713
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
713
در منتهاالیه شرق زمین، درست در لبهی دنیا، رودخونهای هست که آبی به رنگ سرخ تیره داره، و هرکس که جرعهای از اون آب بخوره، دیگه هیچوقت لزومی نمیبینه، در هیچچیز، و از اون به بعد هر اتفاق بزرگ و کوچکی در زندگیش بسادگی نفسکشیدن براش فهمیدنی و باورکردنی میشه، و اونوقته که تازه متوجه میشه تجربهی زندگی بیاصرار، حتی از نامیرایی هم گرانبهاتره
#text
713
بورخس میگه هرکس فقط دوبار در روز میتونه آزادی واقعی رو تجربه کنه، یکبار ظرف آخرین دقایق قبل از خواب و یکبار هم توی اولین دقایق بعد از بیداری، درست همون لحظاتی که آدم از زمان خالی میشه و دیگه هیچی رو بجا نمیاره، فقط توی همون دقایق کوتاهه که همهچیز دقیقا همونجوریه که واقعا هست، اما به محض اینکه حافظه برگرده، به محض اینکه بفهمی هیچی از دیروز دست نخورده، به محض اینکه یادت بیاد کجای زندگی وایسادی و به محض اینکه بدونی یکساعت دیگه باید کجا باشی، اونوقته که دیگه نه آفتاب آفتابه و نه آسمون آسمون، و همهچیز دوباره میشه همونی که همیشه بود
.سبید.
#text
