت ورود وسایط بار بری سنگین و تریلی ها از داخل شهر و هدایت شان به سوی سرک حلقه ای (بای پاس).
9. انتقال تدریجی نمایندگی های شرکت های توزیع مواد غذائی و نمایندگی های فروش تولیدات شهرک صنعتی از داخل شهر (به ویژه از جاده بهزاد و جاده عیدگاه) به حومه شهر.
10. راه اندازی بس ها و مینی بس های مسافر بری از سوی ریاست ترانسپورت و یا توسط سکتور خصوصی.
11. محدودیت و حصار کشی پیاده رو های مزدحم شهر به ویژه در محدوده فلکه های بسیار مزدحم و پر رفت و آمد.
والسلام
کمیسون نظم و توسعه شهری ولایت هرات
750
خبر تخريب آرامگاه شاعر بزرگ پارسي زبان "خليل الله خليلي" داخل دانشگاه كابل ، كذب و دروغ مي باشد.
750
بلنــــــــلیک
د اطلاعاتو کلتور وزارت
د افغانستان ملي رادیو تلویزیون لوی ریاست
د ترنم د تولید ریاست
د ترنم د تولید ریاست د مجهزو او عصري سټیډیوګانو په درلودلو سره په پام کې لري چې د هیواد د ټولو ترانه ویونکو ترانې په ښه او لوړ کیفیت سره ثبت او نشر ته وسپاري .
نو بناء هغه ټول ترانه ویونکې چې په مرکز کې میشت دي کولای شي د خپلو ترانو د ثبت لپاره د تولید ترنم ریاست اسټدیو ته تشریف راوړي او د لرې پرتو سیمو ترانه ویونکي کولای شي خپلې ترانې موږ ته د بریښنالیک او یا وټساپ له لارې راواستوي .
لهذا له تاسو محترمو ترانه ویونکو ملګرو څخه په ډیر درنښت هیله کوو چې زموږ سره د خپل ژغ خواږه شریک کړئ موږ به یې په ښه کیفیت ستاسو تر مینوالو ورسوو ان شاء الله العزیز.
پته : کابل د پل باغ عمومي اسټډیوګانې د تولید ترنم ریاست .
مولوي عصمت الله جهادمل
د تولید ترنم ریاست ( رئیس )
750
ابرمردی از هرات؛ شعلهای كه خاموشی نمیپذیرد
نوشته : عبدالله اكبري
در تقويم تاريخ، روزهايی هستند كه نه با جوهر سياه، بلكه با خون سرخ شهيدان نگاشته شدهاند؛ روزهايی كه از دل تاريكی، خورشيدی برمیدمد و تا ابد بر آسمان سرزمين میتابد.
هفدهم ميزان ۱۳۸۸ هجری شمسی، چنين روزی است؛ روز پرپر شدن سردار شهيد غلام يحيی اكبری، آن ابرمرد پولادين كه در مسير ايمان، آزادگی و عدالت، جان خويش را فدای آرمان الهی نمود.
او نه تنها مرد ميدان نبرد بود، بلكه مرد ميدان ايمان بود؛ مردی كه از روز نخست، آرامش را در سكون نديد، بلكه در حركت و تلاطم معنا كرد. زندگیاش، رودخانهای خروشان بود كه از دل كوهساران هرات میگذشت و دشتهای اميد را سيراب میكرد.
او در روزگاری كه بسياری سكوت را برگزیدند، فرياد شد؛ در هنگامهای كه مردمان خسته بودند، اميد شد؛ و آنگاه كه جهان در زير چكمه دو ابرقدرت، روس و آمريكا، به زانو درآمده بود، او قامت برافراشت و گفت:
«تا من زندهام، دين خدا را تنها نخواهيد يافت.»
سردار اكبری در ميدان مبارزه، تنها يك فرمانده نبود؛ نماد يك مكتب بود. ايمانی به صلابت كوه داشت، صبری به وسعت دريا و غيرتی كه آتش به جان ظلم میزد. همچون اصحاب نبی، پاك و وفادار بود؛ همچون ايوب، شكيبا و چون خالد بن وليد، تيغ برندهای در راه حق.
او در دوران هجرت و غربت، در روزهای سخت مقاومت، هيچگاه از پای ننشست. هر قطره عرقش، بذر آگاهی بود؛ هر گامش، نشانه استقامت. در روزگاری كه دنيا را میتوانست برای خويش بخواهد، خود را برای دنيا نخواست. در اوج قدرت، عدالت را برتر دانست؛ در ميان ثروت، زهد را برگزيد؛ و در برابر جاه و مقام، سجده شكر بر زمين فروتنی نهاد.
