Yashar Moshirfar 💡
رفتن به کانال در Telegram
راستی یادت نره که همه خلاقن شخصی که خلاق نباشه وجود نداره فقط درصد خلاق بودن فرق میکنه که میشه بیشترش کرد؛ با تمرین 🌐 https://WwW.Moshirfar.Net
نمایش بیشترإيران159 857دسته بندی مشخص نشده است
627
مشترکین
+324 ساعت
-27 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
قبل از اینکه بودجه مارکتینگ رو بیشتر کنید، یه سوال از خودتون بپرسید:
اگر از فردا تبلیغاتتون قطع بشه، چند نفر هنوز خودشون سراغ برندتون میان؟ اگر جواب این سوال نزدیک به صفره، احتمالا مشکل از مارکتینگ نیست، از برنده.
مارکتینگ میتونه توجه بخره، ولی نمیتونه اعتماد بسازه. توجه تموم میشه، اما اعتماد اگه درست ساخته بشه، خودش مشتری بعدی رو با خودش میاره. خیلی از کسبوکارها دنبال بیشتر دیده شدنن، در حالی که مسئله اصلی، بیشتر به یاد موندنه. این دوتا اصلا یکی نیستن.
و من ا... توفیق:)
ما زیادی دنبال جواب میگردیم.
به نظرم کیفیت زندگی آدمها بیشتر از اینکه به جوابهایی که پیدا میکنند وابسته باشد، به سؤالهایی بستگی دارد که از خودشان میپرسند.
«چطور بیشتر بفروشم؟» با «چرا مردم باید از من بخرند؟» یکی نیست.
«چطور معروف شوم؟» با «چرا باید کسی من را به خاطر بسپارد؟» یکی نیست.
بیشتر آدمها با جوابهای اشتباه زندگی نمیکنند، با سوالهای اشتباه زندگی میکنند.
شاید قبل از اینکه دنبال جواب بعدی باشیم، باید یک بار سؤالمان را عوض کنیم.
«چند جمله با کمی تغییرات از فصول اول کتابم به نام: به کتفم مارکتینگ»
یه سری از عزیزان،فکر میکنن هرچی بیشتر دیده بشن، برندشون قویتر میشه.
نه زیبا!
دیده شدن فقط باعث میشه آدمای بیشتری در موردت قضاوت کنن و نظرات چرند بدن!
برند اون چیزیه که باعث میشه بعد از بار صدم هم همون حسی رو به آدم بدی که بار اول دادی.
آخرش هم یه چیز میمونه:
توجه رو میشه خرید. اعتماد رو نه.
حالا هی بیلبورد بزن بگو عوضش دیده شدیم:))
برا امشب دوتا بودن😎
بیشتر کسبوکارها مشکل مارکتینگ ندارن.
مشکلشون اینه که هر روز تصمیمی میگیرن که دیروز خودشون رو نقض میکنه.
امروز تخفیف. فردا لوکس. پسفردا اقتصادی. هفته بعد «برند برتر».
وقتی تصمیمها هویت مشترک ندارن، بهترین کمپینها هم فقط هزینهان.
برند از لوگو شروع نمیشه. از تصمیم شروع میشه.
کوتاه، مختصر، مفید
Apple، Google، Microsoft، Amazon و Coca-Cola
جزو بزرگترین برندهای دنیا هستن، ولی سفیر برند دائمی ندارن.
حالا تو ایران عزیزمان، اتوبان عین آلبوم خانوادگیه:)) هر قدم یه عکس رو یه بیلبورده:))) همت رو داری می ری کلی عکس هست که اصلا نمیدونی اینا کیان:))
داستان اینه که توجه مردم رو میشه اجاره کرد، ولی برند رو باید ساخت مشتی. باید داره. این باید هم درد داره چون خلاقیت کلا درد داره.
اگه با حذف اون چهره معروف، بیزینس هم رفت تو دیوار، احتمالا برند نساختیم. فقط به اعتبار یکی دیگه تکیه کردیم. البته این یه اصطلاحی هم داره که معنیش بده ولی واقعیتش همینه.
