حالا سه اصل بَعدی؛ اولی این است:
4️⃣
«به اولین غریزه (الهام و شهود) اعتماد کن و به دنبالش برو!»
چند لحظۀ دیگر به شما میگویم که صدای خدا چیست.
چند بار در زندگیتان شرایطی پیش آمده که گفتهاید:
«ای کاش همون فکری که اول به ذهنم رسید رو انجام داده بودم!»
و ما به شما میگوییم که
آن فکر اولیه بخشی از سیستم است، به همین روش به شما میرسد؛
معمولا [شهود]، اولین غریزهای است که شما دربارۀ موقعیتی دارید، برخی به آن «الهام» میگویند. بیش از این است.
و بعضی از شما باید یاد بگیرید که این کار را انجام دهید. چون خیلی از شما حتی نمیدانید که آن الهام اولیه چه حسی دارد و چگونه است.
بنابراین بخشی از سیستم این است که درک کنید الهام و غریزه چگونه است. [میپرسید:]
«کرایون، چطور بدونیم؟» [و پاسخ این است که] چرا درخواستش نمیکنید؟
[بگویید:]
«خدای عزیز به من بفهمان که نشانهها را درک کنم، وقتی حسشان میکنم و میشنوم و درکشان میکنم.»
وعدۀ ما این است که درک خواهید کرد. و اینکه آنها چقدر در ذهنتان واضح و درخشان باشند بستگی به شما دارد.
بعضی از انسانها هستند که غریزۀ خود را سرکوب میکنند. خوششان نمیآید چون سر راه منطقشان است. و بسیاری هستند که با قلبشان فکر نمیکنند در حالی که غریزۀ اولی آنجاست.
5️⃣ اصل بعدی، شماره ۵ که بسیار از آن سؤبرداشت شده است [و آن این است]:
«آن روزهایی که انسان مینشست تا خدا کاری انجام دهد گذشت!»
سیستم در اطراف شماست، آماده است که نیاز شما را برطرف کند. اما اگر در را باز نکنید هیچوقت هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
با این حال انسانها این کار را میکنند: دعا میکنند و دعا میکنند و میگویند:
«من درمان و شفا میخوام، این چیزها رو میخوام، من شدیدا به شریک زندگی نیاز دارم! میخوام بدونم با زندگیم باید چیکار کنم.» دوستانش میگویند:
«خب برای تحقق این خواستههات چه اقداماتی کردهای؟»
او تمام مدت سرگرم دعا و مدیتیشن به شکل روزانه است، هیچوقت خانه را ترک نمیکند، دائما در حال دعاست. این بهترین راه برای آشنایی با دیگران است، نه! [کرایون طعنه میزند و میخندد]
شما باید بیرون بروید و درها را باز کنید، و این به این معناست که
«از جانب شما باید حرکت و اقدامی صورت گیرد»، و این به شیوههای مختلف انجام میشود، هر نوعی که فرهنگ شما اجازهاش را میدهد، اما به طور کلی یعنی ترک خانه و رفتن به جاهایی که بتوانید با پتانسیلهای «#
همزمانی» دست به کار شوید. مهم نیست خواستۀ شما چیست. ممکن است بسیار ساده باشد.
[بگویید:]
«خدای عزیز به من نشان بده آنچه را که نیاز است بدانم.»، و شما منتظر میشوید و اتفاقی نمیافتد، اتفاقی نمیافتد! و اتفاقی نمیافتد... سپس از روی کلافگی بلند میشوید و میروید به کتابفروشی کتابهای معنوی، بین قفسهها قدم میزنید و یک کتاب میافتد روی سرتان! اینجا خدا با شما صحبت کرد! و شما به آن نگاه میکنید و میگویید:
«اوه این همون کتابیه که به دنبالش بودم! مطلبی در اون هست که برای منه! خدایا ازت ممنونم!»
و سیستم اینگونه کار میکند. باید بلند شوید و راه بیفتید، و وقتی راه میافتید، اصل شماره ۶ و بسیار مهم:
6⃣
«منتظر همزمانی باش!»
همزمانی اینگونه تعریف میشود:
انرژیای که با هدف، هماهنگ میشود و به نظر تصادفی میرسد!
گوش کنید! این نکتهای کلیدی است، شما شنیدهاید که: «
تصادفی در کار نیست»، و آنانی که این عقیده را ندارند میگویند:
«نه! این مسخرهست و درست نیست. دقیقا همینه! همزمانی شبیه اتفاقات بیربطه، انگار تصادفا رخ داده!» در حالی که اینگونه نیست!
بلکه این شما هستید در زمانی درست، در مکانی درست و با پتانسیلی هماهنگ.👣✨
اگر میخواهید همزمانی با پتانسیلی هماهنگ داشته باشید باید آنجا باشید که آن را تجربه کنید مگر نه؟ پس باید راه بیفتید.
شاید آن یک تماس تلفنی باشد، یا ارتباطی مجازی، یا شما و بدنتان، باید خودتان را در جایی قرار دهید تا همزمانی کار کند. و این را برای کسانی که در این جلسه هستند و کسانی که این را میشنوند و میخوانند میگویم: کسانی از شما هستند که هنوز این کار را نخواهند کرد، و باور دارند که نوعی تقدس در عزلتگزینی و گوشهنشینی و فقط دعاکردن وجود دارد!
کرایون 💜
چنل #سیستمخدا
آگوست ٢٠٠٧
📄🔗
لینک دریافت فایل متن چنل
🎧🔗 لینکهای دریافت فایل صوتی چنل
فایلیک فایلدو فایلسه