Parisienne
رفتن به کانال در Telegram
591
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
591
من که هر شب این حوالی در غزل میبوسمت
جان دل، وقتی که خوابی بوسه را حس میکنی؟
شیما سهرابی
591
لبِ لعل و خطِ مشکین، چو آنش هست و اینش هست
بنازم دلبر خود را! که حُسنش آن و این دارد
-حافظ
591
درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین
بی تو بودن درد دارد
می زند من را زمین
فریدون مشیری
591
هیچ میدانید کار من به کجا کشیده بود؟
من مجبور بودم سالگرد رویاهای خود را جشن بگیرم!
فئودور داستایفسکی
591
اگر مرگ آن وقتی باشد که نفس بدن را ترک میکند، وقتی عشق ما از جهان رخت میبندد چگونه چنین چیزی مرگ نباشد؟ بنابراین، عشق به نیرومندی مرگ است.
آگوستین
591
چاپ پنجم منتشر شد...
در عمل عشق ورزیدن، بار دیگر و بهشکل کاملتری نقش سرنوشتساز مرگ را در آشکارسازی هستی بشر درمییابیم. وحشت مرگ بر عشق به جهان مبتنی است. مرگ نهفقط هرگونه تملک جهان، بلکه هرگونه میل عاشقانۀ ممکن به هر امر آیندهای را که ممکن است از جهان انتظار داشته باشیم از میان میبرد. به معنایی کاملاً منفی، مرگ به این ترتیب در جدا کردن ما از جهان به قدرتمندی عشق است.
هانا آرنت