خیلی مخلصم.
www.moshirfar.net
چند وقت پیش یک مدیر داشت برام توضیح میداد که چرا فروششون افت کرده. از اقتصاد گفت. از رقبا گفت. از بازار گفت. از تبلیغات گفت. از الگوریتم گفت. از شرایط منطقه گفت. از نرخ ارز هم گفت که کلا اگر نمیگفت ناراحت میشدم. فقط یک چیز رو نگفت. خودشون.
زیبارویان، یک بیماری خیلی رایج بین بیزینسها وجود داره. هر وقت اوضاع خوبه، میگن استراتژی ما جواب داد. هر وقت اوضاع خراب میشه، میگن بازار خراب شد. انگار همه موفقیتها داخلیه و همه شکستها خارجیه.
ساموراییا، خیلی وقتا مشکل بازار نیست. مشکل اینه که سالهاست کسی داخل شرکت سوال سخت نپرسیده. چرا مشتری باید ما رو انتخاب کنه؟ اگر فردا ما نباشیم، دقیقا چه چیزی از زندگی مشتری کم میشه؟ آخرین باری که یک چیز مهم رو درباره مشتری یاد گرفتیم کی بوده؟ آخرین باری که فهمیدیم کجای کارمون مزخرفه کی بوده؟
این سوالها درد دارن. برای همین خیلی از شرکتها ترجیح میدن به جاش گزارش بخونن. چون نگاه کردن به نمودار، راحتتر از نگاه کردن به آینهست.
و honestly (عانستلیِ آینهای🌚) بعضی وقتا بزرگترین مزیت رقابتی یک شرکت، بودجه بیشتر یا تیم بزرگتر نیست. اینه که هنوز جرئت داره به خودش شک کنه. چون لحظهای که مطمئن شدی همه مشکلات بیرون از شرکتن، معمولا لحظهایه که رشدت هم متوقف شده.
بعضی وقتا رقیب اصلی برند، آن سوی خیابون نیست، توی آینهست یاکوزا🌚
تا حالا دقت کردین بعضی بیزینسها هر سال استراتژیشون عوض میشه؟ یک سال میگن ما لوکسیم. سال بعد میگن ما اقتصادیایم. یک سال میگن کیفیت مهمترین چیزه. سال بعد میگن قیمت مهمترین چیزه. یک سال میگن برای همهایم. سال بعد میگن فقط برای حرفهایها. بعد آخرش هم تعجب میکنن که چرا برندشون تو ذهن مردم جا نمیفته.
ببینین عزیزان، ذهن آدمها مثل هارد اکسترنال نیست که هر روز بری روش یک فایل جدید بریزی. آدمها کمکم یاد میگیرن شما کی هستین. کمکم میفهمن روی چی حساسین. کمکم میفهمن برای چی باید انتخابتون کنن.
داداشیا، آبجیا، مشتیا، ساموراییا و اقوام سببی و نسبی یاکوزاها؛ برند با تکرار ساخته میشه، نه با تغییرات هیجانی.
برای همینه که بعضی شرکتها بعد از ده سال هنوز معلوم نیست دقیقا نماینده چیان. چون هر مدیر جدید که اومده، خواسته اثر انگشت خودش رو روی برند بذاره. یکی شعار رو عوض کرده، یکی رنگ رو عوض کرده، یکی مسیر رو عوض کرده، یکی مخاطب رو عوض کرده.
آخرش هم برند مونده وسط میدان مثل بچهای که چهار خانواده مختلف بزرگش کردن.
و honestly (عانستلیِ هویتی🌚) بعضی وقتا بزرگترین هنر یک مدیر این نیست که یک چیز جدید اضافه کنه؛ اینه که به اندازه کافی صبر داشته باشه تا یک چیز درست، جا بیفته.
www.moshirfar.net
خیلی از برندها از کمبود ایده ضربه نمیخورن. از بیصبری ضربه میخورن.
