fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

بینش

بینش

رفتن به کانال در Telegram

بگو این راه من است www.Binesh.cc

نمایش بیشتر
6 749
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+197 روز
+10430 روز
آرشیو پست ها
زنجیرهٔ آتش (داستان تاریخی) ۲- نخستین شعله‌ها 📝 نویسنده: عبدالعزیز آل محمود 🖊 ترجمه: عادل حیدری سال‌ها پس از آن گریز پرالتهاب، اکنون میرزا در کوچه‌های مکه قدم می‌زند؛ در غربتی سنگین که نه احترام مردم و نه آرامش حرم، تسکینی بر آن است. او که یادگارهای تلخ و شیرین شیراز، عشق نافرجام شاه‌دخت پری‌خان خانم و داغ‌های گذشته را در سینه دارد، سرانجام تصمیم می‌گیرد در گوشهٔ کتابخانه‌ای کوچک، قصهٔ این ویرانی را برای دو کاتب جوان روایت کند. اما برای یافتن ریشهٔ این «زنجیر آتش»، باید بیش از یک قرن در زمان به عقب بازگشت؛ به روزگاری که یک شاهدخت مسیحی، زادگاهش ترابزون را با چشمانی اشک‌بار ترک کرد تا با یک پادشاه مسلمان پیوند ازدواج ببندد. در شکوه کاخ هشت‌بهشت تبریز و در میان جشنی تاریخی، وصلتی رقم می‌خورد که ناخواسته، نخستین شعله‌های آتشی درازدامن را می‌افروزد؛ آتشی که سال‌ها بعد، همه‌چیز را به خاکستر بدل خواهد کرد... مطالعه در سایت بینش: binesh.cc/archive/2935

اسلامی‌سازی سکولاریسم فصل اول: مقدماتی بنیادین در حاکمیت شریعت 📝 نویسنده: دکتر فهد العجلان 🖊 ترجمه: عبدالله شیخ آبادی پروژهٔ اسلامی‌سازی سکولاریسم تلاشی است برای عبور از بن‌بستِ مقاومتِ جوامع اسلامی در برابر الگوهای وارداتی؛ به این معنا که به جای رد صریح احکام اسلام، با بازنگری در متون شرعی و ارائهٔ قرائت‌های ساختگی، تلاش می‌شود میان دین و سکولاریسم سازگاری ایجاد شود تا دیگر مخالفتی میان اسلام و مفاهیم مدرن دیده نشود. فصل اول این نوشتار به تبیین مقدماتی پیرامون حاکمیت شریعت می‌پردازد و نشان می‌دهد که این اصل، حکمی قطعی، ریشه‌دار و بنیادین در هویت اسلامی است و جدا کردن احکام دین از عرصهٔ جامعه و حکومت، با حقیقتِ باور مسلمانان در تضاد قرار دارد. مطالعه در سایت بینش: binesh.cc/archive/2931

زنجیرهٔ آتش (داستان تاریخی) ۱- فرار از خاکستر قزوین 📝 نویسنده: عبدالعزیز آل محمود 🖊 ترجمه: عادل حیدری قزوین، آذر ۹۵۶ خورشیدی برابر با نوامبر سال ۱۵۷۷ میلادی؛ دوران پرآشوب صفویه است. با قتل ناگهانی شاه اسماعیل دوم پس از یک سال‌واندی حکومت پرالتهاب، خلأ قدرت پایتخت را در هراس و بلاتکلیفی فرو می‌برد. در این میان، امیران قزلباش دست‌به‌کار پاکسازی مخالفان و یاران شاه مقتول می‌شوند تا تسلط خود را بر ارکان حکومت تثبیت کنند. «میرزا مخدوم شریفی»، از چهره‌های برجسته و مذهبی نزدیک به شاه، با رسیدن نامه‌ای شتاب‌زده متوجه می‌شود که نامش در صدر فهرست محکومان به مرگ قرار دارد. او پیش از آنکه عمارت و کتابخانهٔ کهنش به آتش کشیده شود، ناچار می‌شود با دستاری ساده و هویتی پنهان، خانه، بستگان و زندگی‌اش را رها کند و به امید رسیدن به قلمرو عثمانی، پای در جادهٔ غرب بگذارد. در سرزمینی که سوءظن همه‌جا سایه انداخته و مردم از بیم شحنه‌ها حتی در کاروانسراها با تقیه سخن می‌گویند، میرزا تلاش می‌کند ناشناخته بماند؛ اما ردپای تعقیب‌کنندگان قزلباش همواره نزدیک‌تر از آن است که تصور می‌کند. مطالعه در سایت بینش: binesh.cc/archive/2925

