fa
Feedback
تنیدگی

تنیدگی

رفتن به کانال در Telegram

ویدیوها و مطالب جذاب از زبان اندیشمندان جهان برای علاقه‌مندان به مفاهیم علمی و فلسفی . پیج اینستاگرام ما: 👇 پیج اول (تنیدگی): https://www.instagram.com/tanidegi/ . پیج دوم (درهم‌تنیدگی) https://instagram.com/darhamtanidegi?u . ارتباط با من: @tanidegi_pv

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام تنیدگی

کانال تنیدگی (@tanidegi) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 12 130 مشترک است و جایگاه 1 289 را در دسته حقایق و رتبه 27 820 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 12 130 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 19 فوریه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -133 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 0 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
ویدیوها و مطالب جذاب از زبان اندیشمندان جهان برای علاقه‌مندان به مفاهیم علمی و فلسفی . پیج اینستاگرام ما: 👇 پیج اول (تنیدگی): https://www.instagram.com/tanidegi/ . پیج دوم (درهم‌تنیدگی) https://instagram.com/darhamtanidegi?u . ارتباط با من: @tanideg...

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 20 فوریه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته حقایق تبدیل کرده‌اند.

12 130
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-267 روز
-13330 روز
آرشیو پست ها
«وریا» چرا وریا بزرگ و عزیز است؟ به دلیل همین یک دقیقه. مانیفست روشن یک ورزشکار که زندگی حرفه‌ای خود را از زندگی اجتماعی جدا نمی‌کند. روشن‌تر از این نمی‌توان صورت‌بندی کرد: وقتی دردی دامان مردم را می‌گیرد، ورزش دیگر اولویت نیست. ما در دل آدم‌ها نیستیم و نمی‌دانیم آنچه بر زبان می‌آورند چقدر راستین است و چقدر به آن پایبندند. اما نفس «صورت‌بندیِ» این اولویت‌بندی درسی برای همۀ ماست. اجرای اصول اخلاقی دشوار است. در متن زندگی، آدمی دائم در درون درگیر است. پایبندی اصول اخلاقی هزینه دارد. گاه کسی جز خود فرد از این هزینه مطلع نمی‌شود. گذشتن از سود، گذشتن از جایگاه، گذشتن از پول، رفاه، زندگی راحت... این جدالی برای همۀ ماست. آری، وریا بزرگ و محترم است، زیرا این صورت‌بندی را واضح و شفاف بیان می‌کند. این پسر نیک کردستان درسش را به ما داده است. برای او و برای مردم عزیز کردستان آرزوی تندرستی می‌کنم. از کردستان سپاسگزارم که دامانی وریاپرور دارد. @tarikhandishi  |  تاریخ‌اندیشی

«معنا» جامه‌ای است که ما بر عریانیِ بی‌دفاع خویش می‌پیچیم تا از مرگ بگریزیم. سوگواری یکی از عمیق‌ترین معناسازی‌ها برای دفاع از «جان». ما با سوگواری یادآوری می‌کنیم جان بالاترین بهاست، جایگزین‌ناپذیر است، فراموش‌ناشدنی است و طبعاً گرفتن جان نیز نابخشودنی‌ترین گناه است. از رهگذر این معناسازی و پافشاری بر آن، بهای بی‌همتای جان زندگان دائم گوشزد می‌شود. اینک ما سوگواریم. سوگ ما جدالی با اعداد است. سوگ شمشیری است که به روی اعداد می‌کشیم. مرگ برای ما عادی نمی‌شود. ما سوگواریم تا بهای جان در جامعه‌مان پایین نیاید و خون‌های ریخته فراموش نشود. شاید پیکر بی‌جانی را به خاک بسپاریم، اما همیشه بار آن بر دوش ما می‌ماند. با هر مرگ غم ما بین مردگانمان «تقسیم» نمی‌شود، بلکه در تعدادشان «ضرب» می‌شود. این عهدی است که ما با کیان پیرفلک می‌بندیم تا نام او را به گوش فلک برسانیم. همان کاری که با نام مهساها، نیکاها و مهرشادها کردیم. زندگی ما دیگر عادی نمی‌شود. به همین دلیل، هر چیز — برای مثال فوتبالی — که بخواهد زندگی را عادی جلوه دهد، برایمان از نیش مار گزنده‌تر است. ما سوگواریم و باید سوگوار باشیم! خدای رنگین‌کمان، کیانِ ما را در آغوش بگیر و ببوس. برایش اثبات کن تو واقعاً خدای رنگین‌کمانی. زیبایی‌های دنیا را از آسمان نشانش بده. از ما که دیگر کاری برنمی‌آید، تو که می‌توانی کاری بکن تا آن شب تیره را فراموش کند. نگذار بفهمد این دنیا با او چه کرد... #کیان_پیرفلک @tanidegi