هر تغییری پیشرفت نیست یاکوزا🌚
یه چیزی هست که خیلی از مدیرها رو بیچاره کرده. این تصور که: «اگر مشتری نفهمید، مشکل از مشتریه.»
محصول پیچیدهست؟ مشتری نفهمیده. سرویس مبهمه؟ مشتری نفهمیده. سایت گیجکنندهست؟ مشتری نفهمیده. پیام برند نامفهومه؟ مشتری نفهمیده. خلاصه هرجا داستان خراب میشه، یک بندهخدایی به اسم مشتری پیدا میشه که تقصیرها گردن اون بیفته.
ببینین عزیزان، یکی از تلخترین واقعیتهای بازار اینه که مشتری هیچ وظیفهای برای فهمیدن شما نداره. صفر. هیچ قراردادی امضا نکرده که بشینه کشف کنه منظورتون چی بوده. قرار نیست معما حل کنه. قرار نیست رمزگشایی کنه. قرار نیست پایاننامه بخونه.
داداشیا، آبجیا، مشتیا، ساموراییا و اقوام سببی و نسبی یاکوزاها؛ اگر ده نفر پشت سر هم یک چیز رو اشتباه فهمیدن، احتمال اینکه هر ده نفر مشکل داشته باشن خیلی کمه. احتمال اینکه ما بد توضیح داده باشیم خیلی بیشتره.
برای همین برندهای قوی، به جای اینکه مدام مخاطب رو اصلاح کنن، خودشون رو اصلاح میکنن. هی پیام رو شفافتر میکنن. هی توضیح رو کوتاهتر میکنن. هی فهمیدنش رو راحتتر میکنن.
و honestly (عانستلیِ سوءتفاهمی🌚) خیلی وقتا بزرگترین مشکل برند این نیست که دیده نمیشه؛ اینه که درست فهمیده نمیشه. و این دوتا زمین تا آسمون با هم فرق دارن.
www.moshirfar.net
اگر نفهمیدنت زیاد شد، قبل از سرزنش مخاطب، یک نگاه به خودت بنداز یاکوزا
عاغا یه سوال.
اگر فردا تمام تبلیغاتت قطع بشه، چه چیزی از برندت باقی میمونه؟
نه جدی.
بیلبورد نباشه. تبلیغ نباشه. اسپانسر نباشه. رپورتاژ نباشه. اینفلوئنسر نباشه.
چی میمونه؟
ببینین زیبایان فرازمینی، خیلی از بیزینسها یک اشتباه خطرناک میکنن.
فکر میکنن چیزی که باعث فروششون شده، همون چیزیه که باعث موندگاریشون هم میشه.
در حالی که این دوتا همیشه یکی نیستن.
پول میتونه توجه بخره. ولی نمیتونه علاقه بخره. پول میتونه بازدید بخره.
ولی نمیتونه اعتماد بخره. پول میتونه آدمها رو تا درِ فروشگاه بیاره. ولی نمیتونه مجبورشون کنه دوباره برگردن.
داداشیا، آبجیا، مشتیا، ساموراییا و اقوام سببی و نسبی ایکیوسان:
خیلی از بیزینسها وقتی تبلیغ میکنن، فروش بالا میره.
این طبیعییه.
سوال اصلی اینه:
وقتی تبلیغ قطع شد چی؟
اگر همهچیز همون لحظه خاموش شد، احتمالا بیشتر از اینکه برند ساخته باشی، داشتى رسانه اجاره میکردی.
برند جایی خودش رو نشان میده که تبلیغ حضور نداره. اونجایی که مشتری خودش اسم تو رو میاره.
اونجایی که خودش معرفیت میکنه. اونجایی که خودش برمیگرده. و honestly (عانستلیِ بیلبوردخاموش🌚)
بعضی وقتا بهترین تست برند اینه که چند روز پول خرج نکنی و ببینی چه چیزی هنوز سرپاست.
همون، برند واقعیته. بقیهاش احتمالا اجاره بوده.
www.moshirfar.net
برند چیزیه که بعد از خاموش شدن تبلیغات باقی میمونه یاکوزا🌚
دوستان بعد از مدتها کتابم تموم شد.
