Nuance
رفتن به کانال در Telegram
گفتنیها و دیدنیهایی از سینما، فرهنگ و چیزهای دیگر بابەتە کوردییەکان لە: @kurdi_feed لترباکسد: https://boxd.it/9wdv ویدیوها: @nuance_video لینک کانالهای اقماری در این کانال پین شده. تجسمی: @gallerymajazibasir
نمایش بیشتر1 360
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
1 360
Repost from صادق هدایت
و اين مملكت
هر شب ما را
با حسی از درماندگی و ناچارى
به خواب میبرد
و صبح روز بعد
با احساسی از شرمساری
که متعلق به ما نیست ،
بیدار میکند!
#اجه_تملکوران
@sadeghhedayat | کانال واتساپ
1 360
مثلث میفونه، کورُساوا و ناکادایی، برندهترین ترکیبی که تا به حال سینما به خودش دیده. عکس از پشت صحنهی فرادست و فرودست یا بالا و پایین (۱۹۶۳)
نــوانــس
1 360
+1
ژاپنیها هم در مایهی نوآر طبعآزمایی کردهن. خاصه اینکه بعد از جنگ جهانی دوم تأثیر سینمای غرب در ژاپن نهتنها تقویت شد بلکه از سوی اشغالگران تشویق هم میشد. البته فضای بدبینی و تقدیرگرایی ناشی از اوضاع اجتماعی-اقتصادی آشفته و روانزخمهای دوران پساجنگ ذاتاً زمینهساز تولید چنین فیلمهایی بود. در این بین، دو اثر به ترتیب از کورُساوا و کوبایاشی شاخصتر هستن: سگ ولگرد (۱۹۴۹)، رودخانهی سیاه (۱۹۵۷). ازقضا تاتسویا ناکادایی فقید در رودخانهی سیاه یکی از نقشهای اصلی رو بازی میکنه.
نــوانــس
1 360
بازدید اینگرید برگمن از محل به آتش کشیدن ژاندارک در روآن فرانسه. برگمن چند بار روی صحنه و دو بار جلوی دوربین نقش این قدیس و قهرمانی ملی فرانسه رو بازی کرد. این فیلمها عبارتند از:
ژاندارک (۱۹۴۸) ویکتور فلمینگ
ژاندارک بر صلیب (۱۹۵۴) روبرتو روسلینی
نــوانــس
1 360
+2
از ترکیب نوآر و وسترن گفتیم اما از اون جالبتر نوآرهای مستند هستن یا نوآرهایی که بعضاً از ابزارها و قواعد سینمای مستند بهره گرفتن. بشخصه اولین بار در فیلم دیوانهی تفنگ (۱۹۵۰) به چنین چیزی برخوردم. جایی که زوج محوری فیلم شروع به سرقت از بانک میکنن و ضمن مشاهدهی کل جریان از داخل ماشین، دکوپاژ خام این قسمت فیلم کاملاً از اصول سینمای داستانی تخطی میکنه و انگار با صحنهی واقعی یک سرقت در هنگام وقوع طرفیم. اما بعداً وقتی کارهای مشهورتر آنتونی مان یعنی T-Men (۱۹۴۷) و واقعهی مرزی (۱۹۴۹) رو دیدم پی بردم که این ترکیب ژانری با صراحتی بیش از اینها در بین آثار نوآر به چشم میخوره به طوری که مشخصاً این دو فیلم رو میشه نوآر مستند قلمداد کرد. اینـجا هم میتونید فهرستی از فیلمهای مشابه رو پیدا کنید.
نــوانــس
1 360
+2
یکی از خصوصیات بارز نوآر انعطاف و قابلیت تطابقش با ژانرهای دیگهست، چرا که خودش هم عملاً یک ژانر ترکیبی و چندرگهست که از دل ادبیات جنایی آمریکا و اکسپرسیونیسم آلمانی و نیهلیسم یهودی و چندتا منشأ دیگه دراومده. در این بین، ترکیب نوآر و وسترن گرچه چندان معمول نیست (چون نوآر یک ژانر شهری و مدرنه) اما نمونههای جالبی ازش وجود داره. سه تا از بهترین این نمونهها عبارتند از:
تحت تعقیب (۱۹۴۷) رائول والش
دروازهی شیطان (۱۹۵۰) آنتونی مان
مردان خشن (۱۹۵۵) رودلف ماته
نــوانــس
1 360
تا حالا اسم این فیلمنوآر رو شنیدین؟ DOA مخفف Dead on Arrival ـه، یک اصطلاح تخصصی پزشکی که به بیماران مرده یا نجاتناپذیر در هنگام ورود به مرکز درمانی اطلاق میشه. این فیلم هم داستان مردیه که پیشاپیش از مرگ قریبالوقوع خودش مطلع شده و میخواد در فرصت کوتاهی که براش باقی مونده داستان عجیب و پیچیدهی جنایتی رو برای پلیس - و ما - فاش کنه که قربانیش شده. کارگردان فیلم رودلف ماته یکی از جالبترین چهرههای همهفنحریف سینماست که از فیلمبرداری ژاندارک درایر و آثار بزرگان دیگری چون هیچکاک و لوبیچ گرفته تا کارگردانی وسترنهای درجه ب هالیوودی و فیلمهای تیروکمان و مشعل ایتالیایی رو در کارنامهی خودش داره. داستان فیلم به حدی خلاقانه و گیراست که تا به حال پنج بار بازسازی شده.