«سوگواران» Credit: https://instagram.com/tarikhandishii?igshid=YmMyMTA2M2Y= تصویر از: IG: jamalrahmatiartworks ـــ به نام خدا
«سوگواران» Credit: https://instagram.com/tarikhandishii?igshid=YmMyMTA2M2Y= تصویر از: IG: jamalrahmatiartworks ـــ به نام خدای رنگین‌کمان‌ ـــ می‌گویند مرگ یک انسان «فاجعه» است و مرگ بیش از یک انسان «عدد» است. به همین دلیل، از این پس باید از اعداد ترسید. به جای «اعداد» باید «نام‌ها» را فریاد زد. مرگ تک تک ما باید فاجعه‌ای مجزا بماند. هر کشته یک فاجعه. وظیفۀ یک جامعه این است که نگذارد قربانیانش به «عدد» تبدیل شوند و برای اینکه این مسخ‌شدگی شوم رخ ندهد و جان‌ها به ارقام تبدیل نشوند، باید «آیین سوگواری» را رعایت کرد. «سوگواری» قدمتی به اندازۀ طول عمر بشر دارد و کارکردهای فرهنگی متعددی داشته، اما یکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت سوگواری این بوده که عزاداری اساساً نوعی مکانیزم دفاعی در برابر مرگ است. این دنیا فی‌نفسه تهی از معناست و این انسان است که به دنیا و همۀ جزئیات و رخدادهای آن معنا می‌بخشد. معنا را ما می‌سازیم، چون بدون معنا عریانیم #زن_زندگی_آزادی ادامه در پیام بعد 👇 @tanidegi

. Credit: https://instagram.com/homayoun.gh?igshid=YmMyMTA2M2Y= . جنبش اجتماعی اخیر ایران ریشه در انقلاب در زندگی جامعه دارد.
+9
. Credit: https://instagram.com/homayoun.gh?igshid=YmMyMTA2M2Y= . جنبش اجتماعی اخیر ایران ریشه در انقلاب در زندگی جامعه دارد. سطحی‌نگری است که صرفا آن را محدود کنیم به #گشت_ارشاد و درگذشت #مهسا_امینی . ضمنا انقلاب زندگی جامعه، امری آنی، شتابان و زیرزمینی نیست. فرآیندی نرم و آرام در بستری طولانی از زمان است که از قضا بسیار مشهود و عیان رخ می‌دهد. . میتینگ کوروش، فعالیت گسترده مردم در بازارهای سرمایه مانند بورس و رمز‌ارزها، عادی شدن استفاده از پیرسینگ، نقش آفرینی تتو بر بدن‌ها، استقبال میلیونی قشر متوسط از سفر به ترکیه، فراگیر شدن انتخاب پوشش خارج از استاندارد حکومت، رشد صفحات و کانال‌های مجازی مرتبط با سلامت جسم و روان، سبک زندگی، توسعه فردی و موفقیت و صدها مثال دیگر از این دست، خبر از یک انقلاب در زندگی می‌داد. . #علوم_اعصاب #علوم_شناختی #روانشناسی #زن_زندگی_آزادی #علوم_سیاسی #علوم_اجتماعی #زندگی #انقلاب_زندگی #شناخت_اجتماعی #حجاب_اجباری #جنبش_اجتماعی @tanidegi

