Culpa Mia
رفتن به کانال در Telegram
189
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-1830 روز
آرشیو پست ها
189
اونجا ک از کلمه ی به تخمم استفاده کردم دقیقا اونجاست ک از شخصیت اصلیم دور میشم و یه ادمی و وارد بازی میکنم ک خودمم ازش میترسم
و الان به تخمم
189
سلام!
مدت زیادیه ک دست به قلم نشدم شاید دستام نای نوشتن نداشت یا شاید کاغذ قدرت هضم حرفامو نداشت به هر حال
سلام میکنم به سال جدید
قشنگ یادمه دقیقا سال پیش یه دختر کوچولو بودم
ک راه رفتنو یاد نگرفته بود هنوز داشت پیش مامانش میخوابید وقتی غذا می خورد همه ی لباساش کثیف میشدن واسه عروسکاش گریه میکرد از تاریکی میترسید
شبا اگ کارتون موردعلاقه شو نگاه نمیکرد خوابش نمیبرد
وابستگیه زیادی به اتاقش و بالش نرمش داشت واسه هر موضوع کوچکی ک پیش میومد گریه میکرد
ولی یهو وسط همه ی این بچگیاش از یه ساختمون ۶ طبقه پرت شد پایین
اونجا بود ک پاهاش و دستاش شکست
خون ریزی مغزی کرد و حافظشو از دست داد
وقتی چشاشو بعد اون همه تاریکی و تو کما بودن باز کرد
دیگ ن از تاریکی میترسید ن از نبودن عروسکاش چون تنهایی و تو تاریکی یاد گرفته بود میتونست قشنگ راه بره چون با پای شکسته زندگی کرده بود
وابستگیش به تختش و بالش نرمش از بین رفته بود چون مدت زیادی بود ک روی تخت بیمارستان بود
و تموم این ماجرا بهش یاد داد ک
اگ در میان درد رشد نکنی درد رشد میکنه
خواستم بگم سال۱۴۰۱ من یه بچه کوچولو بودم
ولی ۱۴۰۲ از ساختمون پرت شدمو الان یه آدم آهنیم ک قرار خفن کنه امسالشو
بزن قدش برو بعدش🔥🤚🏻
سال جدیدتون مبارک
#1403
#2724
اژدها وارد میشود🐉
