آیماه.
رفتن به کانال در Telegram
اینجا هیچ مخاطبی جز خودم ندارد. ″با اسم آیما کپی کنید″
نمایش بیشترإيران141 419دسته بندی مشخص نشده است
1 776
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
1 776
از یک جایی به بعد طوفان مه آلود در چشمان من و در مغز من هویدا میکرد تمام مشکلاتم رو اما اونی که با تصمیم خود خواسته به وسط دریای مشکل اومد تا با یکی هم آغوش بشه و بهش بگن اسطوره من بودم.
به سودای قوی بودن و توهم قهرمان بودن به رینگ بوکسی رفتم که هیچ مبارزی بدون آمادگی به اون پا نزاشته بود و به هوای برنده شدن تلاشی کردم که چندین سال از گردن و کتف و بال و یالم درد میچکید، همون اواسط درد آغوشی برای پناه گشوده میشد اما دردها شبیه یادگاریهای قدیمی پدربزرگ و مادربزرگ در گوشه ای از این بدن چسبیده بودن به تنی که بهشون گفته میشد وطن.
از این رینگ دردهای من، قهرمان های زیادی به مقصد رسیدند اما بدون تماشاگری که فقط اونهارو تشویق کنه و سینه سپر کنه بگه اون برای من داره میجنگه، وسط ترانسفر فرودگاهی در بین غم های شمالی به سمت آشفتگی های جدید بودن، مشغله جدیدی اومد و اسمش رو گذاشت عشق، من بازنده و بازنشسته غم و عشقی شدم که بهش میگفتند حماقت و حالا؟ پیرزنی هستم در دیار باقی که شتافته به سمت زیبایی هدف اما خسته تر از و کهنه نفس تراز این حرفهاست که قوی بودن رو به یدک بشه، دونه برف و یاقوتی که به موهای قهوهای و خرمایی موهام نشسته، نشون از منی میده که هنوز باور نداره انتهای راه نرسیده و باید ادامه بده بخاطر اونیکه هنوز وقتی میره جلو پیرزنی رو پشتش میبینه که داره تشویقش میکنه، تشویق برای موفقیت و شکست های کوچیکت از من، قوی بودن و قوی ماندن از تو جان دل.
1 776
تمام غم هایت نه اما بیا تمامشان را باهم تقسیم کنیم، نصفش باری بر شانه تو نصف دیگرش بر روی قلب داغ دیده من، اگر کاری برای از بین بردنشان از دستت برنیآمد،من تورا به آغوش میگیرم و تو تمامشان را در احساسات من حل کن، غم هایت می ارزد به شادی ای که تو در آن شاد نباشی، ای قوی ترین آشنا.
1 776
سخت است
به دیوار های کاخ افکارت بنگری و با خودت بگویی ارزشش را داشت
ولی درست وقتی که میخواهی به درون کاخ بروی
دیوار هایش با بادی بر سرت اوار شوند
انگاه چه می شود؟
چه کاری می توان کرد؟
چه کسی مقصر است؟
1 776
خب تقصیر خودش بود
شاخه تا یجایی میتونه میوه رو تحمل کنه
یجایی به بعد تقصیر خودشه که میوفته زمین
اون یا باید رشد نکنه یا اگه رشد کرد منتظر زمین خوردن باشه
تازه اونی که زیاد بمونه هم میگنده
این حالا افتاده زمین ، زیاد چیزیش نشده
بعد نه درخت مقصره نه شاخه
این اسمش طبیعته
1 776
جیرجیرک تمام شب می نواخت
وقتی که همه چشم و گوش ها بسته بودند
شاید میخواست که تنها دلش آرام بگیرد.