نــوانــس
1 360
Happy Noirvember
باز هم ماه نوامبر شد و حال و هوای نوآر رو با خودش آورد. سعی میکنم در روزهای آتی بعضی از نوآرهای کمترشناخته رو معرفی کنم. برای شروع میشه از انفجار سکوت (۱۹۶۱) شاهکار کالت آلن بارون اسم آورد که یکی از اولین نمونههای نئونوآر به شمار میاد.
نــوانــس
1 360
اژدها وارد میشود مانی حقیقی به کنار که بنظرم تجربه جالبیه در حد سینمای ایران، ملکوت بهرام صادقی هم به کنار که گرچه در ادبیات داستانی فارسی اسمورسمی داره اما از نگاه من چندان هم جالب نیست، اونچه به این صحنه روح دمیده و اون رو به چیزی فرای جمع جبری قابلیتهاش ارتقا داده صدای جادویی منوچهر انوره. این صداست که به یکی از ارکان اصلی رمزورزی فیلم تبدیل میشه و کاری میکنه که حضور عناصر فراطبیعی رو جدی بگیریم؛ با اینکه ـ اگر اشتباه نکنم ـ در حد همین یک دقیقه و چند ثانیه در کل فیلم شنیده میشه. این صدا و طرز ادای استثنایی ـ یعنی هنرمندانهی ـ اونه که به جملات اول داستان ملکوت چنین قدرتی میبخشه که ناخودآگاه دوست داری بری به سراغش. اگر شاه نعمتالله ولی خاک را به نظر کیمیا میکرد، منوچهر انور این کار رو با صداش میکنه.
نــوانــس
1 360
بیعدالتی بر جهان حکم میراند. هر هستشدن و نیستشدنی رد ناپایداریِ شنیعی بر خود دارد، تو گویی هستی اشیا ثمرهی رسواییای در کُنه نیستی است. هر موجودی از رنج برخی دیگر تغذیه میکند؛ لحظات همچون خونآشامان بر رگ زمان حمله میبرند؛ دنیا سبوی اشک است. در این کشتارگاه، دستبهسینه ایستادن و شمشیر کشیدن به یک اندازه پوچ هستند. هیچ دیوانگی افتخارآمیزی نمیتواند بنیانهای این دنیا را به لرزه درآورد یا به روح انسانها شرافت بخشد.
امیل چوران، تاریخ مختصر انحطاط
نــوانــس
1 360
شاید توصیهی دیدن فیلمی مثل خشکیده (۲۰۲۰) توی تابستونی به این فضاحت خیلی جالب نباشه. نفس دیدن چشمانداز تخت و یکدست زرد صحاری بیانتهای استرالیا گلوی آدم رو خشک میکنه. حالا این رو اضافه کنید به محیط خفقانآور یه شهرک دورافتاده وسط ناکجاآباد که یه خشکسالی طولانی و دروغهای وحشتناک امانش رو بریده. باز هم این رو اضافه کنید به یه جنایت وحشیانه و بیمعنا که روان این جامعهی کوچیک و محافظهکار رو بیش از پیش پریشان کرده. البته که توی همچین جای لعنتزدهای بعید نیست آدمها به سرشون بزنه، بخصوص که با شروع تحقیقات تروماست که از پی تروما سر بر میاره. چرک و عفونت جاری از این زخمها رو نمیشه با چیزی شست چون آبی در کار نیست. آرون فالک با بازی خوب اریک بانا نقش کارآگاه پلیسی رو بازی میکنه که نه بخاطر مأموریت اداری بلکه تعلق خاطر شخصی به مقتولان درگیر این ماجرا میشه. کسی که ناخواسته باید این گندکاری رو به هر طریقی جمعوجور کنه، هرچند از زادگاهش هیچ دل خوشی نداره. حس صمیمیت و نوستالژی - باز با طعم گس دوستیهای ازبینرفته و عشقهای ناکام - که رفتهرفته راه خودش رو در دل داستان باز میکنه تبدیل میشه به یه لنگر عاطفی-اخلاقی در دریای کثافت موجود. چیزی که فالک رو به جلو هل میده و به کارش هدف و معنا میبخشه. این البته مثل همون واحههای وسط بیابون یه جور دلخوشکنکه برای ادامهی طی طریق. توازی خاطرات گذشته و وقایع تازه اما بیش از اینهاست که همین باعث شده با روایتی چندلایه و احساساتی چندوجهی روبهرو باشیم. نهایتاً، رازها مربوط به گذشتهی دور باشن یا نزدیک بالاخره یکی باید اونها رو کشف کنه، هرچقدر هم ناخوشایند و ویرانگر. اینطوری لااقل آدمها خیالشون راحت میشه و شاید به آرامش برسن.
خشکیده براساس رمان پرفروش و تحسینشدهای به همین نام نوشتهی جین هارپر نویسندهی استرالیایی ساخته شده و یکی از محبوبترین فیلمهای چند سال اخیر این کشور بوده که قسمت دومی هم براش ساختن که برعکس خشکیده در یک منطقهی جنگلی و پرباران میگذره اما به جذابیت اون نیست.
فیلم رو از اینـجا دانلود کنید.
نــوانــس