این نسخه ویراست خودمه و شاید گهگاهی یه غلط تو علائم نگارشیش باشه و تا یه ویراستار گیر بیارم فعلا ویراست اول روی سایتم هست.
اینجا میتونین خلاصه ۲۰ دقیقهایش رو گوش کنین:
https://moshirfar.net/book-summary/
یه اتفاق جالبی که تو خیلی از شرکتها میفته اینه که: همه دنبال اینن که مشتری جدید پیدا کنن، ولی هیچکس نمیپرسه چرا مشتری قبلی رفت.
چون راستش رو بخواین، دنبال مشتری جدید رفتن خیلی جذابتره. جلسه داره. کمپین داره. بودجه داره. گزارش داره.
ولی نشستن و فهمیدن اینکه چرا یک مشتری ازت ناامید شده، معمولا جذابیت کمتری داره.
ببینین عزیزان، خیلی از بیزینسها فکر میکنن رشد یعنی: آدمهای بیشتری وارد قیف فروش بشن. در حالی که بعضی وقتا رشد یعنی: آدمهای کمتری از ته قیف فرار کنن.
داداشیا، آبجیا، مشتیا، ساموراییا و اقوام سببی و نسبی یاکوزاها: فرض کن هر روز داری آب میریزی تو یک سطل. اگر ته سطل سوراخ باشه، راهحلش این نیست که شیر آب رو بیشتر باز کنی.
اول باید بفهمی سوراخ کجاست. برای همین بعضی شرکتها هر سال هزینه جذب مشتری را بیشتر میکنن، ولی رشد خاصی نمیبینن.
چون دارن روی ورودی کار میکنن، در حالی که مشکل در خروجیه.
و honestly (عانستلی🌚)
بعضی وقتا مهمترین جلسه مارکتینگ، جلسه پیدا کردن مشتری جدید نیست. جلسه فهمیدن مشتریهاییه که بیسروصدا رفتن و هیچوقت برنگشتن.
اونجا معمولا حقیقتهای خیلی تلخی خوابیده.
[برندینگ و خلاقیت با یاشار مشیرفر](https://ble.ir/moshirfar)
گاهی رشد از جذب بیشتر نمیاد؛ از ریزش کمتر میاد یاکوزا🌚
یه چیزی که خیلی از بیزینسها نمیفهمن اینه که:
مشتریها همیشه ازت خرید نمیکنن چون بهترینی. خیلی وقتا ازت خرید میکنن چون فهمیدنت راحتتره.
ببینین عزیزان، ما مارکترها عاشق اینیم که فکر کنیم آدمها قبل از خرید، تحقیق میکنن، مقایسه میکنن، جدول میکشن، مزایا و معایب مینویسن.
در حالی که خیلی وقتا طرف سر کاره،عجله داره،
حوصله نداره و فقط میخواد یک تصمیم قابل قبول بگیره و بره پی زندگیش.
برای همین بعضی بیزینسها با محصول متوسط، فروش عالی دارن.
بعضی بیزینسها با محصول عالی، فروش متوسط.
چرا؟ چون اولی فهمیدنش راحته. دومی نه.
نمیدونی چی میفروشه. نمیدونی به درد کی میخوره. نمیدونی از کجا باید شروع کنی.
نمیدونی چرا باید انتخابش کنی.
داداشیا، آبجیا، مشتیا، ساموراییا و اقوام سببی و نسبی یاکوزاها:
مشتری قرار نیست معمای سودوکو حل کنه که ازت خرید کنه. اگر برای فهمیدن برندت، نیاز به جلسه توجیهی باشه، یک جای کار میلنگه. حالا هی به خودت بگو برند و روی سن برو و از روی کاغذ، برندت رو معرفی کن!
و honestly (عانستلیِ گیجکننده🌚)
خیلی وقتا فاصله بین یک برند معمولی و یک برند موفق، کیفیت محصول نیست.
میزان انرژی ذهنیه که از مخاطب میگیره.