ولی بخشی مهم‌تر نیز وجود دارد، بخشی که به حاکمان احساسی از ایمنی و حقانیت در رفتار سرکوبگرانه‌شان می‌بخشد و بر درشتی و زشتی اَعمالشان لباسی از مشروعیت می‌پوشاند. علتش در باور الهیاتی‌شان ریشه دارد. آنان به خدایی قهّار باور دارند که ظلم‌شان را شرعی می‌کند و قُبح رفتارشان را برایشان آب می‌کشد! با وجود اعتقاد به چنین خدایی چه حاجت دارند به بندگانی که لایق پاسخ نمی‌دانند، پاسخگو باشند. صِرف وظیف پاسخگویی به خدایی جبّار، از آنان خدایگانی می‌سازد که مردم را همچون بنده‌ای می‌بینند فاقد حق و حقوق، یا حتی اصلاً نمی‌بینند! وقتی به آنان زینهار داده می‌شود: «نسبت به ظلمی که به مردم روا می‌دارید باید به درگاه الهی پاسخگو باشید»، با بی‌اعتنایی پاسخ می‌دهند: که خودمان پاسخ خدا را خواهیم داد! ظلم در این ساختار نه وجدان‌سوز است و نه غیر اخلاقی، اما ظاهراً دینی است و شرعی. در این الهیاتِ خدایگان و بنده نمی‌توان مسئولیت مدنی از حاکمان مطالبه کرد. زن، زندگی و آزادی به صحنهٔ عمومی آمده تا با نفی این تلقی ضداخلاقی از الهیات و با اعتراض مدنی‌اش روح آزادی و حقوق را به شهروند ایرانی بازگرداند و حاکمانی پاسخگو و واجد وجدانِ مسئولیت مدنی را جایگزین کند. @tanidegi

Credit: https://instagram.com/hosseinpayaa?igshid=YmMyMTA2M2Y= چرا حکومت خواست مهم‌ترین و مؤثرترین آحاد اجتماعی، متشکل از زنا
Credit: https://instagram.com/hosseinpayaa?igshid=YmMyMTA2M2Y= چرا حکومت خواست مهم‌ترین و مؤثرترین آحاد اجتماعی، متشکل از زنان، جوانان و دانشجویان را نمی‌‌شنود و نمی‌خواهد بشنود؟!واکنش‌های خشونت‌بار حکومتی تاکنون حاکی از آن بوده که قصد ندارد مطالبات عمیق مدنی مردم معترض را مشروع شمارد. حتی بدتر، بر سر مردم منت می‌نهد که اگر می‌خواستیم با تیرهای واقعی مثل آب خوردن قلع و قمع‌تان می‌کردیم! زهی شرف! در استبداد دینی، حاکمان خود را پاسخگوی خدایی می‌دانند که در فقه‌شان مولایی است در مقابل بنده و روشن‌تر بگوییم برده! در این چارچوب، احساس مسئولیت مدنی نمی‌تواند واقعیت یابد. بارها شنیده‌ایم می‌گویند حاکمیت در اِعمال زور و قدرت عریان حاضر نیست مسئولیت بپذیرد. اما چرا؟ آری راست است بخشی از بی‌مسئولیتی برآمده از فساد قدرتی فاقد مهار نظارت قانون عادلانه و مطبوعات آزاد است که خود را بر تار و پود زندگی مردم آوار می‌کند. ادامه در پیام بعد 👇 @tanidegi