تجسّد اعمال و میزان عدل الهی در آخرت قرائتی در اندیشهٔ امام ابن قیم رحمه الله 📝 عادل حیدری از نگاه امام ابن‌قیم، پاداش و کیفر اخروی با زندگی دنیوی انسان بی‌ارتباط نیست، بلکه میان عمل و نتیجهٔ آن تناسبی حقیقی وجود دارد؛ به همین دلیل بر اصل «پاداش از جنس عمل است» تأکید می‌کند. نیکی و بدی انسان در دنیا، آثار و نتایجی متناسب با خود در آخرت خواهد داشت. برای نمونه، کسی که در دنیا از خطای مؤمنی می‌گذرد و با او آسان‌گیری می‌کند، به گذشت و آسان‌گیری الهی امیدوار است. همچنین ابن‌قیم میان برخی احوال قیامت و اعمال دنیا ارتباط برقرار می‌کند؛ مانند ارتباط سرعت عبور از صراط با سرعت حرکت انسان در صراط مستقیم، یا ارتباط پایبندی به سنت پیامبر در دنیا با بهره‌مندی از حوض در آخرت. بر این اساس، قیامت در این نگاه عرصه‌ای جدا از زندگی دنیا نیست؛ بلکه محل آشکار شدن نتایج و حقایقی است که انسان در زندگی خود شکل داده است... مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2922

به‌زودی در بینش: «سلسلة النار» یا «زنجیرهٔ آتش» نوشتهٔ دکتر عبدالعزیز آل محمود، داستان زندگی میرزا مخدوم شریفی شیرازی است؛ عا
به‌زودی در بینش: «سلسلة النار» یا «زنجیرهٔ آتش» نوشتهٔ دکتر عبدالعزیز آل محمود، داستان زندگی میرزا مخدوم شریفی شیرازی است؛ عالمی که در یکی از پرآشوب‌ترین دوره‌های حکومت صفوی، سرنوشتش به شاه اسماعیل دوم گره می‌خورد. با به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل دوم، میرزا مخدوم به دربار نزدیک می‌شود و خیلی زود به مقام «صدر» می‌رسد؛ مقامی که او را در قلب تصمیم‌های مذهبی و سیاسی حکومت قرار می‌دهد. یکی از نخستین کارهای او، تلاش برای متوقف کردن رسم تبرّاست؛ رسمی که در آن به خلفا و بسیاری از صحابه توهین و لعن می‌شد. اما تغییر چنین رویه‌ای در دربار صفوی آسان نیست. میرزا مخدوم خیلی زود درمی‌یابد که دشمنانش کم نیستند و هر تصمیم می‌تواند آتش یک درگیری تازه را شعله‌ور کند. در این میان، شاه اسماعیل دوم میان گذشته، دشمنانش و آرزوی تغییر گرفتار شده است؛ و پریخان خانم، خواهر قدرتمند شاه، نیز در پشت پردهٔ بسیاری از حوادث حضور دارد. از اینجا، داستان وارد مرحله‌ای پرتنش‌تر می‌شود؛ جایی که اعتماد، قدرت، مذهب و توطئه در هم می‌آمیزند و سرنوشت شاه و میرزا مخدوم بیش از پیش به یکدیگر گره می‌خورد... «زنجیرهٔ آتش» روایتی داستانی از یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ صفوی است؛ روایتی از دربار، کشمکش‌های مذهبی و سیاسی، و مردی که در میان این همه آشوب، ناچار است راه خود را پیدا کند. ترجمهٔ این رُمان به‌زودی، به‌صورت قسمت ‌به ‌قسمت در «بینش» منتشر خواهد شد. با بینش، بخوانید.

