fa
Feedback
متلهف

متلهف

رفتن به کانال در Telegram

متلهف"غم زده و افسره" https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

نمایش بیشتر
4 174
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-2230 روز
آرشیو پست ها
جهان استوار نمی‌ماند، مگر با سری خمیده بر روی شانه‌ی کسی که دوستش داریم.

photo content
+3

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم

حال که از ساده‌ترین چیزها متاثر می‌شوی ، بسی رنج خواهی برد دوست من؛ این جهان با آدم‌های بسیار حساس، سر سازگاری ندارد.

«‏گاهی هم آغاز انتظار نداشتن از دیگری، خود یک خداحافظی‌ست.»

ما هیچ‌وقت از کسی که دوستش ‏داشتیم متنفر نمی‌شیم ‏ما از نادیده گرفته شدن‌ها ‏اِنتظار کشیدن‌ها ، ناامید شدن‌ها ترک کردن‌ها ،‏ از دست دادن‌ها ناامیدی‌ها ،و اَهمیت ندادن‌ها متنفر شدیم و دیگه برای همیشه رها کردیم.

photo content
+9

من بی‌حوصله‌‌ترینم برای تحلیل نگاه‌ها و تفکیک احساسات و بی‌رمق‌ترینم برای تجزیه‌ی قضاوت‌ها و حسادت‌ها... من بی‌حوصله‌ترینم برای فهمیدن‌ها و هضم کردن‌ها و به روی هیچ‌کس نیاوردن‌ها... دلم می‌خواهد مدت زیادی نه کسی را ببینم، نه معاشرتی بکنم و نه تعاملی داشته‌باشم. دلم می‌خواهد آنقدر دور شوم که بی‌اطلاع باشم از همه چیز و بی‌خبر باشم از همه جا! من پرم از خاطرات سال‌های متوالی و لبریزم از مسئولیت و معذوریت و مراعات‌های ناگزیر. دلم می‌خواهد روزی در گوشه‌ی ساکت و امنی از خواب برخیزم و برای مدتی به یاد نیاورم چه کسی بودم و چه مسئولیت‌هایی داشتم. می‌خواهم دور باشم و رها بدون دغدغه باشم و آرام...

قسم به حقارت واژه و شکوهِ سکوت... که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

در خط آخر نامه برایش نوشت: «چشم‌های زیبایت غم‌های عمیقت را پنهان می‌کند.»

رهایت نمیکنم مگر اینکه از قصد گمم کنی.. ولی خب ، اگه خواستی هم گمم کنی، دنبال دلیل نگرد. من نه می پرسم چرا، نه می مونم جایی که خواسته نمی شم. فقط مطمئن شو که تصمیمته، چون وقتی رفتم... دیگه حتی برای برگشتنم هم اسممو نمیشنوی. آدمای یکبار تو دل من جا میگیرن، دفعه ی دوم،فقط یه خاطره ن. اونم نه خیلی مهم.

‌زندگانی نیست، تمرینِ فراوان مُردن است.

هرکس به طریقی دل ما می‌شکند بیگانه جدا دوست جدا می‌شکند بیگانه اگر می‌شکند خوفی نیست من در عجبم دوست چرا می‌شکند بشکست دلم کسی صدایش نشنید آری دل مرد بی صدا می‌شکند.

Repost from آنائل
ما اجتماعِ چکش خورده ی چوب ها همه اشکال دیگر جنگلیم، رنج ها مارا تغییر داده اند.

photo content
+4

از هیاهوی دنیا گریختم به کوچه‌های خاموش کتاب‌ها، آنجا که قصه‌ها آرام‌تر از حقیقت اند...

ای قبله‌یِ صاحب‌نظران روی چو ماهت! سَر فتنه‌یِ خوبانِ جهان چشمِ سیاهت...