مسئلۀ بسیاری این نیست که چرا دولت در زندگی مردم مداخله می‌کند، بلکه منظورشان این است که چرا دولت در «فلان مسئله» دخالت می‌کند؟! به جای آن بیاید در یک مسئلۀ دیگر دخالت کند. نه! مرز میان شهروند و حکومت مانند مرز میان دو کشور است. هر جا حکومت پیشروی کند، قلمروی شهروند کوچک می‌شود. این امکان وجود ندارد که بدون کوچک شدن دامنۀ آزادی شهروند، اختیارات دولت زیاد شود. به همین دلیل دولت همیشه تهدیدی برای آزادی است. به گمانم جدی‌ترین مشکل عصر جدید هم همین بوده که بخش بزرگی از مردم شیفتهٔ دولت بزرگ‌اند ــ که غایت آن «توتالیتاریسم» است؛ یک اَبَردولت ــ و مانند گربه‌ای که هر جور آن را رها کنی دوباره روی چهاردست‌وپا فرود می‌آید، هر نوع دولتی شکل گیرد، این دولت‌گُنده‌دوستان اختیارات آن دولت را بسط می‌دهند و آزادی را از بین می‌برند. به ویژه در جوامعی مانند ایران که «پدرسالاری» یک الگوی زیست اجتماعی دیرینه است، بسیاری ناخودآگاه تمایل دارند «دولت» جایگزین «پدر» شود. از دولت انتظار دارند، شغل ایجاد کند، امر و نهی کند، بر همه چیز نظارت کند، صاحب‌ اقتصاد باشد، منابع عمومی را تصاحب و بین مردم تقسیم کند، کتاب‌های درسی را بنویسد، رسانه‌ها را اداره کند، اخلاق عمومی را تعریف کند، بر هنر و ادبیات نظارت کند و هزاران اختیار دیگر. دولت پدری متکی به نیروی پلیس است و طبعاً در مجازات کردن هم ید طولا دارد! اینجاست که درک شهروند از آزادی مهم می‌شود؛ اینکه بدانند آزادی چیست. وگرنه شهروندان به سادگی به سیاهی‌لشگرِ جان‌برکفِ حاکمیتی آزادی‌ستیز تبدیل می‌شوند.

مرزهای آزادی Credit: https://instagram.com/tarikhandishii?igshid=YmMyMTA2M2Y= بین آزادی‌های فردی و اختیارات دولت/حکومت نسبتی
مرزهای آزادی Credit: https://instagram.com/tarikhandishii?igshid=YmMyMTA2M2Y= بین آزادی‌های فردی و اختیارات دولت/حکومت نسبتی معکوس وجود دارد. یعنی هر چه دامنۀ اختیارات دولت بیشتر شود، آزادی‌های فردی محدودتر می‌شود. بنابراین، کسب آزادی‌های فردی یعنی محدود شدن اختیارات دولت. اساساً «آزادی» به معنای «آزادی در برابر حاکمیت» است. بنابراین آزادی یعنی محدود کردن دولت/حکومت؛ یعنی شهروندان اجازه ندهند دولت از راه‌های دموکراتیک و غیردموکراتیکِ مختلف بر دامنۀ اختیارات خود بیفزاید و نیز بکوشند اختیاراتی که پیشتر به دولت داده شده، از دولت سلب شود. این معنای آزادی است. از این منظر که به مفهوم آزادی بنگریم، تازه متوجه می‌شویم بسیاری از مردم خیلی زود از آزادی رویگردان می‌شوند، چون معتقدند دولت/حکومت باید اختیارات گسترده باشد تا در زندگی مردم دخالت کند. طبعاً منظور همه از این مداخله «خیر» است؛ می‌خواهند دولت اختیارات داشته باشد تا برای مقاصد نیک در زندگی مردم دخالت کند. اما «شر» دقیقاً از همینجا شروع می‌شود. ادامه در پیام بعد 👇 @tanidegi

چطور از واقعیت اطلاع داری؟ . گفتگوی کوتاه، #مت_دیلاهانتی و #سای_تن_بروگن‌کیت #معرفت_شناسی @tanidegi