در باب زیبایی‌های مرگ تأملی بر حقیقت، هراس و آرامش مرگ 📝 بدر آل مرعی در مفهوم مرگ در اسلام تأمل و ژرف‌اندیشی کردم، به این امید که بتوانم این موضوع را به روشن‌ترین و رساترین شیوه بیان کنم. مرگ در نگرش اسلامی، نه ابزاری برای ترساندن پوچ‌گرایانه است و نه مترسکی بی‌خاصیت؛ در این توازن و تعادل دقت کن: گاهی احادیثی را می‌خوانی که انسان را به یادآوری مداوم مرگ و دل‌نبستن به دنیا تشویق می‌کنند، و از سوی دیگر احادیثی را می‌بینی که آرزوی مرگ را به خاطر سختی‌ها و بلاهای روزگار ناپسند می‌دانند. آدمی همواره نیازمند مهار و تعادل احساسات خویش است؛ اگر در لذت‌های زودگذر دنیا فرو رود، یاد مرگ به سراغش می‌آید تا حقیقت را به یادش بیاورد؛ اینکه ما در وهلهٔ نخست برای بندگی خداوند و آمادگی برای دیدار او پا به این جهان گذاشته‌ایم. مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2917

فایدهٔ تاریخ بخش اول: حفظ دین و فهم سنت‌های الهی 📝 محمد الهامی فواید تاریخ بسیار زیاد است و تلاش برای شمارش و دسته‌بندی آن‌ها کاری اجتهادی است که نویسندگان در آن با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند. فایدهٔ تاریخ به‌طور کلی حول دو محور می‌چرخد: نخست: شناخت سنت‌هایی که زندگی بر پایهٔ آن‌ها جریان دارد و بیانگر سرشت انسان، سازوکار جامعه، مسیر اوج و سقوط ملت‌ها، زمینه‌های پیدایش و فروپاشی تمدن‌ها و مسائلی از این دست است. دوم: پیامد عملی این شناخت؛ آنچه از آن با مفاهیمی چون عبرت‌گرفتن، الگو گرفتن و استفاده از تاریخ و شخصیت‌های اثرگذار آن یاد می‌شود. در این میان مورد سومی هم وجود دارد که در حقیقت از مورد نخست ریشه می‌گیرد: اینکه مخاطب تاریخ، نظریه‌ای از آن استخراج کند تا تاریخ را با آن تبیین نماید و سنت‌های حرکتی‌اش را بشناسد. این امر طبعاً باید پس از مطالعه‌ای گسترده شکل بگیرد؛ اما واقعیت این است که بسیاری از نظریه‌پردازان، بدون بررسی همه‌جانبه و اشراف کافی به تاریخ که بتواند مجوزی برای ارائهٔ نظریه‌شان باشد، نظریه‌ای را مطرح می‌کنند و به آن پایبند می‌شوند. در این حالت، صاحب نظریه می‌کوشد با تاریخ برای دیدگاه خود استدلال بیاورد؛ در نتیجه، تاریخ را برای اثبات نظریه‌اش به خدمت می‌گیرد. مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2912

شیفتگی و دست‌وپا زدن برای دنیا - مانند وسواس برتری شغلی، جایگاه، شهرت، ثروت، رقابت مصرف‌گرایی و غیره - انسان‌هایی پرخاشگر می‌
شیفتگی و دست‌وپا زدن برای دنیا - مانند وسواس برتری شغلی، جایگاه، شهرت، ثروت، رقابت مصرف‌گرایی و غیره - انسان‌هایی پرخاشگر می‌سازد که به ناچیزترین دلایل آمادهٔ هجوم به دیگری هستند؛ زیرا طرف مقابل نیز دقیقاً به همین شیوه ساخته شده است. در نتیجه، هر دو طرف به یکدیگر به چشم رقیبی احتمالی نگاه می‌کنند که باید نابود شود یا در بهترین حالت، مزاحمی تلقی می‌شود که باید از آن دوری جست و به حرکت در مسیر موفقیتی که گنجایش دیگری را ندارد ادامه داد. - عبدالله الشهری 🩵 مرکز بینش سایت | تلگرام | اینستاگرام | فیس‌بوک

