fa
Feedback
Peace.

Peace.

رفتن به کانال در Telegram

در بین دست نوشته‌هایت دنبال من بگرد.

نمایش بیشتر
394
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
2_5244993033715331019.mp35.22 MB

منو لمس کردی ولی درک نه.

حیف از جوونیم. حیف از هرچیزی که یک زمانی تحت هر شرایطی در من زنده بود.

میگن میگذره. از اون "گذشت" ها که به خودت میای میبینی دیگه یادت نیست با چه بدبختی شب و روز کردی. این مشکل جاشو یک بدبختی دیگه پر میکنه، این آدمی ام که هستی تبدیل میشه به کسی که هرکی ببینت میپرسه "چی بهت گذشت این شدی؟" چی بهمون گذشت واقعا؟ از کدوم سوراخ گزیده شدیم که تمامه روحمون زخمه؟ با چه تلنگری با سر خوردیم زمین که الان دلمون خونه؟

Repost from N/a
I whisper "what the fuck" to myself 50 times a day

photo content

شاید هیچگاه دلتنگت نشدم، هیچ‌گاه نگاهم چشم انتظارت نبود و هیچوقت برایت اشک نریختم. اما من دلم برای خودم تنگ شد، پریشان به دنبال خود بودم و یک نفس به حالم گریه کردم.

I loved you too early and you loved me too late.

فریاد زدن چه فایده‌ای داره وقتی هیچوقت شنیده نمیشی؟

نه تفنگ، نه خنجر، نه لشکر و حتی نه یک پادشاه میتونه قدرتمند تر از یک جمله باشه. خنجر میتونه ببُره و بُکشه، ولی کلمه زده میشه و میمونه، دفن میشه توی استخون و جسدی که میشه که ما حملش میکنیم.

Hengameh - Ghasam Mikhoram (320-Naslemusic).mp38.78 MB

حرف بزنیم.

• اتفاقی که برای یه INFJ افتاد مدت طولانی‌ای تلاش کردی که عجیب و سرد رفتار کنی به طوری که هیچکس نمی‌خواست تلاشی برای شناختت بکنه، البته فکر کنم به جز یک نفر. اما وقتی افکار عمیق و عرفانی‌ات رو دید، که در واقع یک نگرانی فلج‌کننده در مورد این بود که مردم رفتارهات رو تایید میکنن یا نه، خیلی سریع بیخیال شناختت شد.

توی شهری که نفس میکشه پریشون راه میرم تا یک چهره‌ی آشنا ببینم، عطر آشنا بشنوم، بهش برسم و دوباره بفهمم این چشم ها دروغ نمیگن. این چشم‌ها هیچ احساسی به من ندارند.

چقدر نگفتم چیزایی که باید بکوبم توی صورتشون.

انقدر فکر توی مغزم دارم، حرف توی گلوم و من چقدر میتونستم روراست باشم ولی بجاش نگه داشتم کلمات و چقدر گِله موند و نگفتم. من چقدر اشتباه کردم.

I finally got the message, he didn't love me he didn't... he didn't even liked me.

Tell me the Fairy Tail story about how the sun loved the moon so much that he died every night just to let her breathe.

photo content

فقط اگر تصور می‌کردم بالِ پرواز دارم، هیچوقت از این بلندی زنده خارج نمی‌شدم.