اگر دو نفر با هم مشکل داشته باشند، می‌توانند با هم گفتگو کنند. اگر سه نفر یا چهار نفر یا عده‌ای انگشت‌شمار با هم اختلاف داشته باشند، می‌توانند سر میزی بنشینند، رفته‌رفته مواضع همدیگر را بفهمند و توافقی بیندیشند. اما بگویید هزار نفر چگونه می‌توانند با هم گفتگو کنند؟ چند میلیون نفر چگونه؟ کی با کی باید صحبت کند؟ نتیجه چگونه مشخص می‌شود و چه سازوکاری برای تأمین رضایت گفتگوکنندگان میلیونی وجود دارد؟ گفتگوی اجتماعی امری محال است. پس گفتگو در سطح اجتماعی چیست و چه می‌شود؟ بشر پیشتر در این باره فکر کرده و راه‌حل گفتگوی اجتماعی را پیدا کرده است: «دموکراسی» همان گفتگوی اجتماعی است. دموکراسی سازوکار عملی گفتگو میان مردم یک کشور است. گفتگوی معنادار هیچ راهکار دیگری ندارد. از طریق سازوکار دموکراتیک شهروندان همفکرترین نمایندۀ خود را انتخاب می‌کنند تا به جای آنها «گفتگو» کند. اتاق گفتگو «پارلمان» است. گفتگوی معنادار از مجاری دموکراسی محقق می‌شود و اصلاً این سازوکار ساخته شد تا شهروندان بتوانند با هم گفتگو کنند. مشکل ما این نیست که مردم نمی‌دانند باید گفتگو کنند! آدرس پوچ به جامعه ندهید! مشکل این است که دموکراسی نداریم. مشکل گفتگو کردن یا نکردن نیست، مشکل این است که سازوکار عملی گفتگو از میان رفته است. فهمیدن اینکه گفتگو خوب است، خردمندی نمی‌خواهد. عموم مردم می‌فهمند گفتگو خوب است و خشونت بد است. به جای دعوت به گفتگو، بگویید چگونه دموکراسی داشته باشیم. @tanidegi

"گفتگوی محال" Credit: https://instagram.com/tarikhandishii?igshid=MDE2OWE1N2Q= تصویر از: IG: arshideh.shahangi این تصویر از م
"گفتگوی محال" Credit: https://instagram.com/tarikhandishii?igshid=MDE2OWE1N2Q= تصویر از: IG: arshideh.shahangi این تصویر از مراسم دولتی روز سیزده‌آبان ثبت شده است؛ از آن دست تصاویر چشم‌نواز تاریخی که این روزها بسیار می‌بینیم. شهامت مدنی اگر تصویر داشت، همین بود. اما باید پاسخی به یک مغالطۀ رایج بدهم. خردمند و دلسوز به نظر رسیدن کِیف می‌دهد، اما خردمندی صوری خیانت به خودِ خردمندی است؛ چنانکه دلسوزیِ توخالی به خود دلسوزی آسیب می‌زند. این روزها از این دست خردمندی‌های توخالی زیاد می‌بینیم و جان کلام آنها نیز نفی خشونت و ترغیب به گفتگوست. اصلاً گفتگو یعنی چه؟ کسی می‌داند گفتگو چگونه باید صورت بگیرد؟ گفتگو در سطح اجتماعی برای حل معضل سیاسی ایران پوچ است. در ظاهر امر دعوت به گفتگو متمدنانه و مدرن به نظر می‌رسد، اما وقتی به پس آن می‌رویم پوچ بودن آن مشخص می‌شود. اساساً گفتگو در سطح «اجتماعی» بی‌معناست. یعنی گفتگوی «شهروندان» با همدیگر بی‌معناست. نه امکان‌پذیر است و نه فایده‌ای دارد. گفتگوی شهروندان با حاکمان هم بی‌معناست. اصلاً گفتگو در سطح شهروندی هم محال و هم بی‌فایده است. یعنی چه؟ ادامه در پیام بعد 👇 @tanidegi

مسئله خود زندگی‌ست آرش حیدری، جامعه‌شناس Credit: https://instagram.com/hammihanonline?igshid=YmMyMTA2M2Y= . #زن_زندگی_آزادی @tanidegi