Repost from بینش
🎞 نفوذ ناآگاهانه مفاهیم لیبرال به ذهن مردم 📗 شیخ ابراهیم السکران 📌 ترجمه از مرکز مطالعات اسلامی بینش ⏱مدت زمان: 4:14 ⬅️ آدرس‌های ما: سایت: www.Binesh.cc تلگرام: t.me/Bineshcc فیس‌بوک: fb.com/Bineshcc اینستاگرام: instagram.com/Bineshcc

در باب شبهات اعتقادی ماهیت، انواع، خاستگاه‌ها، عواقب و روش‌های رویارویی با شبهه 📝 عایض الدوسری شبهه‌های فکری و اعتقادی معمولاً در یک فضای کاملاً منطقی شکل نمی‌گیرند؛ بلکه در بیشتر موارد، حاصل آمیخته شدن بخشی از حق با باطل، بهره‌گیری از جذابیت‌های رسانه‌ای، یا سوءاستفاده از ادعاهای به‌ظاهر علمی هستند. از سوی دیگر، شرایط روحی، تجارب تلخ فردی و تمایلات نفسانی نیز زمینه را برای اثرگذاری سریع‌تر این شبهات فراهم می‌کنند. نویسنده در این پژوهشِ تفصیلی، به بررسی همه‌جانبهٔ موضوع پرداخته و پنج بخش اصلی را پوشش داده است: ماهیت شبهه، سرچشمه‌ها و عوامل ترویج شبهات، انواع شبهات، پیامدهای فردی و روانی شبهه و شک و در پایان راهکارهای مواجهه و درمان بیماری شبهات. مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2905

خوشبختیِ گم‌شده و گم‌شدگان خوشبختی تجارت امید با برچسب توسعهٔ فردی 📝 حنان العنزی وقتی فشارها و مشکلات زندگی زیاد می‌شود، مردم با دیدن تبلیغات پر زرق و برق و شعارهای جذاب دوره‌های آموزشی فکر می‌کنند ساده‌ترین راه خوشبختی را پیدا کرده‌اند. به این ترتیب، خیلی زود در دام برگزارکنندگان این دوره‌ها می‌افتند؛ کسانی که نه‌تنها جیب مردم را خالی می‌کنند، بلکه آرامش دنیا و سلامت آخرتشان را هم از بین می‌برند. این افراد پشت عناوینی مانند «توسعهٔ فردی» و «رشد شخصی» پنهان می‌شوند، اما هدفی جز پول ‌درآوردن یا رسیدن به شهرت ندارند. آن‌ها به مخاطب قول می‌دهند که فقط با تمام شدن دوره، به همه‌چیز می‌رسد؛ از ثروت و شادی گرفته تا ازدواج موفق و هر آرزوی دیگر. مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2899

