fa
Feedback
ما آدما

ما آدما

رفتن به کانال در Telegram
1 274
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-930 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '260
در 0 کانال‌ها
ژوئن '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+2
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+5
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+88
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+167
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+521
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+415
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+84
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+724
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+620
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+391
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+892
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+1 484
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+1 176
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+1 800
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+1 018
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+283
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+1 456
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+2 387
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+1 557
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+893
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+1 539
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+4 111
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
08 ژوئیه0
07 ژوئیه0
06 ژوئیه0
05 ژوئیه0
04 ژوئیه0
03 ژوئیه0
02 ژوئیه0
01 ژوئیه0
پست‌های کانال
Darya.MP3

2
02 Alihan Samedov - Sarı Gelin.mp3
105
3
پیام صوتی
115
4
Majical Cloudz - Downtown.mp3
117
5
Nothing you say Will ever be wrong 'Cause it just feels good being in your arms هیچ‌کدوم از حرفات هیچ‌وقت اشتباه نیستن آخه بودن تو آغوشت واقعاً حس خوبی میده And I'm running with you As fast as I can Singing to myself I wanna hold your hand و من پا به پای تو می‌دوم با تمام سرعتی که دارم زیر لب با خودم می‌خونم: «دلم می‌خواد دستاتو بگیرم» And we're going downtown 'Cause we feel like running around و داریم می‌ریم وسط شهر آخه دلمون می‌خواد همین‌طوری واسه خودمون پرسه بزنیم Is it really this fun when you're on my mind? Is it really this cool to be in your life? وقتی فکرت همش با منه، واقعاً این‌قدر خوش می‌گذره؟ بودن توی زندگی تو، واقعاً این‌قدر حسِ نابی داره؟ There's one thing I'll do If it ever goes wrong I'll write you into my all of my songs اگه یه روزی هم همه‌چیز خراب بشه فقط یه کار هست که انجامش میدم؛ تو رو مقیمِ تک‌تک شعرام و ترانه‌هام می‌کنم And if suddenly I die I hope they will say That he was obsessed and it was okay و اگه یهو غزل خداحافظی رو خوندم و مردم امیدوارم پشت سرم بگن: «بدجوری قفلش شده بود، شیفته‌ش بود؛ حق هم داشت، عیبی نداره» 'Cause we're going downtown And we feel like running around آخه داریم می‌ریم وسط شهر و دلمون می‌خواد همین‌طوری واسه خودمون پرسه بزنیم Is it really this fun when you're on my mind? Is it really this cool to be in your life? وقتی فکرت همش با منه، واقعاً این‌قدر خوش می‌گذره؟ بودن توی زندگی تو، واقعاً این‌قدر حسِ نابی داره؟ And I'm going crazy Crazy for you I'm going crazy Crazy for you I'm going crazy Crazy for you I'm going crazy Crazy for you For you و من دارم دیوونه می‌شم دیوونه‌ی تو دارم دیوونه می‌شم دیوونه‌ی تو دارم دیوونه می‌شم دیوونه‌ی تو دارم دیوونه می‌شم دیوونه‌ی تو واسه تو
111
6
https://youtu.be/w21m2lZO4Kw?is=YwLjr_HvatYKdE0y
102
7
شباهت.m4a
88
8