#تسلیت @tanidegi
#تسلیت @tanidegi

این نسل به طور شهودی و غریزی ــ و البته تا حدی هم آگاهانه ــ می‌داند اهدافش را باید از درون «زبان» دنبال کند. برای نسلی که هدفش مبارزه با «عرف» و فرهنگ سنگین پیشینیان است، یکی از بسترهای اصلی برای این مبارزه «زبان» است. وقتی می‌خواهید عرفی را از پایه تخریب کنید، راهش به کار بردن زبانی است که عرف همیشه آن را پس زده است. نتیجۀ آسان و کم‌هزینۀ این روش «تقدس‌زدایی» است. ناسزاها بخشی از زبان این نسل است، به همین دلیل خیلی آسوده می‌توانند سر یک ناسزا با هم توافق کنند. در حالی که شنوندگان مسن‌تر با شرم می‌شنوند، آنها در فریاد زدن آن ناسزاها هیچ پروایی ندارند. مسئله دقیقاً «پروا»ست: در برابر «پروای» تلقین‌شده، آن‌ها «بی‌پروایی» می‌کنند. اگر برگردید به عقب، چند سالی هست که ناسزا وارد ترانه‌ها شده، به ویژه در متون رپ. این فحاشی اصلاً پدیدۀ جدیدی نیست، فقط نمود آن در «کنش سیاسی» جدید است؛ دلیل آن هم روشن است، چون تا پیش از این، این نسل کنش سیاسی در این ابعاد نداشت. بنابراین، این ناسزاگویی چیزی نیست که این جوانان «نسل زد» تازه آن را کشف کرده باشند، اینها این زبان جنسی عریان را در زندگی روزمره‌شان وارد کرده‌اند تا اصلاً مرزهای خود را با فرهنگ مسلط بزرگسالان روشن کنند. تا وقتی کلیت این نسل را نشناسیم، کُنش‌های آن را هم نمی‏فهمیم. در اینجا مسئله نه خشم است و نه بی‌تربیتی... در واقع مسئله بسی بزرگ‌تر است! این راهبردی زبانی برای مبارزۀ فرهنگی آنهاست. آن‌ها پیشتر با همین روش از بسیاری از مسائل جنسی قبح‌زدایی کرده بودند! شما حواستان نبوده احتمالاً... @tanidegi

نسل زِد و کاربرد ناسزا Credit: https://instagram.com/tarikhandishii?igshid=MDE2OWE1N2Q= . فحاشی منسجم و هدفمند پدیدۀ جدید و ن
نسل زِد و کاربرد ناسزا Credit: https://instagram.com/tarikhandishii?igshid=MDE2OWE1N2Q= . فحاشی منسجم و هدفمند پدیدۀ جدید و نامنتظره‌ای بود که در اعتراضات اخیر در نسل جوان هویدا شد و برای بسیاری سوال شده که قضیه چیست. ریشۀ این «کنش زبانیِ تند» کجاست؟ این خشونت است یا مسئله چیز دیگری است.عجیب‌تر اینکه این ناسزاها از سوی قشر دانشگاهی بیان می‌شود. ناسزا، به ویژه ناسزاهای رکیک جنسی، معمولاً نتیجۀ خشم است. تجربۀ دیرینه‌ای که ما با کاربرد فحش داشته‌ایم همین بوده است. وقتی فرد به حد وافری از خشم می‌رسد، به خشونت کلامی روی می‌آورد و نمود خشونت کلامی «فحش» است. اما در این نسل جوان این نوع ناسزاگویی اتفاقاً نشانۀ بروز خشم نیست، بلکه بسیار خونسردانه و آگاهانه به کار برده می‌شود. زبان عریان جنسی و در نتیجۀ آن، ناسزای جنسی بخشی از راهبرد کلان این نسل برای در هم شکستن عرف است. ادامه در پیام بعد 👇👇 @tanidegi

اگر تمایل دارین فعالیت علمی و فلسفی سابق، همزمان با پست‌های انتقادی و اعتراضی منتشر بشه، خوشحال میشم با انتخاب گزینه‌ی بله/خیر توی نظرسنجی شرکت کنین 💜
Anonymous voting