نه آقای داوکینز! هوش مصنوعی آگاه نیست وقتی آتئیست مشهور فریب «طوطی‌های تصادفی» را می‌خورد 📝 اَرویٰ مهداوی اگر بخواهم کاملاً صادق باشم، هیچ‌وقت آدم دین‌داری نبوده‌ام. زمانی که ریچارد داوکینز - مشهورترین آتئیست جهان - استدلال می‌کرد باور به خدا توهمی «زیان‌بار» است، کاملاً با او هم‌عقیده بودم. اما شاید بد نباشد در دیدگاهم تجدیدنظر کنم؛ چرا که اتفاقات اخیر باعث شده در قضاوت‌های داوکینز دربارهٔ زندگی، جهان و همه چیز تردید کنم. ماجرا از این قرار است که این زیست‌شناس تکاملی اخیراً علناً ادعا کرده که هوش مصنوعی ممکن است دارای «آگاهی» باشد! داوکینز در یادداشتی نوشت چطور متن رمانی را که در دست نگارش داشت، به چت‌بات کلود (محصول شرکت آنتروپیک) داده است. او می‌نویسد: «چند ثانیه طول کشید تا متن را بخواند و سپس چنان درک ظریف، حساس و هوشمندانه‌ای از خود نشان داد که بی‌اختیار فریاد زدم: شاید خودت ندانی آگاهی، اما لعنتی تو واقعاً آگاهی داری!» این اظهارنظر نشان‌دهندهٔ سوءتفاهمی چنان عمیق دربارهٔ مدل‌های زبانی بزرگ است که انسان بی‌اختیار می‌خواهد فریاد بزند: «اصلاً و ابداً این‌طور نیست!» اما صبر کنید، داستان به همین‌جا ختم نمی‌شود. مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2895

جزى الله القائمين على هذه الترجمة خير الجزاء، وبارك في جهودهم. وهذه إحدى المقالات التي تُرجمت إلى اللغة الفارسية. وجميع ما يُنشر في هذه القناة مأذونٌ في نشره وترجمته، ابتغاء نشر الخير. فمن أحب أن يترجم شيئًا من مقالاتها أو رسائلها إلى اللغة التي يُحسنها، فله الدعاء والشكر، مع العناية بأمانة المعنى، والدقة في نقله، والمحافظة على روح النص ومقصوده.

رابطهٔ تاریخ با دیگر علوم انسانی 📝 محمد الهامی کتاب‌های تخصصی علم تاریخ معمولاً بخشی را به بررسی «رابطهٔ تاریخ با دیگر علوم انسانی» اختصاص می‌دهند. این موضوع نیز بیشتر جنبهٔ نظری دارد و فایدهٔ عملی آن اندک است؛ در واقع، مبحثی دانشگاهی و مربوط به طبقه‌بندی علوم به شمار می‌رود و اهمیت کاربردی چندانی ندارد. دامن زدن به این بحث در غرب به دلیل منازعات ساختاری و کشمکش‌ها بر سر جداسازی رشته‌ها، تعیین مرزها و نحوهٔ تعامل آن‌ها با یکدیگر بسیار بالا گرفت. در نتیجه، جدال‌های فراوانی دربارهٔ تفاوت علوم، روش‌ها و ابزارهای هر رشته شکل گرفت؛ بحث‌هایی از این دست که کدام علم زیرمجموعهٔ دیگری است یا کدام رشته برای بررسی یک پدیدهٔ مشخص، شایسته‌تر و تواناتر است! از آنجا که جنبهٔ نظری بر این موضوع غلبه دارد، ما در اینجا به اشاره‌ای گذرا بسنده می‌کنیم تا خواننده صرفاً در جریان کلیت امر قرار گیرد. مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2893