شباهت نمی‌دانم چقدر با کلمه‌ی «شباهت» یا «همانندی» ارتباط می‌گیرید؟ یعنی اولین حسی که بعد از شنیدن این کلمه‌ها پیدا می‌کنید چیست؟ مثبت است یا منفی؟ باز است و خنک و گواراست، یا تنگ است و تلخ است و همراه با حس خفقان؟ اصلاً شباهت یعنی چه؟ شباهت در کجا؟ شبیه بودن دو خودرو؟ دو لباس؟ دو صدا؟ دو مکان؟ شبیه بودن دو نگاه؟ دو باور؟ شباهت بین دو ایده؟ دو فکر؟ دو نفر؟ شباهت آنجا که مادری به فرزندش می‌گوید: «محمد پسرم، مگر تو چه کم داری؟ مگر برای تو چه کم گذاشته‌ام؟ مگر هوش تو چقدر از پسر همسایه، نوه‌ی زیور خانم که دندان‌پزشک شده کمتر است؟ چرا شبیه او نیستی؟» یا شباهت در رفتار و حرکات و سکنات دو فرد که رابطه‌ی نزدیکی با هم دارند؛ شباهت در نرمی کلامشان و لطافت بیانشان و نفوذ نگاهشان. شباهت به مثابه تلاش برای نزدیک‌تر کردن خود به یک استاندارد مشخص، به یک هدف، یک آرمان، یک نتیجه، یک پایان؛ یا شباهت به مثابه نرگس چشمان یار؟ ✍🏽 امیر
93
9
شباهت به مثابه تلاش برای نزدیک‌تر کردن خود به یک استاندارد مشخص، به یک هدف، یک آرمان، یک نتیجه، یک پایان یا شباهت به مثابه نرگس چشمان یار؟
1
10
یا شباهت در رفتار و حرکات و سکنات دو فرد که رابطه‌ی نزدیکی با هم دارند؟ شباهت در نرمی کلامشان و لطافت بیانشان و نفوذ نگاهشان.
3
11
اصلا شباهت یعنی چه؟ شباهت در کجا؟ شبیه بودن دو خودرو؟ دو لباس؟ دو صدا؟ دو مکان؟ شبیه بودن دو نگاه؟ دو باور؟ شباهت بین دو ایده؟ دو فکر؟ دو نفر؟ شباهت آنجا که مادری به فرزندش می‌گوید: «محمد پسرم، مگر تو چه کم داری؟ مگر برای تو چه کم گذاشته‌ام؟ مگر هوش تو چقدر از پسر همسایه، نوه‌ی زیور خانم که دندان‌پزشک شده کمتر است؟ چرا شبیه او نیستی؟»
7
12
شباهت نمی‌دانم چقدر با کلمه‌ی «شباهت» یا «همانندی» ارتباط می‌گیرید؟ یعنی اولین حسی که بعد از شنیدن این کلمه‌ها پیدا می‌کنید چیست؟ مثبت است یا منفی؟ باز است و خنک و گواراست یا تنگ است و تلخ است و همراه با حس خفقان؟
7
13
نوشتن و خواندن شاید خاصیت درمانی داشته باشد و البته نه هر نوشتنی و خواندنی. نوشتنی که در ادامه‌ی شلوغی‌های یک ذهن پریشان است، چیزی جز صحبت‌های پریشان با خود نیست. این نوشتن شبیه انتشار فرکانس‌های نامنظم و پراکنده‌ای‌ است که در نهایت پیام معناداری از آن دریافت نمی‌شود. وقتی خواننده آن را می‌خواند، امواجی دریافت می‌کند اما هر موج برای خودش یک طرف است، یکی بالا، یکی پایین، یکی چپ، یکی راست. بیچاره خواننده نمی‌داند به کدام سمت نگاه کند. نویسنده اما ممکن است موقع نوشتن این اثر حس باهوش بودن هم پیدا کرده باشد. حس می‌کند یک پازل ساخته، یک معما خلق کرده و اسباب سرگرمی خواننده را فراهم کرده است. اما من می‌گویم نوشته باید فرکانس‌هایی متمرکز و نزدیک به هم و امواجی قدرتمند و متراکم ایجاد کند تا موقع برخورد به خواننده او را تکان دهد. ستون‌های وجودش را بلرزاند. او را نه به قضاوت خود یا دیگری بلکه به پرسیدن از خود و دیگری دعوت کند. در واقع یک نویسنده واقعی خواننده را از محل امن خودش خارج می‌کند و او را با سؤال‌هایی رو در رو می‌کند که نه سؤال‌های نویسنده بلکه سؤال‌های خود اوست و سؤال‌هایی‌ است که فقط خود او می‌تواند برای خودش به آن‌ها پاسخ دهد. جایی که در آن هیچ راهنمای وجود ندارد، هیچ معلّم و استاد و قدرت بالاتری در کار نیست. فقط خودت هستی و خودت. و اما خواندن، دیده‌اید که چگونه می‌خوانیم؟ چگونه می‌بینیم؟ چگونه تماشا می‌کنیم؟ خواندنی که برای فرار از ترس‌ها باشد؟ نه برای اینکه روبه‌رویی ما با چالش‌هایمان کمی عقب بیفتد؟ نه برای اینکه حداقل مدتی کوتاه گره‌های زندگیمان یادمان برود؟ نه یا برای امید بستن به اینکه دیگری این گره‌ها را برایمان باز کند و یک ترفند و نکته و فرمول جادویی به ما ارائه دهد؟ هرگز خواندن بین خطوط چه بسا از خواندن واژه‌ها و جمله‌ها مهم‌تر باشد. شما با قصد و نیت بیا. برای رسیدن به جای مشخصی که در ذهن پرورانده‌ای بیا. با همان ذهن ابری آشفته بیا. نویسنده‌ی کتاب خود خدا هم باشد، با خواندنش به جز نسخه‌ای از همان آشفتگی درونت هیچ نصیبت نمی‌شود. پس درستی واژگان و جمله‌ها همان قدر مهم است که درستی شکل خواندن و نوع شنیدن ما. ✍🏽 امیرحسین ریاضی
123
14
دید دید دید بِرَهنه‌ اَش بود بود بود همه یک سراب دید دید دید وِرا گُشنه‌ اَش بود بود بود رنج و عذاب ریخت ریخت ریخت همه برگ او بود بود بود فصل خزان ریخت ریخت ریخت همه ننگ او بود بود بود وقت اذان کوفت کوفت کوفت پای بر زمین گفت گفت گفت تنش رقصان نیست نیست نیست کو ز این جهان در دل تاریکی نگاه تو گر نبود پایان شب سیه پگاه تو گر نبود راه گم کرده ام چراغ تو گر نبود من اهل خانه ام فراق تو گر نبود رفتم ز من که من بر من حجاب بود در من چه بی انتها پر از سراب بود آن من نقاب بود آن من به خواب بود زان بود هر عمل در من خراب بود
1