چه اندكاند مردانی كه از جوانی تا كهنسالی، همه عمر خود را وقف آرمان الهی كنند؛ كه نه تنها مال و جان، بلكه خون فرزندان خويش را نيز بر قربانگاه ايمان ببرند. سردار اكبری، چهار جگرگوشهاش را در راه خدا فدا كرد و خم به ابرو نياورد؛ چرا كه او باور داشت:
«راه حق، بها دارد؛ و من بها را پرداختهام.»
آری، در آن روز نحس و روشنِ ميزان، سربازان استكبار جهاني، آخرين گلوله را بر پيكر سرداری زدند كه سالها آنان را در خاك خود شكست داده بود. اما آنان نمیدانستند كه گلوله، تنها تن را میكُشد، نه آرمان را.
خون پاك غلام يحيی اكبری، بر زمين نيفتاد؛ در رگهای سرزمين دويد، در دل نسلها جوشيد، و امروز نيز، از ميان خاك هرات، صدای مقاومت را به گوش جهانيان میرساند.
بناي خير و يادگارهای او هنوز پابرجاست؛ چون دژ ايمان در برابر فراموشی. و هر آن كه با خلوص قدم در اين راه نهد، رهرو همان مرد فولادين است كه از جنس آتش و ايمان ساخته شد.
سردار شهيد اكبری، تنها شهيد يك قوم و يك شهر نيست؛ او حماسهنامهی افغانستان است، نشانهای از آنكه اين سرزمين هرگز در برابر ظلم سر خم نخواهد كرد.
روحش در آسمان، جاودانه پرواز میكند، و نامش در زمين، چون ناقوس بيداری، طنينانداز است.
شانزدهمين سالروز شهادت آن سردار جاودان را به همه آزادگان جهان، به ويژه مردم قهرمان هرات و رهروان راستين راهش، تبريك و تسليت میگوييم.
خون شهيدان نمیخشكد،
تنها تبديل به رودخانهای میشود
كه نسلهای بعد را به دريا میرساند.
انا لله و انا اليه راجعون
750
(د زړونو اطمینان)
راوړی يې پوره دين دی له لوري د سبحان
قرآن، قرآن. قرآن دی او قرآن
نازل په تواتر د انبیاؤو پر سلطان
قرآن، قرآن، قرآن دی او قرآن
ترانه ویونکی: وصیف احمد غزنوي
شاعر: محمودي أنصار
750
دویدنهای بیپایان در جادههای اشتباه
هر صبح که قدم از خانه بیرون میگذارم، جهان به شکلی دیگر بر من هجوم میآورد. خیابانها نفس میکشند و شتابِ عابران، همچون سیلی بیامان بر جانم مینشیند. ماشینها با سرعتی سرسامآور میگذرند، آدمها با گامهایی شتابزده پیش میروند، و کلماتشان آنقدر زود به زود بر زبان جاری میشود که گویی فرصتِ اندیشیدن به معنا را ندارند.
روزی از خود پرسیدم: چرا این همه عجله؟ چرا این همه فرار از مکث؟ چرا حتی سلامها و لبخندها هم کوتاه و بیرمقاند؟
و اندکاندک دریافتم: این شتاب، فرزندِ عطش است. عطشِ خواستههایی بیپایان. عطشِ قدرت، جاه، شهرت، و آنچه «دیگران» برایمان معیار کردهاند. انسان در گردابِ نفس خویش میافتد و خیال میکند که هرچه سریعتر بدود، زودتر خواهد رسید. اما غافل است که مقصدی که برای آن میدود، سرابی بیش نیست.
آری، وقتی سرعت بالا میرود، چشمها کور میشوند. کسی دیگر درختی را که در گوشهی خیابان ایستاده نمیبیند. کسی پرندهای را که از شاخی به شاخی پر میکشد نمیشنود. حتی نگاهِ یکدیگر را هم نمیبینند. و این نابینایی آرامآرام تشخیص صراط مستقیم را دشوار میکند.
انسان، خسته از دویدنهای بیثمر، به مقصدی میرسد که مقصدِ او نبوده است. آنجا که خیال میکرد پایان راه است، تازه ابتدای سرگشتگی است. و اینگونه، روزها و شبها در رفت و آمدی شتابزده گم میشوند.
کاش میشد لحظهای ایستاد…
کاش میشد در میان این هیاهوی سرعت، اندکی آهستگی یافت. آهستگی برای شنیدنِ صدای خویش، برای نگاه کردن به مسیر، برای پرسیدن از خود: آیا این راه، همان راهیست که باید میرفتم؟
جهان به مکث نیاز دارد. به قدمهایی آرام، به نگاههایی ژرف، و به قلبهایی که بیاموزند میان راه و بیراهه تفاوت بگذارند.
جمعه : ٤/٧/١٤٠٤ هـ ش