زندان فوری‌خواهی حصار تصویر و خبر و فرسایش درونی مؤمن 📝 علی آل حواء رویدادهای خبری به هیولایی می‌ماند، که از توجه مردم تغذیه می‌شود؛ هر ساعت دهانش را باز می‌کند تا لقمه‌ای تازه از احساسات عمومی ببلعد. این هیولا اول آنها را می‌خورد، سپس به صورت توده‌ای سرگشته و بهت‌زده بالا می‌آورد، ملتی که دقیقاً می‌دانند چه خبری داغ و ترند شده، اما از آنچه آرام گرفته و جا افتاده بی‌خبرند؛ انفجارها و تحولات را یکی‌یکی می‌شمارند، اما از کنار زخم‌های عمیق اعتقادی، همچون مسافری شتاب‌زده که از کنار قبر پدرش می‌گذرد، بی‌تفاوت عبور می‌کنند. طبیعت انسان به‌طور غریزی به سوی پدیده‌های متحرک، پرهیجان و دائماً در حال تغییر کشیده می‌شود. به همین دلیل، بیشتر مجذوب شعله‌های سرکش می‌شود تا حقیقت‌های آرام و عمیقی که برای درک آن‌ها، دل به آرامش و تأمل نیاز دارد. دقیقاً به همین دلیل است که رویدادهای بزرگ در دست رسانه‌ها مانند یک جاروبرقی غول‌آسا عمل می‌کنند و همهٔ عواطف و احساسات جامعه را به یک سو می‌کشانند. این موضوع با آنچه در روان‌شناسی شناختی «خطای دسترسی ذهنی» نامیده می‌شود، همخوانی دارد؛ مفهومی که تورسکی و کانمن آن را توضیح داده‌اند. بر اساس این نظریه، انسان معمولاً اهمیت یا احتمال وقوع یک رویداد را نه بر پایهٔ وزن واقعی آن، بلکه بر اساس این‌که آن رویداد چقدر آسان به ذهنش می‌آید، ارزیابی می‌کند. مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2887

📗 عنوان کتاب:نقد نظرات طه جابر العلوانی در کتاب «چالش‌های تعامل با سنت نبوی» 🔹 عنوان اصلی: قراءات نقدية: إشكالية التعامل مع السنة النبوية للدكتور طه جابر العلواني 📝 نویسنده: دکتر فهد العجلان 🖊 مترجم: ایوب سلیمانی 📑 تعداد صفحات: ۵۵ 🩵 مرکز بینش سایت | تلگرام | اینستاگرام | فیس‌بوک

بسیاری از رویکردهای نوین در مواجهه با نصوص صحیح با شعارِ بازگشت به قرآن، ناخودآگاه راه عبور از سنت نبوی را در پیش گرفته‌اند.
بسیاری از رویکردهای نوین در مواجهه با نصوص صحیح با شعارِ بازگشت به قرآن، ناخودآگاه راه عبور از سنت نبوی را در پیش گرفته‌اند. این کتاب با بررسیِ نقادانهٔ آرای طه جابر العلوانی، از آسیب‌های روش‌شناختیِ این جریان و جریان‌های مشابه آن پرده برمی‌دارد. مؤلف در این اثر نشان می‌دهد که چگونه برخی برداشت‌های کلی‌نگر از قرآن، بدون در نظر گرفتنِ جایگاه تبیینی سنت و اجماع علمایِ امت، می‌تواند منجر به نتایج فکری منحرف شود. در این کتاب خواهیم خواند که مدعی بازگشت به قرآن برای فهم نصوص سنت، در واقع به سوی رای و نظر خود در فهم قرآن فرا خوانده نه معنای صریح آن.

تفاوت تاریخ و تمدن 📝 محمد الهامی در فضای علمی معاصر، واژهٔ «تاریخ» با اصطلاح «تمدن» گره خورده است. در کاربرد علمی این دو واژه، عموماً مقصود از تاریخ، تمام رویدادهای گذشته است؛ با همهٔ خیر و شر، فراز و فرود، و جنگ و صلحی که در بر داشته است. در مقابل، واژهٔ تمدن بیشتر برای اشاره به دستاوردهای مادی و فرهنگی، اعم از علوم، هنرها، عمران، سیستم‌ها و مانند آن به کار می‌رود. با این حال، گاه بسته به سیاق کلام، کاربرد این دو واژه در معنای یکدیگر تداخل می‌یابد. این درآمیختگی به آنچه در فرهنگ اسلامی دربارهٔ دو واژهٔ «اسلام» و «ایمان» مطرح است شباهت دارد؛ این دو واژه هرگاه در یک عبارت کنار هم بیایند، هر کدام معنایی مستقل دارند، اما اگر به تنهایی به کار روند، معمولاً معنای دیگری را نیز در خود دارند. از همین رو گفته‌اند: «إذا اجتَمَعا افتَرَقا وإذا افتَرَقا اجتَمَعا»؛ یعنی هرگاه یکجا شوند، [در معنا] از هم جدا می‌شوند و هرگاه جدا بیایند، در [معنا و دلالت] با هم یکی می‌شوند. مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2878

