fa
Feedback
آیماه.

آیماه.

رفتن به کانال در Telegram

اینجا هیچ مخاطبی جز خودم ندارد. ″با اسم آیما کپی کنید″

نمایش بیشتر
إيران141 419دسته بندی مشخص نشده است
1 776
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
به اون فرد نمیرسید به ذهنتون میرسه که تو رابطه برید تا اون حس رو ایگنور کنید.
Anonymous voting

چطور جلوشو میگیری بهم بگو؟

به کسی که دوست دارید میدونید صددرصد نمی‌رسید، یعنی امکانش قطع شاید نود درصد نرسیدنه، آیا به این حس پر و بال میدید یا جلوشو میگیرید؟
Anonymous voting

sticker.webp0.13 KB

بعد هر بار که عکس بی صاحابشو می‌بینم:

Repost from N/a
من اگه تورو داشتم شاید آدم خوشحال تری بودم.

من مریض نیستم خودمو کم ببینم، تو کاری کردی که من خودمو کم ببینم.

تمام تنم درد میکنه هروقت بحث گشت و اعتراضات میشه با اینکه تموم دلم میخواد شرکت کنم، دلم میخواد تمام کاری که از دستم برمیاد رو هدیه کنم به وطنم و بچه هایی که رفتن ولی یهو به خودم میام می‌بینم که استرس دارم، تموم استرس و وحشت و ترسی که بهم این. یکسال تقدیم شده رو دوباره دارم تو وجودم حس میکنم، یادم میاد اگر من پشت این بچه ها برم بجنگم باید با چندنفر تو خونه هم درحال مبارزه باشم، یادم میاد که هر روز باید از ترس اینکه دوباره مادرم بگه اگر تورو بگیرند من تنها برای گرفتن جنازه ات میام و شاید برای اون هم نیام سر میکنم، من باید پشت مردمم باشم ولی استرس و وحشت تمام من رو گرفته، بازهم عین قبل صدای فریادهای مامورا، کتک خوردنا، استرس دوستام از اینکه بلایی سرم نیاد یادم میاد، من میترسم واقعا جایی نیست بهمون پناه بدن؟ عرزشی میگه حقشونه ولی ما فقط تو رنج بیست تا سی سالیم اکثرمون چجوری حقمونه؟ من دنبال پناهم، جایی نیست؟

کاش رو قلبت بمونه اثرم.

عدد مقدس ممبرای چنل>>

وقتی این راه رو شروع کردیم میدونستیم قراره خیلیهارو از دست بدیم، قرار بر اینکه کلی این راه طولانی باشه ولی بعد از گذشت یکسال همه جا زدیم، همه نفس کم آوردیم. خیلیها کتاب میخونن، سرکار میرن، پیش تراپیست میرن برای اینکه آینده بهتری رو برای فرزندان و همسرشون فراهم کنند عزیزم رهایی اصلی تو همراهی کردن برای رفتن اینهاست با پونصد نفر آدم نمیشه انقلاب کرد باید دستت رو بدی به دست بغلی تا این دست صدا داشته باشه وگرنه یک دست صدا نداره.

امروز همسر مادرم برگشت گفت که هرچیزی تو این کشور داره ارائه میشه تمامش داره به ضرر مردم میشه حتی اگر حرف امروزشون به سود ایران باشه داشت میگفت از همین مربای تک نفره بگیر که کامل نیست چه قولهایی که سیاستمدار میزده و الان حتی یادش نمیاد که کجا بوده و کجا رسیده همینطور که حرف میزد برگشت گفت این مردم حقشونه هیشکی اعتراض نمیکنه بهش گفتم هرکسی اعتراض کنه صداش رو میبرن! برگشت تایید کرد ولی همین آدم موقع اعتراضات حتی الان مخالف بوده و سمت اونایی که معترض بودن نبوده میدونی یسریا تا دامنشون آتیش نگیره تکون نمیخورن، این دید گرونی رو ولی تا دسته فرو نشه بهشون به خودشون نمیاد چه بسا خیلیهاشون اینارو میبینن ولی عقایدشون جلوی منطقشون رو گرفته، منطق رو قربانی عقاید پوچ و کورکورانه اشون کردند. این شعر بالاهم از موسسه گاج بوده که برای سوالاتشون بوده و حالا بسته شده. مصاحبه اشون رو که می‌بینی با ترس و لرز نامه نگاری کردند که آره این موسسه باید بسته بشه و حتی به صدا و سیما گفتند تبلیغشون رو کردن جریمه داره. دوستان این سیاستمدارای کثیف از یک حرف از رهایی و آزادی هم میترسند ولی تو چقدر حاضری به خودت تکون بدی که این ترس خراب و پودر شدن حکومتشون واقعی بشه؟

در سایه استبداد پژمرده شد آزادی این گلبن نورس را بی‌ریشه نباید کرد با داس و چکش کن محو، این خسروی ایوان را چون کوهکنی هر روز با تیشه نباید کرد.

شبت بخیر، غمی که دائم ما را خاموش میکنی.

Conan Gray - Memories.mp39.65 MB

در صددم نامه‌ای برايش پست كنم. پاكت را باز كند، تای كاغذ را هم. و ببيند که تنها نوشته شده: "حالا با چشمانت زل زدی به من"

نمیدانم باید برایت بنویسم یا نه؟تا به حال یک نویسنده نامعلوم والحال دلبسته ات شده؟حتی نمیدانم در قلبت چه کسی خانه کرده یا می‌کند،از کوچ درختان میوه عشق هم بیخبرم که بذری در خانه جا گذاشته اند یا نه اما این روزها عجیب دلم میخواد بی پروا عاشقی کنم،نمیگویم عاشقم اما دستانم بعد از دیدنت یخ میزند،قلبم به یک باره نمیزند و باردیگر شتابان تر از قبلش به حرکت میآید گویا هیچکدام وقت تورا ندیده،در تلاطم روزگار که به سختی میگذرد دوری و دلتنگی مرا از پای درمی‌آورد،چه میشود در انتها؟میآیی یا راه نیامده رو برمیگردی؟

اسکل چشمش با من داره میچرخه بعد ادعا میکنن که ایمان و عمل صالح