#زمان در #نسبیت و #کوانتوم زمان، بنیادی است یا ظهوریافته یا تنها یک توهم؟ با توضیحات #شان_کارول، فیلسوف و فیزیکدان نظری Credit: Closer to truth YouTube Channel ویدیوهای تگ‌شده در ویدیو 👇 #آگاهی_جاودانگی_مجازی_شان_کارول #پیکان_زمان_بخش_اول_شان_کارول @tanidegi

جنسی‌سازی Credit: https://instagram.com/javad_himself?igshid=YmMyMTA2M2Y= . #دانشگاه_شریف #زن_زندگی_آزادی @tanidegi
+9
جنسی‌سازی Credit: https://instagram.com/javad_himself?igshid=YmMyMTA2M2Y= . #دانشگاه_شریف #زن_زندگی_آزادی @tanidegi

حمکرانیِ دگرستیزانه و تمامیت‌خواه با ایجاد این شکاف، همواره شهروند را در موقعیتِ ریاکاری و دروغ نگه می‌دارد و شهروند که نیاز دارد با خودش روراست باشد، به محض اینکه فرصتش را پیدا کند از این حباب فریبکارانه بیرون می‌زند و بود و نمودِ خود را همساز می‌کند. می‌خواهید قهرمان‌های ورزشی پوششِ مطبوع ایدئولوژی شما را داشته باشند؟ این انتخاب قاعدتاً باید برعهدۀ خود ورزشکاران باشد. اگر تن‌پوشِ مطبوعِ خود را به‌زور بر تن خلائق کنید، شهروندان را وادار به ریاکارانه‌زیستن می‌کنید. و البته منفعتِ این شکل از حکمرانی می‌رود به جیب کشورهای آزادتر همسایه: سفر به این کشورها به شهروندان مجال می‌دهد در زیست ریاکارانه‌ای که حاکمیت برای‌شان رقم زده وقفه بیندازند و وجدان معذب خود را آرام کنند و اگر بضاعتش را نداشته باشند، که در سایۀ اقتصادِ خراب، تعداد کسانی که می‌توانند سفر کنند روزبه‌روز کمتر می‌شود، ناچار می‌شوند همین‌جا از آن حباب بیرون بزنند. @tanidegi

#زن_زندگی_آزادی درباب ماجرای دختر قهرمان سرزمین‌مان، الناز رکابی، و موارد مشابه بسیار: Credit: https://instagram.com/kavehbeh
#زن_زندگی_آزادی درباب ماجرای دختر قهرمان سرزمین‌مان، الناز رکابی، و موارد مشابه بسیار: Credit: https://instagram.com/kavehbehbahani?igshid=MDE2OWE1N2Q= بسیار دیده‌ایم بازیگران یا مجریانِ تلویزیون یا ورزشکارانی را که مهاجرت کرده‌اند و به محضِ مهاجرت، بی‌درنگ، حجاب از سر برداشته‌اند. اگر به یکی از کشورهای همسایه سفر کنید، مثلاً ترکیه یا ارمنستان یا گرجستان، که به‌لطف حضور گستردۀ ایرانیان بازارشان رونق بسیار دارد، می‌بینید هنوز هواپیما به کشور مقصد نرسیده که اکثریت مطلق زنان ایرانی روسری و مانتو را درآورده‌اند.  این یعنی چه؟ یعنی بین «واقیعت/ بود» و «ظاهر/ نمودِ» ایرانیان رخنه و شکافی ایجاد شده. یعنی تن‌دادن به آن پوشش، برای بسیاری از شهروندان، از سرِ اِکراه و اجبار بوده، و شهروند-بانویِ ایرانی به محضِ رهایی از جبر، این شکاف را رفو می‌کند. همین‌که بسیاری از زنان در ایران تا جایی که می‌شود روسری را عقب‌تر می‌کشد، شاهدی است بر این ادعا که از سر اِکراه یا به هر دلیل، صرفاً مناسکی را رعایت می‌کنند، بی‌آنکه در ذهن و ضمیرشان به آن اعتقاد داشته باشند. ادامه در پیام بعد 👇👇 @tanidegi