هزارتوی هوش و استعداد چرا برخی از استعدادها خاموش می‌شوند؟ 📝 سلیمان بن ناصر العبودی بیشترین ضربه‌ای که نخبگان و متمایزان ذهنی - در هر زمینه‌ای - می‌خورند، از این گمان آن‌هاست که خود را بزرگتر و برتر از راه‌های رفته، جاده‌های هموار و مسیرهای شناخته‌شده می‌دانند. از این رو، با این تصور که راه‌های معمولی در شأن توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و مهارت‌هایشان نیست، از روی آن‌ها می‌پرند و به این ترتیب، دستاوردهای فراوانی را از دست می‌دهند. در حالی که اگر همان راه‌های هموار و آزموده را در پیش می‌گرفتند و خاص بودن خود را در تسلط، استواری، تبیین و واکاوی، تدقیق، ژرف‌نگری و فرا رفتن از مرزهای دانش به رخ می‌کشیدند، قطعاً به جایگاه و فضیلت والایی دست می‌یافتند! این تنها لغزشگاهی نیست که صاحبان استعداد را تهدید می‌کند و در نتیجه، میان آن‌ها و بهره‌مندی از موهبت‌های الهی دیوار می‌کشد. یکی از پدیده‌های تکراری این است که بسیاری از صاحبان هوش و استعداد علمی، خیلی زود خاموش می‌شوند؛ ستارهٔ آن‌ها زود می‌درخشد و سپس ناپدید می‌شود. درخششی گذرا مانند شهابی روشن در میان انبوه ابرها که به‌سرعت خاموش می‌شود؛ نوری موقت، ظرفیت‌هایی هدر رفته و استعدادهایی واقعی در مسیر باد. اما طوفانی بیرونی و ناگهانی آن‌ها را ریشه‌کن نکرده، بلکه این استعدادها از همان آغاز درخشش، بذر نابودی را با دستان خود حمل می‌کرده‌اند و از همان زمانِ شکوفایی، مانند برگ‌های پاییزی در آستانهٔ فروریختن بوده‌اند. مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2874

آیا من از منافقان هستم؟ نفاق یک پیامد است نه یک تصمیم 📝 فارس محمد علی محمد در این ماه برای سومین یا چهارمین یا پنجمین بار، بعد از طلوع آفتاب بیدار شدم... دقیقاً نمی‌دانم چند بار بعد از طلوع خورشید، پشیمانِ از دست رفتن نماز صبح از خواب برخاستم؛ در حالی که هر بار خودم را به نفاق متهم می‌کردم و این سخن پیامبر صلی الله علیه وسلم به یادم می‌آمد که: «سنگین‌ترین نماز بر منافقان، نماز عشا و صبح است» [متفق علیه]. آیا این یعنی من از منافقان هستم؟ .. نمی‌دانم! با یکی از دوستانم نشسته بودم که نکتهٔ شگفت‌انگیزی را از کتاب «رقائق القرآن» به من گفت. در آنجا آمده بود: «نفاق تصمیمی نیست که انسان بگیرد؛ این‌طور نیست که شخص از خواب بیدار شود، صبحانه‌اش را بخورد و بعد تصمیم بگیرد که منافق باشد! نه». نفاق - همان‌طور که شیخ سکران می‌گوید - یک اثر و پیامد است، نه یک تصمیم؛ به این سخن الله عزوجل بنگرید: {فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ} [توبه: ۷۷] (پس به سزای آنکه با الله خُلفِ وعده کردند و به خاطر آن که دروغ می‌‌گفتند، [الله نیز] تا روزی که او را [در قیامت] ملاقات می‌کنند، در دل‌هایشان داغ [و ننگِ] نفاق نهاد). مطالعهٔ مقاله در سایت بینش: binesh.cc/archive/2871