هرچی فهمیدنت راحتتر باشه، انتخاب شدنت هم راحتتره.
[برندینگ و خلاقیت با یاشار مشیرفر](https://ble.ir/moshirfar)
اگر فهمیدنت سخت باشه، فروختنت هم سخت میشه یاکوزا 🌚 خیلی نوکرم
یه چیزی که همیشه تو جلسات استراتژی برام جالبه اینه که همه درباره «چه کاری بکنیم» حرف میزنن...
خیلی کم پیش میاد کسی بپرسه: «چه کاری رو نباید بکنیم؟»
ببینین عزیزان، خیلی از برندها نه به خاطر تصمیمهای بد، بلکه به خاطر ناتوانی در «نه گفتن» ضربه میخورن.
این کمپین رو هم بریم.
اون محصول رو هم اضافه کنیم.
این بازار رو هم بگیریم.
اون همکاری رو هم انجام بدیم.
این مخاطب رو هم راضی کنیم.
بعد از چند سال، یک موجود عجیب خلق میشه که برای همه یک چیزی هست...
و برای هیچکس یک چیز مشخص نیست.
مشکل هم اینجاست که «بله» گفتن، همیشه جذابتر از «نه» گفتنه.
چون حس فرصت میده. ولی خیلی وقتا برندهای بزرگ، بیشتر از اینکه با انتخابهاشون ساخته بشن، با حذفهاشون ساخته شدن.
با بازارهایی که واردش نشدن.
با مشتریهایی که نپذیرفتن.
با پروژههایی که رد کردن.
با پولهایی که نگرفتن.
داداش، مشتی، سلطان، ستون... هویت فقط از چیزهایی که انتخاب میکنی ساخته نمیشه.
از چیزهایی که حاضر نیستی انتخاب کنی هم ساخته میشه.
و honestly (عانستلیِ نهگویانه🌚)
بعضی مدیرها فکر میکنن استراتژی یعنی پیدا کردن بهترین فرصت.
در حالی که خیلی وقتا استراتژی یعنی پیدا کردن فرصتهایی که باید بیخیالشون بشی.
[برندینگ و خلاقیت با یاشار مشیرفر](https://ble.ir/moshirfar)
همه فرصتها برای شما نیستن ساموراییها🌚
یه چیزی هست که خیلی از مدیرها دوست ندارن بشنون.
اینکه مشتریها، خیلی کمتر از چیزی که فکر میکنن بهشون فکر میکنن.
یعنی طرف شش ماه درگیر اینه که:
مردم درباره برند ما چی فکر میکنن؟ رقبا درباره ما چی میگن؟ بازار ما را چطور میبینه؟
در حالی که مشتری احتمالا الان درگیر قسطشه.
یا ترافیک. یا اجاره خونه. یا هزار تا کوفت و زهرمار دیگه.
ببینین عزیزان، یکی از بزرگترین اشتباههای برندها اینه که فکر میکنن مرکز جهانن.
در حالی که تو زندگی مخاطب، شما فقط یک تکه کوچیک از یک روز شلوغین.
برای همین برندهای موفق، بیشتر از اینکه درگیر خودشان باشن، درگیر زندگی مخاطب میشن.
میفهمن طرف چه دردی داره.
کجا کلافه میشه.
کجا گیج میشه.
کجا وقت نداره.
بعد سعی میکنن همونجا مفید باشن.
خیلی از کمپینها شکست میخورن،
نه چون خلاق نیستن. نه چون بودجه ندارن.
چون درباره برند حرف میزنن، در حالی که مخاطب درباره خودش فکر میکنه.
و honestly (عانستلیِ خودمرکزپنداری🌚)
بعضی وقتا بزرگترین خدمت یک برند به خودش اینه که کمتر درباره خودش حرف بزنه.
آدمها عاشق برندها نیستن. عاشق حل شدن مشکلات خودشونن.
[برندینگ و خلاقیت با یاشار مشیرفر](https://ble.ir/moshirfar)
کمتر خودتونو تحسین کنین، بیشتر مخاطبتونو بفهمین🌚
